امام حسن عسکری علیه السلام
ـ وقد سُئلَ عن الحُجّةِ والإمامِ بعدَهُ ؟ ـ: ابْنِي محمّدٌ ، وهُو الإمامُ والحُجّةُ بَعدي، مَن ماتَ ولَم يَعرفْهُ ماتَ مِيتةً جاهليّةً. أمَا إنّ لَه غَيبةً يَحارُ فيها الجاهلونَ و يَهْلِكُ فيها المُبطِلونَ و يَكْذِبُ فيها الوَقّاتونَ، ثُمّ يَخرُجُ فكَأنّي أنظُرُ إلَى الأعْلامِ البِيضِ تَخْفِقُ فوقَ رأسِهِ بِنَجفِ الكوفةِ.
ـ در پاسخ به پرسش از حجّت و امام بعد از ايشان ـفرمود : فرزندم محمّد، اوست امام وحجّت پس از من. هر كه بميرد و او را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است. بدانيد كه او را غيبتى است كه پس از آن، ظهور مىكند؛ غيبتى كه جاهلان در آن سرگشته مىشوند و باطل گرايان به نابودى مىافتند و كسانى به دروغ [براى ظهور او ]زمان تعيين مىكنند. گويى پرچمهاى سفيدى را مىبينم كه در نجفِ كوفه بر فراز سر او در اهتزازند.
بحار الأنوار : ج51 ص160ح 7 .
راوي: كتاب «دراسات فی اهل البيت النبوی» به تازگی از سوی انتشارات مكتبة الأسدی شهر مكه منتشر شد.
به گزارش راوي، به نقل از دفتر اطلاع رسانی پژوهش های حديثی موسسه دار الحديث، كتاب «دراسات فی اهل البيت النبوی» نوشته دكتر خالد بن احمد الصمی بابطين به تازگی از سوی انتشارات مكتبة الأسدی واقع در مكه مكرمه به چاپ رسيد. اين كتاب برای تبيين رابطهای صحيح و معتدل بين يك مسلمان و اهل بيت عليهم السلام به نگارش درآمده است. رابطهای كه در آن نه آفت غلو باشد و نه گزند تقصير. مولف كتاب، برای اين منظور در اولين فصل از فصول هشتگانة كتاب به تعريف اهلبيت عليهم السلام و مقصود از آنان میپردازد و در فصل دوم موضعگيریهای متفاوت مردم در قبال آنان را بيان میكند كه سه جبههگيری افراط و تفريط و معتدل در اين زمينه معرفی میشوند: جفاكاران در حق اهل بيت عليهم السلام كه نواصب هستند و اهل غلو درباره اهل بيت كه به گفتة مولف كتاب روافض و گروههای ملحق به ايشان مثل صوفيه و راه و روش صحيح اهل حق كه به بيان نويسنده، همان اهل سنت و جماعت باشند. وی در ادامه كلام علمای اهل سنت در مورد اهل بيت عليهم السلام را گردآورده است. در فصل سوم مولف دوشرط برای ولايت اهل سنت نسبت به اهل بيت پيامبر ذكر میكند. و اين كه كسی از آنان به ولايت پذيرفته نمیشود مگر اين كه مومن و استوار بر دين باشد و كسی كه از سنت نبوی صحيح پيروی كند. فصل چهارم كتاب با اين سوال آغاز میشود كه آيا پذيرش برتری بنی هاشم به معنی پذيرش برتری مطلق آنان بر تمام افراد و در تمام حالات است يا نه؟ مولف چنين پاسخ میدهد كه چنين نيست و امكان دارد كه چه بسا در ميان برخی از آحاد مردم كسانی باشند كه بر برخی از افراد بنیهاشم از جهت تقوی و ايمان و عمل صالح برتری داشته باشند. در فصل پنجم به تاريخ شرافت و زمان ظهور اصطلاح شريف و كسانی كه به آن نامگذاری میشدند میپردازد و سپس به مسائلی در مورد نقابت اشراف و اين كه نقيب كيست و چه وظايفی دارد پاسخ میدهد. در فصل ششم يك مسألة فقهی به همراه اقوال علما در مورد آن به بررسی گذاشته میشود كه آيا اهل بيت عليهم السلام میتوانند از زكات استفاده كنند يا نه. در پايان اين فصل مسألة ديگری مطرح شده است كه اگر حق اهل بيت عليهم السلام از آنان به عنوان ذوی القربی سلب شد و آنان محتاج بودند، میتوانند از زكات واجب و مستحب استفاده كنند. پس از فصل هفتم كه به ذكر مجموعهای از كتب به نگارش درآمده در مورد فضايل اهل بيت عليهم السلام میپردازد به فصل پايانی كتاب میرسيم كه به نقد مشهورترين كتابهای نوشته شده در مورد فضايل اهل بيت عليهم السلام میپردازد. در اين فصل پنج كتاب كه از طرف نگارندگان اهل سنت و شيعه و صوفی نوشته شده است بررسی میشود. نويسنده، در ابتدای كتاب نقل می كند، در حال تحقيق درباره كتابی از حافظ سخاوی به نام (استجلاب ارتقاء الغرف بحب اقرباء الرسول و ذوی الشرف) بودم كه به يافتههای جديدی برخوردم و تصميم گرفتم نتيجه پژوهش خويش را با ترتيب جديد به صورتی مستقل منتشر كنم. گفتنی است، تعداد صفحات اين كتاب 194 صفحه است.