حضرت عبدالعظيم عليه‏السلام و شهررى در سفرنامه‏ ها - صفحه 380

نكردند. او اظهار داشت كه زنش بيمار است، اما درباره آن دو ديگر سخنى نگفت. غذا را بر روى ميز بلندى چيده بودند و ما ايستاده صرف كرديم، اول دسر آوردند و صورت غذا تقريبا از اين قرار بود:
ليموناد، چاى، گلاب، گردو، بستنى، شيرينى، ماست و خيار، سوپ و ماهى، مرغ پلو، گوشت قيمه، چغندر پخته، برنج با چاشنى، اسفناج، كاهو، كبك، پرتقال، سيب، خربزه اى كه شش ماه مانده بود (خربزه را براى ماههاى بعد نگهدارى مى كنند)، نان و پنير، چاى.
بعد از ناهار به طرف برج خاموش رفتيم، قبرستان پارسيان (زردشتيان) يا آتش پرستان. ما از تپه مجاور برج بالا رفتيم تا بتوانيم داخل دخمه را تماشا كنيم. اجسادى را ديديم كه در برابر هجوم لاشخورها قرار گرفته بودند، و گويى هزاران لاشخور در ميان صخره هاى كوهستان زندگى مى كردند. اين برج يا دخمه، ديوارى به ارتفاع چهل فوت دارد و در ميان آن چاه عميقى حفر شده است. در قسمت بالاى آن نرده هايى است كه جسد مرده را قرار مى دهند و بعد تركش مى كنند. وقتى لاشخورها كار خود را آغاز مى كنند، كه پوشش مرده به كنارى افتاده است و در پايان كه گوشتى باقى نماند، اسكلت به چاه ته دخمه فرو مى افتد.
در مراجعت، از مزرعه اى عبور كرديم كه مردى در حال شخم زدن بود. سه پسرش به او كمك مى كردند و خيش را شش گاو قوى بنيه مى كشيدند. در امريكا يك پسر بچه پانزده ساله در نصف روز، بيش از تمامى اين نيروهايى كه در تمام روز فعالند، مى تواند كار ارائه دهد، چون اينها از وسايل ابتدايى استفاده مى كنند. اما دستمزدها ارزان است، چون پسرها حداكثر روزى پنج سنت و مردها دو برابر آن دريافت مى كنند. خاك بسيار حاصلخيز است و كشاورزان تقريبا هر چيزى كه در آريزونا ۱ و نيومكزيكو ۲ به دست مى آيد، كشت مى كنند.

1.Arizona.

2.New Mexico.

صفحه از 426