حضرت عبدالعظيم عليه‏السلام و شهررى در سفرنامه‏ ها - صفحه 402

ابراهيم است.» اين پاسخها جالب توجه است، زيرا مسلمانان اغلب به ارتباط بين زرتشت و ابراهيم اشاره مى كنند. اندكى بعد ملايى سپيد روى و جوان كه عمامه سفيدى بر سر داشت سر رسيد، و چون از وى همين سؤال را كرديم بلافاصله جواب داد: «پيغمبر گبران زرتشت است، و او حدود شش هزار سال پيش مى زيسته است. براى اطلاعات بيشتر درباره او بايد به كتب گبران مراجعه كرد، زيرا آنها كتابهايى در اين باره دارند».
با اينكه هنوز وقت باقى بود كه به تماشا وديدار مزار حضرت عبدالعظيم برويم، ترجيح دادم كه وقت باقى مانده را صرف بررسى و مشاهده ويرانه هاى باستانى رى كنم. از اين رو به قسمت علياى رى بازگشتم و ابتدا به بررسى نقشى كه از صخره واقع در مشرق ارگ قديم، به عرض حدود سه متر و بلندى شش متر كنده بودند پرداختم. اين نقش براى خود تاريخچه اى دارد؛ زيرا بر اين صخره قبلاً حجارى ديگرى بوده است كه در نيمه اول قرن نوزدهم ميلادى (قرن سيزدهم هجرى) آن را تراشيده و پاك كرده و به جاى آن نقش جديدى كنده اند. اين نقش فتحعلى شاه را در حالى كه دارد شيرى را با نيزه مى زند نشان مى دهد، و چندان ارزش تاريخى ندارد. ولى حجارى قديم كه شاه دستور داده است آن را محو كنند و به جاى آن نقش وى را حجارى كنند، واقعاً ارزش تاريخى داشته و متعلق به دوران ساسانى بوده است. خوشبختانه موريه ۱ (1809)، پرايس ۲ (1811)، و سرويليام اوزلى ۳ (1811ـ1812) تصاوير و طرحهايى از آن برداشته اند، و كرپورتر(1818)نيز آن را وصف كرده است؛ بنابراين، اثر مذكور به كلى از بين نرفته، و من در اينجا تصويرى را كه اوزلى كشيده است به علت ارزش باستانشناسى آن نقل مى كنم: حجارى سوارى جنگى را نشان مى دهد كه با سرعت

1.Morier .

2.Price .

3.Ouseley .

صفحه از 426