حضرت عبدالعظيم عليه‏السلام و شهررى در سفرنامه‏ ها - صفحه 412

و پيوسته در آن خانه بود و يك دو نفر از شيعه خبردار بود تا اين كه اكثر مردم رى آن حضرت را شناختند. وقتى يكى از شيعيان حضرت رسول صلى الله عليه و آله را در خواب ديد، كه حضرت فرمود كه مردى از فرزندان من در سكة الموالى مدفون خواهد شد، در نزد درخت سيبى در باغ عبدالجبار بن عبدالوهاب و اشاره فرمود به همان مكانى كه آن جناب در آنجا مدفون شد. پس آن شخص رفت كه آن درخت و مكان را از صاحب آن بخرد. او گفت: از براى چه مى خرى؟ گفت: چنين خوابى ديده ام. او گفت: من نيز چنين خوابى ديده ام. محل اين درخت را با تمامى باغ وقف كرده ام بر اين سيد و شيعيان كه مرده هاى خودشان را در آنجا دفن كنند. پس حضرت عبدالعظيم بيمار شد و دار دنيا را وداع كرد. او را در همانجا به خاك سپردند و در جيب قبايش رقعه اى يافتند كه در آن نسب شريف خود را نوشته بود.
بقعه ديگر به نام امامزاده طاهر در طرف شرقى صحن عبدالعظيم زيارتگاه بود. ما نيز زيارتش كرديم. بعد به مسجد زيرزمينى كه در مقابل ايوان مبارك بود، رفتيم. واعظى در منبر بود. بيان شيواى او ما را جلب كرد، در پاى منبر نشسته تا آخر مجلس كه منتهى به ذكر مصيبت حضرت سيدالشهداء عليه السلام نمود. چنانكه رسم تمامى اهل منبر است كه مجلس را با ذكر مصائب آن حضرت خاتمه مى دهند. بعد يك و نيم به غروب مانده با ترن به طهران برگشتيم.
... ثلث روز با خواب و ثلث ديگرش را با گردش كه منتهى به سوارى ترن شد كه ما را به زاويه مقدسه رسانيد و ثلث آخر را هم در زاويه مقدسه گذرانديم،

صفحه از 426