كتاب«جنة النعيم»و واعظ كجوري - صفحه 243

وفيه تراجم كثير من العلماء القدماء والمتأخرين والرواة من أصحاب الأئمة عليهم السلام ۱ . ۲
در حسن اسلوب جنة النعيم نيز، يكى از دوستان صميمى واعظ تهرانى اين ابيات را برايش هديه فرستاده است:

نَظَرْتُ إلى ذاكَ الكِتاب بِنَظرَةٍبِعَيْنٍ مِنَ الانصاف حينَ كِتابَتى
رَأيتُ كَجَنّاتِ النَّعيمِِ حَديقَةًمِنَ الوَرْدِ فيها مااقْتَضَتْهُ إرادَتى
شَمَمْتُ نَسيمَ الفَيْضِ من صَفَحاتِهاورَوْحاً ورَيْحاناً على قَدْرِ حاجَتى
وَجَدْتُ على اغْصانِ الحُرُوفِ نُقاطَهاحَماماتِ تَوْفيقٍ بِسَجْعِ الهِدايةِ
كأنَّ عَلى مَجرَى السُّطورِ مِدادُهارَواشِحُ فيضٍ مِنْ سَحابِ العِنايَةِ
لَعَمْرُكَ انّى قَدْ قَرأتُ كِتابَكُمسِوى ذِكْرِكُمْ بِالخَيْرِ لَيْسَ حِكايَتى۳
به هر حال، شكى نيست تمامى كسانى كه پس از واعظ تهرانى درباره حضرت عبدالعظيم قلم زده اند از سفره گسترده روح و ريحان، بدون واسطه يا با واسطه بهره برده اند. علاوه بر اينكه مطالب دست اول وى در مورد بعضى از علماى هم عصر خويش و تحقيقات او درباره امامزادگان در خور تقدير است.

1.مصفى المقال، رديف ۸۶.

2.البته در كنار اين تجليلات، كلام بعضى از معاصرين نيز قابل توجه است كه از اين كتاب به «كتاب بى محتواى كجورى» تعبير نموده است!! البته فرق است بين بى محتوا و نامربوط، و ظاهراً قصد وى واژه دوم است ؛ يعنى غير مرتبط با حضرت عبدالعظيم عليه السلام ، كه البته در صفحه بعد بدان پاسخ گفته ايم، با عنوان «اشكال بر كجورى در خصوص طولانى بودن مباحث كتاب». نگارنده در اين مقال، سعى نموده زواياى مختلف و ابعاد گوناگون اين كتاب را مورد بررسى قرار دهد تا خوانندگان عزيز، خود پس از خواندن آن و رجوع به اصل كتاب، قضاوت نمايند. وانصاف آنكه تأليف كتابى بدين نظم و تفصيل كه اقلاً چهار سال بطول انجاميده، مقرون با مراجعات فراوان و اطلاعات وسيع بوده، علاوه بر مطالعات فراوانى كه مؤلف پيش از آن داشته يا تأليفات قبلى خويش كه حين تدوين كتاب جنة النعيم، از آنها سود برده است.

3.مقدمه جنة النعيم.

صفحه از 258