بارقههایی ایجاد کند و او را به کاویدن مسئله و یافتن پاسخی درست و منطقی، به تکاپو وادارد. همچنین آگاهی از میراث حدیثپژوهی غربیان، ضمن افزایش دامنه دانستههای تخصصی پژوهشگران مسلمان، میتواند از انتشار شبهات کاذب علمی در سطح جامعه دانشگاهی پیشگیری کند.۱ افزون بر این، یکی از ضروریترین مباحث و مسائلی که در هر تحقیق علمی مورد نظر است، دستهبندیهای معقول و منطقی و رهیافت نتیجه از تحلیلها است. به عبارت بهتر، در پژوهشها، به ویژه از جنس توصیفی _ تحلیلی، بیش از هر اقدامی بایسته است نسبت کلیه عناوین پژوهشی مورد نظر شناسایی و سنجیده شده، سپس در مقولاتی چند عنوانبندی شوند. پس از آن، به تفکیک عنوان هر فصل، نوشتههای احصا شده مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرند.
بر این باوریم که مقدمه دستیابی به نگاهی جامع و در خور، در حوزه ایدهپردازی غربیان در حدیث شیعه، شناخت رویکردها، ایدهها و اندیشههای آنان از لا به لای نگاشتههایی است که آنان در طول سالیان نگاشتهاند. این مهم با تتبع در مجموعه قلمفرساییهای ایشان و مطالعه مورد به مورد فعالیتها میسر است. به تعبیرِ زیباتر واژگان، «مأخذشناسی» و «گونهشناسی» مقدمهای است بر «روششناسی» و «آسیبشناسی» که باید به گونهای «توصیفی» و مبتنی بر «تبیین و تحلیل» آثار صورت پذیرد. از این رو، کوشیدهایم به اهم تلاشهای مکتوب حدیثی آنان در حوزه امامیه دست یابیم.
در این نوشتار برآنیم تا با احصای دقیق و کامل مجموعه اقدامات پژوهشی صورت گرفته از سوی خاورشناسان در حدیث شیعه امامیه، تحلیل درست و منطقی از برآورد آثار داشته باشیم. بدین منظور، ابتدا مبحثی با عنوان «گونهشناسی حدیث شیعهپژوهی خاورشناسان» ذکر میشود و مقصود، آن است که به یک دستهبندی درست و منطقی از مجموعه فعالیتهای حدیثی آنان دست یابیم. ویژگی منحصر به فردی که در این قسمت وجود دارد، تقسیمبندی نو و بدیعی است که پیش از این در تحقیقات صورت گرفته در خصوص خاورشناسان بیسابقه بوده است. همت بلیغ داشتهایم تا به «مأخذشناسی» آثار تولید شده در این باب بپردازیم و سپس به «گونهشناسی» مورد نظر دست یابیم.
امید است این گونهشناسی، با توجه به احصای کمابیش تام آثار شاخص در این حوزه، بتواند به صورت دقیقی مورد استناد قرار گیرد. هدف از این نوشتار رسیدن به این پرسش اساسی است که «افراد و پژوهشهای شاخص خاورشناسان در حوزه مطالعات حدیثی شیعه