مورد بررسى قرار گرفته است.
علّامه فضل اللّه در اين آيات به نكات زير توجه دارد :
الف . آيه را به گونه اى قابل فهم و قابل درك تفسير كرده است و به اصطلاحات پيچيده فقهى كمتر مجال بحث داده است . لذا اگر بخواهيم از آيات فقهى مفهومى اجمالى را برداشت كنيم ، در عين توجه به جوانب مختلف آن و گزيده گويى ، مى توانيم به اين تفسير كاملاً اعتماد كنيم .
ب . به صورت نسبى و البته نه با تفصيل زياد ، به اختلاف روايات و ديدگاه هاى ميان شيعه و سنى اشاره مى كند؛ به عنوان نمونه ن. ك : به (ج 4 ، ص 10) .
ايشان ذيل آيه « كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَ لِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ » (بقره ، 180) روايتى بيان مى كند كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمودند : «لا وصَيَّةَ لِلْوارِثِ» .
در اين جا ديدگاه آيت اللّه خويى رحمه الله را درباره اين روايت ، و همچنين بررسى تعارض آيه و روايت را مطرح مى كند . آيت اللّه خويى رحمه الله درباره صحت سندى و دلالت متن بحث مى كنند و مى گويند :
1. صحت سندى اين روايت ثابت نشده است وبخارى ومسلم نيز بدان گردن ننهاده اند.
2. اين روايت با روايات مستفيضى كه از اهل بيت عليهم السلام نقل شده است، درتعارض است.
3 . در صورت صحت سندى ، روايت فوق چون خبر واحد است صلاحيت نسخ آيه را ندارد .
از طرفى آيه و روايت در مدلول خود با يكديگر منافات و تعارض ندارند. نهايت اين كه در اين جا آيه را مطلق دانسته و روايت را مقَيَّد آيه مى دانيم؛ در اين صورت ، وصيت از آن والدينى است كه به دليل مانعى ، از ارث محروم باشند ، و يا خويشان و نزديكانى كه بدان ها ارث تعلق نمى گيرد.
در صورتى كه آيه و روايت در دلالت خود با يكديگر در تنافى باشند ، از آن جايى كه روايت خبر واحد است صلاحيت نسخ آيه را ندارد (ج 4 ، ص 10) .