نخستين‏ها در « الكافي » - صفحه 507

اى مردم! همانا سركشى، ياوران خود را به سوى آتش مى كشد، و نخستين كسى كه بر خدا سركشى كرد، عناق، دختر آدم بود، و نخستين كشته اى كه خدا او را كشت، عناق بود كه نشيمنگاهش يك جريب در يك جريب بود، و بيست انگشت داشت كه در هر انگشتى، دو ناخن بود همچون دو داس. پس خداوند، شيرى همانند فيل و گرگى به بزرگى شتر و كركسى به اندازه استر، بر او چيره كرد، و آنها او را كشتند. خداوند، زورگويان را در بهترين حال و آسوده ترين وضعيتى كه داشته اند، كشته است .
14. از أبو عبد اللّه [امام صادق] عليه السلام نقل است كه مى فرمايد: آن گاه كه با امير مؤمنان عليه السلام پس از قتل عثمانْ بيعت شد، ايشان بالاى منبر رفت و فرمود:
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى... أمّا بَعْدُ، أيُّهَا النّاسُ! فَإنَّ الْبَغْىَ يَقُودُ أصْحَابَهُ إلَى النّارِ، وَ إنَّ أوَّلَ مَنْ بَغى عَلَى اللّهِ ـ جَلَّ ذِكْرُهُ ـ عَنَاقُ بِنْتُ آدَمَ، وَ أوَّلَ قَتيلٍ قَتَلَهُ اللّهُ عَناقُ؛۱سپاس خداى را كه ... امّا بعد ، اى مردم ! همانا سركشى، يارانش را به سوى آتش مى كشد، و همانا نخستين كسى كه بر خدا سركشى كرد، عناق، دختر آدم بود، و نخستين كشته اى كه خدا او را به قتل رساند، عناق بود .

ده. نخستين عوامل سركشى

15. از أبو عبد اللّه [امام صادق] عليه السلام نقل است كه مى فرمايد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
إنَّ أوَّلَ ما عُصِىَ اللّهُ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ بِهِ سِتٌّ: حُبُّ الدُّنْيا، وَ حُبُّ الرِّئاسَةِ، وَ حُبُّ الطَّعَامِ، وَ حُبُّ النَّوْمِ، وَ حُبُّ الرّاحَةِ، وَ حُبُّ النِّسَاءِ؛۲نخستين مايه هاى نافرمانى خداوند ـ عزّ و جلّ ـ ، شش چيز است: [۱.] دوستى دنيا؛ [۲.] دوستى رياست؛ [۳.] دوستى خوراك؛ [۴. ]دوستى خواب؛ [۵. ]دوستى استراحت؛ [۶.] دوستى زنان.

1.همان، ج۸، ص۶۷، ش۲۳.

2.همان، ج ۲، ص ۲۸۹، ش ۳.

صفحه از 536