از كفر و ايمانْ قرار مى گيرد و آن گاه با توفيق يا خذلان الهى ، ايمان يا كفر ، در آن جاى مى گيرد. 1
جايگيرىِ ايمان در قلب مى تواند نشانه ثبات آن و جايگيرى كفر ، نشانه عاريتى بودن ايمان پيشين باشد.
از سوى ديگر ، ظاهر آيات 2 و احاديث باب ارتداد 3 و نيز ظاهر نص گونه حديث زير از امام باقر عليه السلام مى تواند دليل بر امكان زوال ايمان باشد :
مَن كَانَ مُؤمِناً فَعَمِلَ خَيراً فِى إِيمَانِهِ ثُمَّ أَصَابَتهُ فِتنَةٌ فَكَفَرَ ثُمَّ تَابَ بَعدَ كُفرِهِ كُتِبَ لَهُ وَ حُوسِبَ بِكُلِّ شَى ءٍ كَانَ عَمِلَهُ فِى إِيمَانِهِ وَ لَا يُبطِلُهُ الكُفرُ إِذَا تَابَ بَعدَ كُفرِهِ. 4
به نظر مى رسد كه در بحث موافات ، در كنار احاديث پيش گفته ، بايد از احاديث ديگرى ياد كرد كه از اسباب حصول كفر پس از اسلام يا ايمان 5 سخن گفته اند. ملاحظه اجمالىِ احاديث الكافى ، بيانگر تكثّر و تنوّع اين متون است. چنين مى نمايد كه اطلاق اين احاديث مى تواند مستندى بر امكان زوال ايمان باشد. ظاهرا تنوّع اين احاديث كه اسباب گوناگون اعتقادى و عملى را موجب زوال ايمان دانسته اند، به تركيبى بودن حقيقت ايمان باز مى گردد. بخشى از اين اسباب ـ كه با نگاهى گذرا به دست آمده اند ـ عبارت اند از : در دسته اى از احاديث الكافى ، ارتكاب گناه كبيره با اعتقاد به حلال بودن ، آن را سبب حصول كفر و خروج از اسلام دانسته اند. از جمله امام صادق عليه السلام در حديثى مى فرمايد:
مَنِ ارتَكَبَ كَبِيرَةً مِنَ الكَبَائِرِ فَزَعَمَ أَنَّهَا حَلَالٌ أَخرَجَهُ ذَلِكَ مِنَ الإِسلَامِ وَ عُذِّبَ أَشَدَّ
1.ر . ك : همان، ص ۴۲۰ .
2.مجموعه اى از آيات مربوط به ارتداد را در بحار الأنوار (ج ۷۶ ، ص ۲۱۵ ، باب ۹۷) ببينيد .
3.ر . ك : الكافى ، ج ۶ ، ص ۱۷۴.
4.همان ، ج ۲ ، ص ۴۶۲ ، ح ۱ (بَابُ أَنَّ الْكُفْرَ مَعَ التَّوْبَةِ لا يُبْطِلُ العَمَلَ). به اين حديث ، از طريق حدائق الناضرة (ج ۱۴ ، ص ۱۵۸) دست يافتم. بحرانى ، سند حديث را صحيح ارزيابى كرده است.
5.برخى از اسباب ، مايه خروج از ايمان و برخى ديگر ، موجب خروج از ايمان و اسلام هستند.