واقع تفسير كنيم ، زوال آنْ امكان ناپذير است و پس از زوال ، كشف مى شود كه مؤمن نبوده است ؛ امّا شرط بودن آن ، آغاز سخن است . ۱
علّامه مجلسى ، سپس به تحقيق ديگرى از اين مسئله ـ كه در مرآة العقول ارائه كرده است ـ ارجاع مى دهد. براى تكميل بحث ، سخن وى در اين كتاب را نيز مى آوريم :
حقْ آن است كه اگر ايمان به حدّ يقين برسد، زوال آن ، ممكن نيست. ولكن رسيدن آن به اين حد ، نادر و تكليف عامّه مردم بر آن ، حَرَج است ؛ بلكه ظاهر ، آن است كه در ايمان بيشتر مردم، ظنّ قوى ـ كه نفس بدان آرامش مى يابد ـ كافى است و زوال مانند آن ، امكان پذير است. درجات ايمان بسيار است. در بعضى از آنها زوال و بازگشت به شك ، بلكه بازگشت به انكار ، ممكن است و آن ، ايمان عاريتى است. ۲
در برخى درجات زوال [ايمان] در گفتار ممكن است ، نه در اعتقاد و عمل. در برخى درجات ، امكان دارد كه زوال در گفتار و عمل باشد ؛ امّا نه در اعتقاد. مانند گروهى از كافران (چون ابوجهل) كه در عين اعتقاد به صدق پيامبر صلى الله عليه و آله به سبب اغراض فاسد و اهداف دنيوى ، عناد مى ورزيدند و به شدّت [نبوت آن حضرت را ]انكار مى كردند... . ۳
م . گناهان صغيره و كبيره
يكى از اختلافات شيخ مفيد با متكلّمان آل نوبخت ، در تعريف گناهان صغيره و كبيره است. شيخ مفيد و بيشتر اماميه و مرجئه ، معتقدند كه هيچ گناهى فى نفسه ، صغيره
1.بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۱۸.
2.در متن المعاد آمده است كه تصحيف المعار ، به معناى عاريتى است.
3.مرآة العقول، ج ۷ ص ۲۴۲. «فَلَمَّا جَآءَتْهُمْ ءَايَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُواْ هَـذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ * وَجَحَدُواْ بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَآ أَنفُسُهُمْ ظُـلْمًا وَ عُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ» (سوره نمل ، آيه ۱۳ ـ ۱۴). علّامه مجلسى در حق اليقين ، اعتقاد به زوال پذيرى ، بلكه وقوع زوال ايمان را به بيشتر متكلّمان خاصه و عامه نسبت داده و ظواهر بسيارى از آيات را دليل اين امر دانسته است (ر . ك : حق اليقين، ص ۶۳۲) .