يكى ديگر از مطالب مطرح در احاديث ، مفارقت روح ايمان از مرتكب كبيره و به بيان ديگر ، سلب ايمان از مرتكب كبيره (و برطبق برخى احاديث ، حتّى از مرتكب صغيره) است. ۱ با توجّه به اين كه شمارى از احاديث مربوط ، در بحث موافات گذشت ، در اين جا به دو حديث ديگر بسنده مى كنيم :
عن ابنِ بُكَيرٍ قَالَ قُلتُ لِأَبِى جَعفَرٍ عليه السلام : فِى قَولِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله : إِذَا زَنَى الرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ الْاءِيمَانِ قَالَ : هُوَ قَوْلُهُ :«وَ أَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ»ذَاكَ الَّذِى يُفَارِقُهُ.۲
عَن مُحَمَّدِ بنِ حَكِيمٍ قَالَ قُلتُ لِأَبِى الحَسَنِ عليه السلام : الكَبَائِرُ تُخرِجُ مِنَ الإِيمَانِ فَقَالَ : نَعَم وَ مَا دُونَ الكَبَائِرِ .۳
بر اساس احاديث الكافى ، اصرار بر گناه صغيره ، موجب الحاق آن به گناه كبيره مى شود. ۴ مفاد احاديث «باب اسْتِصْغَار الذَّنْبِ» ، ضرورت خوددارى از سَبُك شمردن هر نوع گناهى است. ۵
ن . اسما و احكام
اسما و احكام ، از مباحث مهمّ كلامى و فرقه شناختى است. مقصود از اين بحث ، آن است كه هر مكلّفى ، بنا بر عقيده و عمل خود ، مستحقّ چه نام و احكام دنيوى و اخروى اى است. در اين آموزه ، درباره مرتكب گناه كبيره ، ديدگاه هاى متفاوتى وجود دارد كه يكى از نقاط افتراق برخى فرقه ها (بويژه خوارج و معتزله) از ديگر فرقه هاست. خاستگاه اختلاف نيز در تعريف ويژه هر فرقه از مفهوم ايمانْ نهفته است. بنا بر داده هاى منابع كلامى، اطلاق فاسق بر مرتكب گناه كبيره ، مورد اتّفاق
1.البته توجّه داريم كه ارتكاب گناه كبيره از روى حلال شمردن آن ، موجب خروج از اسلام مى گردد (ر . ك : الكافى ، ج ۲ ، ص ۲۸۵ ، ح ۲۳).
2.همان، ص ۲۸۰ ، ح ۱۱.
3.همان، ص ۲۸۴ ، ح ۲۱.
4.ر.ك. همان، ص ۲۸۸ (بَابُ الْاءِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ) .
5.همان، ص ۲۸۷.