حُسنُ الجِوَارِ يَزِيدُ فِى الرِّزقِ . 1
صِلَةُ الرَّحِمِ و حُسنُ الجِوَارِ يَعمُرَانِ الدِّيَار و يَزِيدَانِ فِى الْأَعْمَارِ. 2
إِنَّ أَعجَل الخَيرِ ثَوَاباً صِلَةُ الرَّحِمِ. 3
در مجموع ، به نظر مى رسد با توجّه به شروطى كه در متون دينى و منابع كلامى 4 و فقهى 5
براى ثبوت ثواب براى طاعتْ تعيين شده ـ كه مهم ترين آن ايمان است كه كافران را شامل نمى گردد ـ ، مى توان گفت آنچه باور نوبختيان بوده و در برخى احاديث نيز از آن سخن رفته است، ثواب به معناى خاص كلامى (يعنى نفع استحقاقى همراه با تكريم و بزرگ داشت) نيست كه اين امر ، مختص مؤمنان است ؛ بلكه آن را مى توان چيزى از گونه عوض دانست كه عبارت است از نفع استحقاقى عارى از تكريم و بزرگ داشت. 6 از همين روست كه سيّد رضى در تفسير آيه «وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الْأَخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِى الشَّاكِرِينَ» 7 مى گويد:
مراد از ثواب دنيا در اين جا ، منافع و لذّات دنياست كه مجازا و از باب تشبيه ، ثواب ناميده شده است. 8
1.همان، ج ۲ ، ص ۶۶۶.
2.همان، ص ۱۵۲.
3.همان جا .
4.ر . ك : شروط استحقاق ثواب در منابع كلامى ـ كه پيش تر ياد كرديم ـ .
5.مانند اين تعبير علّامه حلّى : «لا طاعة من الكافر لان استحقاق الثواب مشروط بالايمان» (مختلف الشيعة، ج ۸ ، ص ۱۵۱).
6.تعريف كلامى ثواب و عوض در منابع متعددى آمده است ، از جمله ، ر . ك : شرح جمل العلم و العمل، ص ۱۳۲؛ الاقتصاد ، طوسى، ص ۱۰۸ ـ ۱۰۹ ؛ كشف المراد، ص ۲۶۴. در برخى منابع (مانند : التبيان، ج ۳ ص ۱۳ ؛ قواعد المرام، ص ۱۵۸) خالص بودن (از شوائب) را هم از قيود ثواب ذكر كرده اند .
7.سوره آل عمران ، آيه ۱۴۵ .
8.«انما سميت ثوابا على طريق المجاز و تشبيهاً بالثواب لما كانت فى حكم المستحق عند اُمور جعلت أسباباً لذلك» (حقائق التأويل، ص ۲۵۸؛ نيز ر . ك : التبيان، ج ۳ ص ۱۳) .