عظيم، بزرگ و مخالفت پروردگار شكوه مند، سترگ است. اين امر (بزرگى گناه) با اين كه برخى از گناهان ، فى نفسه ، موجب قدح در عدالت باشند، و برخى با اصرار، منافات ندارد. چنان كه پرهيز از برخى ، مايه گذشت از برخى ديگر است، آن گونه كه صريح آيه است . ۱
از مجموع مطالب ياد شده ، آشكار است كه عالمان پيشين اماميه ، با شيخ مفيد ، هم رأى بوده اند و عالمان پسين ، از اين ديدگاه برگشته اند و با نوبختيان ، هم داستان شده اند. ۲
شيخ كلينى ، احاديث مربوط به گناهان كبيره را در بابى با عنوان «بَابُ الْكَبَائِرِ» گرد آورده كه شامل 24 حديث است. احاديث اين باب ، شامل مطالب گونه گونى درباره اين موضوع است كه در اين جا به برخى از آنها اشاره مى كنيم. درباره نسبى يا مطلق بودن كبائر ـ كه موضوع اختلافىِ شيخ مفيد با نوبختيان است ـ ، به نظر مى رسد كه ظاهر اين احاديث مى تواند مطلق بودن كبيره و صغيره را برساند. چنان كه محقّق اردبيلى ، «اخبار بسيار الكافى» را يكى از ادلّه نسبى نبودن گناهان كبيره و صغيره دانسته است. ۳ از نظر برخى ديگر از عالمان، تعريف كبائر در روايات و شمارش آنها نشانه نسبى نبودن آنهاست. ۴
از ديگر مطالب باب كبائر ، تعريف آن است كه چند حديث در اين باره رسيده
1.مرآة العقول، ج ۱۰ ، ص ۴.
2.البته توجّه داريم كه اشتراك در اصل آموزه است و از آن جا كه از مبنا و خاستگاه ديدگاه نوبختيان ، تبيينى در دست نيست ، نمى توان هماهنگى را به مبناى نظريه نيز سرايت داد. گفتنى است كه در ميان اشاعره نيز هر دو ديدگاه درباره مفهوم كبيره ، مطرح شده است. در حالى كه جوينى ، از پيشينيان ، كبيره و صغيره بودن را نسبى دانسته (الارشاد، ص ۳۹۱) و تفتازانى ، از پسينيان ، از مطلق بودن آن دو ، دفاع كرده است (شرح المقاصد، ج ۵ ، ص ۱۶۲) .
3.مجمع الفائدة، ج ۱۲ ، ص ۳۱۵. اين گونه كه تاب نسبى بودن را نيز دارد ، چنان كه شيخ حرّ عاملى ياد آور شده است (وسائل الشيعة، ج ۱۵ ، ص ۳۱۸).
4.ر.ك : جواهر الكلام، ج ۱۳ ، ص ۳۰۶.