چكيده سخن شيخ مفيد ، آن است كه اهل معرفت و اقرار ـ كه مرتكب كبيره مى شوند ـ ، از جهتى مؤمن هستند و از جهتى فاسق. از اين روى نمى توان آنان را به صورت مطلق ، مؤمن يا فاسق خواند ؛ بلكه در كاربرد هر دو اسم بايد جهت آن را ذكر كرد ؛ امّا صفت اسلام (و نام مسلم) در هر حال درباره آنان رواست. اين در حالى است كه بنا به گزارش شيخ مفيد ، نوبختيان ، رأيى مخالف اين نظر دارند و درباره اهل فسق (مرتكبين كبيره) اسم ايمان و مؤمن را به كار مى برند. يعنى از نظر آنان ، مسلمانان فاسق و اهل گناهان كبيره ، مؤمن هم ناميده مى شوند. ۱
به نظر مى رسد كه ديدگاه مشهور اماميان ، با نظرگاه نوبختيان ، هماهنگ تر است. براى نمونه ، علّامه حلّى در اين باره نوشته است:
ذهب أصحابنا الإمامية إلى أن المؤمن إذا فسق لايخرج عن إسم الايمان، بل يسمّى مؤمنا فاسقا . ۲
از سوى ديگر ، چنين مى نمايد كه ديدگاه شيخ مفيد در تعريف ايمان و آموزه اسما و احكام ، با احاديث الكافى ، هم خوانى بيشترى دارد.
بايسته است كه براى تحليل بيشتر رأى شيخ مفيد ، تعريف وى را از ايمان ، مورد توجّه قرار دهيم. در آثار موجود وى ، تعريف ايمان به چشم نمى خورد ؛ امّا ديدگاه او را شاگرد نامدارش شيخ طوسى ، اين گونه گزارش كرده است:
شيخ ما ابو عبداللّه ـ كه خدايش بيامرزاد! ـ بدان رفته است كه ايمان، راست شمردن ( تصديق) به دل و زبان و انجام دادن آنچه با اندام ها انجام مى گردد، است و
1.و أقول : إن مرتكبى الكبائر من أهل المعرفة و الإقرار مؤمنون بإيمانهم بالله و برسوله و بما جاء من عنده و فاسقون بما معهم من كبائر الآثام و لا أطلق لهم اسم الفسق و لا اسم الإيمان بل أقيدهما جميعاً فى تسميتهم بكل واحد منهما و أمتنع من الوصف لهم بهما من الإطلاق و أطلق عليهم اسم الإسلام بغير تقييد و على كل حال و هذا مذهب الإمامية إلا بنى نوبخت فإنهم خالفوا فيه و أطلقوا للفساق اسم الإيمان (همان جا).
2.انوار الملكوت، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۰.