سخن شيخ مفيد در باب موافات را نقل كرده است.
به نظر مى رسد اگر هم ثابت شود كه شيخ مفيد ، ايمان را به معرفتْ تفسير مى كرده است ، استدلال نويسنده محترم ، صحيح نيست ؛ زيرا آموزه موافات ـ آن گونه كه مدافعان آن گفته اند و پيش تر بيان شد ـ ، مبنا و دليل ديگرى دارد كه عبارت است از تعذّر اجتماع استحقاق ثواب دائم و عقاب دائم. ۱
افزون بر اينها كلام ديگرى از شيخ مفيد در دست است كه مى تواند مؤيّدى بر درستىِ گزارش شيخ طوسى باشد. شيخ مفيد در بيان مسئله اى در باب وقف تصريح مى كند كه اگر واقف ، بر مؤمنان وقف كند، تنها بر آن دسته از شيعيان امامى تعلّق مى گيرد كه از كبائر ، دورى مى كنند ، نه اهل فسق از ايشان. ۲ با توجّه به اين كه باب وقفْ خصوصيتى ندارد، مى توان اين فتواى مفيد را نشانه مدخليت ترك كبائر در عنوان مؤمن از ديدگاه وى دانست. ۳
1.استدلال سيّد مرتضى و حمصى در باب موافات ، پيش تر ذكر شد . در اين جا كلام ابن شهر آشوب را نيز مى آوريم. وى نوشته است: «المؤمن عندنا لايجوز أن يكفر لأنه يؤدى إلى اجتماع استحقاق الثواب الدائم و العقاب الدائم معا لبطلان التحابط» (متشابه القرآن و مختلفه، ج ۱ ، ص ۱۱۱). گفتنى است كه شيخ مفيد در اثر ديگر خود ، خداشناس موحّد را مستحقّ ثواب دائم دانسته است : «ان العارف الموحد يستحق بالعقول على طاعته و قربته ثواباً دائماً» (المسائل السروية ، ص ۹۸). از اين جمله نمى توان استفاده كرد كه ايمان ، همان معرفت است ؛ زيرا با توجّه به اكتسابى بودن معرفت خدا از منظر مفيد، مكلّف در برابر همين طاعت ، استحقاق ثواب دائم دارد ؛ زيرا اساسا دوام استحقاق ثواب ، اجماعى است : «اجمعت الاُمّة على أنّ الثواب يستحق دائما» (الاقتصاد، ص ۱۱۰ ؛ شرح جمل العلم، ص ۱۴۳).
2.المقنعة، ص ۶۵۴. قاضى ابن براج نيز عين اين فتوا را دارد (المهذّب، ج ۲ ، ص ۸۹ . نيز ، ر . ك : الوسيلة، ص ۳۷۱).
3.چنان كه علّامه حلّى ، پس از گزارش ديدگاه شيخ مفيد و ابن براج مى گويد: «تحقيق آن است كه اگر ايمان را مركّب از اعتقاد قلبى و عمل جوارح قرار دهيم، فاسق ، مؤمن نخواهد بود و اگر آن را عبارت از اعتقاد قلبى بدانيم ، مؤمن خواهد بود و اين ، نزد ما حق است» (مختلف الشيعة، ج ۸ ، ص ۴۸۴).
گفتنى است كه مفيد در أمالى خود ، حديثى را از امام رضا عليه السلام از پدران گرامى خود از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است كه نشان از تعريف وى از ايمان دارد : «الإيمان قول مقول و عمل معمول و عرفان العقول» (الأمالى ، مفيد، ص ۲۷۵).