الكافي، مرام‏نامه شيعه - صفحه 250

كلينى و همتايانش

در ميان عالمان شيعى قرن هاى چهارم و پنجم ، چند دانشمند برجسته شيعى ، همانند ستارگان آسمان، در تارك علم و انديشه درخشيده اند و تعيين سهم هر يك در نهادينه كردن انديشه معتقدان به مكتب اهل بيت عليهم السلام ، هر چند كارى است دشوار، و پرداختن تفصيلى به يكايك آنها در اين مجال نمى گنجد، امّا براى روشن شدن موقعيت و اثرگذارى كلينى در ميان آنها، معرّفى آثار هر يك و نقش آنها در فرايند شكل گيرى باورها و علوم شيعى ، ضرورى است. آنچه مدّ نظر است اين كه تأليفات عالمان بزرگ شيعه، كه از زمان نگارش حديث ـ به مثابه مادر علوم اسلامى ـ ، آغاز شد، كدام يك ، جامعيت و مانعيت لازم را داشته اند و ميزان نقش هر يك در تداوم و نهادينه سازى اين مكتب ، چه اندازه بوده است. حال ، به ترتيب اهميت و به اجمال ، هر يك را مرور مى كنيم:

1. شيخ صدوق

ابوجعفر على بن حسين بن موسى قمى (306 ـ 381 ق) ، در زمان درگذشت شيخ كلينى ، 23 ساله بوده و پدرش هم زمان با كلينى ، در 329 ق ، بدرود حيات گفته است. اين محدّث بزرگ، رحله هاى حديثى زيادى داشت و از اين رو ، كتاب هاى حديثى او چشمگير است. او از قم به رى، استرآباد ، جرجان، نيشابور، مشهد، مرورود، سرخس، سمرقند، بلخ، ايلاق، فرغانه، همدان، كوفه، مكّه، مدينه و فيد مسافرت كرد. ۱ ويژگى دوران او ، تشكيل دولت شيعى بويهيان در مناطق گسترده اى از ايران بود. ويژگى كتاب هاى اين محدّث برجسته، اين است كه هر يك ، در موضوع خاصى نگارش يافته و غالباً جامعيت ندارند و همه كتاب هاى وى هم شامل همه مباحث دينى و اعتقادى نمى شوند . نوشته هاى او به اجمال چنين هستند:
يك . علل الشرائع : شامل احاديثى در فلسفه شريعت ، نام گذارى ها ، علل و اسباب پاره اى رخدادها و آفريده هاست.
دو . معانى الأخبار : در تفسير و شرح پاره اى از احاديث و يا مفاهيم حديثى است.
سه . الخصال : شامل احاديث عددى از يك تا بعد از هزار ، سفارش هاى چندگانه، فرقه ها، خصلت ها، و ... مى شود و غالب آنها را احاديثى در بر مى گيرد كه به گونه اى به خصلت ها مربوط اند و از اين رو، الخصال نام گرفته است.
چهار . عيون أخبار الرضا عليه السلام : موضوع خاصى را دنبال نمى كند و مناظرات و روايات نقل شده از امام رضا عليه السلام و نيز پاره اى رخدادهاى مربوط به زندگى ايشان، امام كاظم عليه السلام و فرقه هايى چون واقفه است.
پنج . ثواب الأعمال : كتابى در دو بخش ثواب و كيفر گفتار و كردار آدميان است.
شش . الأمالى : شامل 97 مجلس درس گفتارهاى صدوق است كه تاريخ و جاى ايراد برخى از آنها هم مشخص شده است. وى در اين نشست ها، احاديثى را از اساتيد خود و ديگران براى حاضران ايراد كرده و موضوع خاصى در اين كتاب ، دنبال نشده است.
هفت . كتاب من لايحضره الفقيه : شامل احاديث فقهى و يكى از چهار كتاب مشهور شيعه است كه نويسنده در آن ، يك دوره احاديث فقهى را جمع و تدوين كرده است. اين اثر صدوق ، حجمى كم تر از بخش فقهيات الكافى دارد .
هشت . كمال الدين : اين كتاب را صدوق در پى خوابى كه در مسجد الحرام ديده به نگارش در آورد و در آن، طى مقدّمه مبسوطى در 115 صفحه، به بحث خلافت و ضرورت آن، عصمت امام، مباحثاتش در بغداد و در مناطق ديگر، غيبت امام، كيسانيه، ناووسيه، واقفه و زيديه پرداخته و آن گاه به روال معمول، وارد بحث اصلى كتاب شده كه عمدتاً نقل اخبار و احاديث در غيبت تعدادى از پيامبران، غيبت امام عصر، حضرت قائم عليه السلام ، نصوص مربوط به ايشان، وصايت، ولادت آن حضرت و كسانى كه ايشان را ديده اند، غيبت ايشان و سخنان معصومان در باره غيبت، توقيعات، دعا در غيبت و انتظار فرج ، و علامات خروج آن حضرت است. به اين ترتيب ، ملاحظه مى شود كه اين نوشته ايشان هم به يكى از امامان و آن هم امام غايب ـ كه البته موضوع مهمى بوده و هست ـ ، پرداخته و اصل امامت را كه كلينى بحث هاى مبسوطى در باره آن در كتابش بيان كرده ، نياورده است.
از شيخ صدوق ، چند اثر هم در باره شيعه و فضايل شيعه و برادرى ، بر جاى مانده است ؛ امّا مهم ترين موضوعى كه لازم است به آن توجّه شود، دو اثر صدوق در زمينه توحيد و امامت است .
نُه . التوحيد : شامل 67 باب ، با 583 حديث و شامل احاديث خداشناسى است و بسيارى از ابواب آن ، با الكافى ، هم پوشانى دارد، البته مفصّل تر از آن است و شامل بخشى از اعتقادات است . امّا اين كاستى را شيخ صدوق تا حدودى در كتاب الاعتقاد جبران كرده است .
ده . الاعتقاد : وى در اين كتاب ، به اختصار ، آنچه از آيات و اخبار در باره عقيده امامى ، لازم بوده ، اظهار نظر كرده و كلياتى است كه با تأويلاتى همراه است. ۲ در اين كتاب ، صدوق ، بدون پيچ و تاب ، در باره توحيد، صفات خدا، قضا و قدر، تكليف، استطاعت، بداء ، لوح و قلم، كرسى، عرش، روح، مرگ، سؤال قبر، رجعت، معاد، حوض، شفاعت، وعده و وعيد، نامه عمل، عدل، اعراف، صراط، عَقَبه هاى حشر، حساب و ميزان، بهشت و جهنّم، نزول وحى، قرآن، انبيا و رسل، عدد انبيا و اوصيا، نفى جبر و تفويض، تقيّه، پدران پيامبر ، و حظر و اباحه ، سخن گفته است.
اين اثر شيخ صدوق، البته چنان نبوده كه بالكل پذيرفته شود و يا عارى از ابهام باشد، از اين رو، از سوى شيخ مفيد نقد شده ۳ و پاره اى از آراى وى ، رد و بخشى از آن ، شرح و تفسير گرديده است. ۴ اين كتاب صدوق هم با الكافى هم پوشانى زيادى دارد و البته بخش هايى از اصول الكافى ، در اين اثر صدوق نيست.
يازده . المقنع : در موضوع فقه است و در واقع ، كتاب فتوايى شيخ صدوق است كه با الفاظ احاديث نوشته شده است .
دوازده . الهداية : در موضوعات اعتقادات و فقه است. بخش نخست اين كتاب ، شامل مباحث عقيدتى است كه با ادبيات فقهى نوشته شده و استدلالى نيست و بخش دوم آن ، فقه است كه تا ارث را در بر مى گيرد .
شيخ صدوق، هر چند در بارور كردن باورهاى شيعى ، تلاش گسترده كرده و رنج فراوان برده و ميراث بزرگى را به آيندگان انتقال داده و پاره اى از آموزه هاى حديثى را كه در الكافى نيست، در كتاب هاى خود آورده است، امّا رويكرد عالمان شيعه به الكافى ، نشان مى دهد كه آثار صدوق، به رغم اهميت فراوانش ، هيچ گاه نتوانسته اند نقش كتاب جامع الكافى را ايفا نمايند. گفته ها و سخنان عالمان در باره الكافى ، به روشنى مؤيّد اين ادّعاست .

1.علل الشرائع، ص ۱۲ ـ ۲۱ (مقدّمه سيد محمّد مهدى بحرالعلوم) .

2.براى نمونه، ر . ك : لوح و قلم ، دو ملك هستند (الاعتقاد ، ص ۴۴) ؛ كرسى، علم است (همان ، ص ۴۴) . عرش، جمله مخلوقات اند و يا علم است (همان ، ص ۴۵) .

3.اين اثر شيخ مفيد تصحيح الإعتقاد نام دارد كه از سوى درگاهى ، تصحيح و از سوى دار المفيد در بيروت ، در تاريخ ۱۴۱۴ ق چاپ شده است.

4.از اين رو ، برخى نام آن را شرح عقائد الصدوق (تصحيح الإعتقاد) گذاشتند. ر . ك : اوائل المقالات فى المذاهب و المختارات (اين رساله ، در پايان آن به چاپ رسيده است) .

صفحه از 272