نتيجه گيرى
در اين نوشتار، سخنان و ديدگاه هاى عالمان و انديشمندان و جايگاهى كه آنان براى كلينى و كتابش الكافى تعريف كرده اند، تبيين شده و با نگاهى به حوادث و رخدادهاى زمان پيش از كلينى كه تا دوران او ادامه يافته و در زمان او به خوبى نمايان بوده، روشن شده، و اين كه كلينى به آن حوادث ، كاملاً آگاه بوده و بر اساس آنها و نياز زمان خود، كتابش را سامان داده و در شكل دهى به باورهاى پيروان مدرسه اهل بيت عليهم السلام نقش بزرگى داشته، و نيز اصول و چگونگى استنباط احكام را تبيين كرده و اجتهاد بجز بر اساس قواعد آن را نفى نموده و در نهادينه سازى باور به امامت و نفى و طرد پاره اى از اعتقادات مربوط به اصول دين و فروع مذهب و در عمومى سازى آيين و رسوم دينى و سلوك مسلمانى دوازده امامى و شكل گيرى فقه آل محمّد صلى الله عليه و آله ، نقش بزرگى ايفا كرده است.
اين مطلب نيز به اختصار به بحث گذاشته شده كه الكافى، با همسانان خود ـ كه اندك زمانى پس از آن نگارش يافته اند ـ ، در نقش آفرينى ، متفاوت است، و نقشى را كه اين كتاب در انتقال ميراث فرهنگى تشيّع و تعميق باورهاى مذهبى داشته، هيچ يك از آنها ـ به رغم اهميت و نقش بزرگشان ـ نداشته اند .