كليني: محدّث يا اهل الحديث؟ - صفحه 207

كتاب زندگى و انديشه كلينى بزرگ، تعلّق يا عدم تعلّق او به مسلك اخبارى است.
اگرچه اوج و فوران نزاع ميان اخبارى ها و اصولى ها در قرن هاى يازدهم و دوازدهم هجرى بوده است، و با ظهور مرحوم وحيد بهبهانى و تأليف كتاب الاجتهاد و الاُصول ، به ظاهر فيصله يافت، امّا آنچه حقيقت دارد ، شروع اين نزاع تاريخى، از صدر اسلام و استمرار آن تا كنون است. در اين ميان، يكى از حواشى مهم و سرنوشت ساز در متن منازعات اخبارى ـ اصولى، سيره پيشينيان و گرايش آنان به يكى از دو سوى نزاع ياد شده است. عصر كلينى رحمه الله ، دوران تدوين جوامع حديثى و اوج منازعات كلامى بود. گرچه نمى توان محدّثان بزرگ را به راحتى به يكى از اين دو گرايش تاريخى منسوب كرد، امّا به كمك قراين و شواهد، حتّى در صورت فقدان مدارك قطعى، جايگاه شناسى آنان چندان دشوار نيست.
درباره كلينى، دلايلى چند مبنى بر گرايش وى به تفكّرى كه اكنون به مسلك اخبارى نامبردار است، اقامه كرده اند. در نوشتار حاضر، مى كوشيم تا معلوم گردد كه آن محدّث نامى، از شمول اكثر اين دلايل، تخصصا بيرون است، و از برخى ديگر نيز تخصيصا.

اماميه در قرن چهارم

در نيمه نخست قرن چهارم، فرمانروايان شيعه مذهب آل بويه، بر بغداد و بسيارى از مناطق ايران استيلا يافتند. شام نيز تحت نفوذ و سلطه آل حمدان، از قبايل شيعى بود. هم زمان، دولت فاطمى در شمال افريقا و مصر، تشكيل حكومت داده بود و سخت بر انديشه هاى شيعى(هفت امامى) پاى مى فشرد. شمال ايران و يمن را نيز زيديان در تسخير خود داشتند .
بزرگ ترين آفرينش هاى علمى شيعه نيز در اين زمان، صورت تحقّق يافت. الكافى ، الغيبه نعمانى ، رجال الكشى ، رجال النجاشى ، آثار شيخ مفيد و بسيارى از كتب

صفحه از 228