مرحوم شبر هر چند از دانشهاي مختلفي از جمله منطق ۱ و اقوال فلسفي ۲ و کلامي ۳ در فهم حديث بهره برده است که خود شاهد تسلط او بر علوم عقلي است، اما بارزترين منبع او در فهم احاديث، ديگر احاديث هم خانواده است که البته از نوع نگاهش به عقل و معارف عقلي سرچشمه ميگيرد. محدوده دخالت عقل از منظر شبر، در بخش عقل به عنوان منبع استنباط احکام شرعي گذشت.
تأويل
اختلاف ديگر ميان دومکتب اخباري و اصولي ـ که از اختلاف مواضع آنها در برخورد با معارف عقلي سرچشمه ميگيرد ـ بحث تأويل است. انديشيدن در مدلول نصوص ديني و کند و کاو در آنها از منظر عالمان اخباري مرام، تأويل محسوب ميشود که بايد از آن اجتناب نمود؛ بر خلاف اصوليان که قايل به تأمل در الفاظ کتاب و سنتاند. ۴
علامه شبر، هر چند تأويل در نصوص ۵ و نيز تأويل بدون معارض و دليل ۶ را نميپذيرد، اما تأويل موافق با اصول را لازم ميداند. وي از شرايط تأويل صحيح را موافقت با لغت و عقل بر شمرده ۷ و مقولاتي همچون معارضه با کتاب ۸ ، سنت ۹ ، اجماع ۱۰ ، عقل ۱۱ ، عمل اصحاب ۱۲ و تجربيات قطعي ۱۳ را از موجبات تأويل ميداند.
نتيجه
هرچند سيد عبد الله شبر حاصل جريان اصولي در دوره نزاع اخباري و اصولي به شمار ميرود، اما بايد گفت که از جريانهاي اخباري زمان نيز بي تأثير نبوده است. او برخي از مهمترين مباني اخباريان را مورد نقد قرار داده است، اما در برخي ديدگاهها، از جمله مخالفت با تنويع حديث، حکم به اعتبار اکثر احاديث، نسبت دادن ريشه عمده اختلاف اخبار به تقيه، محدود دانستن نقش عقل در استنباط احکام و حتي الامکان اجتناب از معارف عقلي در فهم حديث، با اخباريان هماهنگ است.
1.مصابيح الأنوار، ج۱، ص۲۳۶ ـ ۲۳۸.
2.همان، ج۲، ص۳۵۵و ۳۷۴ و ص۳۶۴ و ص۳۵۵ و ص۳۵۹ و ج۱، ص۷۷ و ص۱۸۸.
3.همان، ج۲، ص۱۶۷ و ص۱۰۵ و ج۱، ص۱۳۸.
4.جايگاه سياسي عالم ديني در دو مکتب اخباري و اصولي، ص۸۵ .
5.مصابيح الأنوار، ج۱، ص۲۴۲.
6.الاصول الاصلية، ص۳۱۲؛ مصابيح الأنوار، ج۲، ص۲۳۳ و ج۱، ص۲۶۲.
7.مصابيح الأنوار، ج۲، ص۱۰۵-۱۰۷و ص۲۳۸.
8.همان، ج۱، ص۲۲۱.
9.همان، ج۲، ص۲۷۸ و ص۲۰۲.
10.همان، ج۱، ص۱۹۹.
11.منية المحصلين في حقية طريقة المجتهدين، ص۷۶ و ۷۷.
12.مصابيح الأنوار، ج۲، ص۲۳۴.