سيد عبد الله شبر در نزاع اصولی و اخباری - صفحه 190

در جاي ديگر، به نقل از محدث بحراني، نزاع ميان اصولي و اخباري را در عمل به ظن، يک نزاع لفظي دانسته و مي‌‌گويد: ۱
تکاليف الهي با مقدار عقل و ذهني که خداوند به بندگان عطا نموده متناسب است و افراد مختلف هم از اين منظر متفاوت‌اند. از همين رو، بايد گفت مسأله «استنباطات ظني» ـ که استرآبادي آن را به عنوان حربه‌اي در مقابل ديگر عالمان مطرح مي‌‌کند ـ به همان مسأله تفاوت عقول و افهام بازگشت دارد. تنها تفاوت استرآبادي با مجتهدان، اين است که استرآبادي ادعا مي‌‌کند آنچه او و هم‌کيشان او مي‌‌فهمند، علم است، نه ظن؛ در حالي که ساير مجتهدان آن را ظن ناميده‌اند. ۲

3.تقليد

در مکتب عالمان اصولي مردم به دو صنف مجتهد و مقلد تقسيم مي‌‌شوند و تقليد غير مجتهد از مجتهد واجب شمرده مي‌‌شود؛ اما اخباريان با اين تقسيم‌بندي مخالف بوده و تمامي شيعيان اعم از عالم و عامي را مقلد معصوم عليه السلام مي‌‌دانند. آنها بر خلاف مجتهدان، صدور فتوا و رأي را براي همه راويان اخبار معصومين عليه السلام و همه کساني که در احاديث ائمه عليهم السلام بصيرت دارند، جايز مي‌‌دانند ۳ و وظيفه عوام را مراجعه به محدث و پرسش از ورود يا عدم ورود خبر در آن خصوص معرفي مي‌‌کنند. ۴ پاسخ شبر را بنگريد:
چگونه ممکن است عوام باديه نشين نسبت به احاديث ائمه اطهار عليه السلام که فحول علما و افاضل فقها از حل معناي آنها عاجز مانده‌اند، شناخت صحيحي داشته باشند. بلکه بايد گفت چنين سخني خنده‌دار است؛ در حالي که آيات و اخبار نيز مؤيد [ديدگاه مجتهدان] است؛ مانند فرمايش خداوند متعال: فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ۵ و نيز مقبوله عمر بن حنظله از امام صادق عليه السلام که در خصوص منازعه ميان دو نفر فرمود: «بنگريد که در ميان خود، کدام يک راوي حديث بوده و در حلال و حرام ما دقت نظر دارد و احکام ما را مي‌‌داند. اگر چنين کسي را يافتيد، به حکم او رضايت دهيد که من او را بر شما حاکم گرداندم. پس اگر به حکم ما حکمراني نمود و از او پذيرفته نگرديد، حکم خداوند کوچک شمرده شده است». ۶
مرحوم شبر در پاسخ استرآبادي ـ که معتقد است اختلاف در فتوا يا ناشي از استنباط‌هاي ظني نهي

1.شبر در ابتداي بحث خاطر نشان مي‌کند که در خصوص اشکال استرآبادي بر مجتهدان, مبني بر عمل به استنباطات ظني، ردّي نوشته بوده است, لکن پس از آن که مطالب محدث بحراني در دررالنجفية را ديده و آنها را پسنديده, نقل مطالب ايشان را سزاوار ديده است (همان، ص۴۳۶).

2.همان، ص۴۴۱ _ ۴۴۳.

3.دايرة المعارف تشيع، ج۲، ص۹.

4.منية المحصلين في حقية طريقة المجتهدين، ص۴۲۸.

5.سوره توبه, آيه۱۲۲.

6.منية المحصلين في حقية طريقة المجتهدين، ص۴۲۷ ـ ۴۲۹.

صفحه از 193