چارچوب شيوههاي روش شناسي و اصول پژوهش اعتماد كردهاند. با اين حال، ماهيت اين پژوهشها از نقل، تصوير، تصنيف و تثبيت آنچه كه معروف است، تجاوز نميكنند در نتيجه دانشجويان يا مدافع هستند يا هنوز در مرحله پرس و جو هستند.
دوره سوم : فعاليتهاي حديثي اين دوره، افزون بر آنچه پيشتر ياد شد، به دقت، موضوع محوري
و روشمندي تمايز دارند. ويژگي اساسي كه اين دوره را از ديگر دوره ها متمايز ميسازد،
موضوع سيرهشناسي حضرت محمد صلي الله عليه و آله، فهم حديث و سنّت نبوي به گونهاي صحيح، به همراه نقد
حديث مطابق موازين و قواعد نقد است. همچنين، در اين دوره بررسي شيوهها و روشهاي شناخت
ثبوت و دلالت حديث نيز مورد توجه است. اسلوب حاكم بر فعاليتهاي اين دوره به طور عمومي،
موضوع محوري، اصالتگرايي، بي طرفي، رويكرد انتقادي، روحيه مناقشه و پرسشگري است. در اين دوره از اسلوبهاي پژوهشي رايج در غرب استفاده شد، مفهوم مصادر روايي و چگونگي استفاده از آنها نزد پژوهشگران تغيير يافت و تا جاييكه امكان داشت به مصادر و مراجع كهنتر اعتماد شد. به سخن ديگر، در اين دوره مصادر و مراجع موثق و معتمد كلاسيک اعتبار يافتند. به طور خاص، در اين ميان تمامي پژوهشهاي و فعاليتهايي را كه دانشكده الهيات دانشگاه آنكار آنها را متولي بود، داراي ويژگيهاي مذكور هستند. در اين دوره تاثير پژوهشهاي حديثي انجام شده در جهان عرب، كاهش مييابد و در مقابل آن كتابهاي تخصصي مستقل تاليف ميشوند. معتقد هستم كه ترجمه برخي از اين آثار به زبانهاي عربي و انگليسي هر چه زودتر بسيار ضرروي است تا اين پژوهشها از مرزهاي تركيه فراتر رفته و افقهاي تازه اي را براي مباحث انتقادي تخصصي و مفيد در جهان اسلام فراهم سازد
وقتي به طور عمومي به اين آثار توجه مي كنيم كاستيهاي را در اين موارد ميبينيم: ارتباط
حديث با زبان و لغت، تحقيق احاديث، اسناد و تخريج. به نظرم شايد مهمترين آنها بحث لغت
و زبان باشد؛ زيرا زبان عربي، زبان مادري پژوهشگران نيست و طبيعي است كه چنين كاستيهايي
در كار آنان ظهور نمايد. امّا در باره تخريج و اسناد هر چند اين گونه نيست كه اصلاً به آن
نپرداخته باشند، لكن آن گونه كه شايسته و به سان اهميتي كه در پژوهشهاي عربي دارند، به آن دو پرداخته نشده است. در عين حال، نشاط و استمرار فعاليتهاي حديثي در تركيه بر غربالگري متن و نقد آن تمركز پيدا ميكند.
امتيازات
ـ غلبه بررسيهاي متنشناسي و محتواپژوهي؛
ـ استفاده از آثار قديم و جديد؛
ـ رصد مسائل نوآمد در جهان اسلام و دنياي غرب؛
ـ عدم اكتفا به آراي اهل الحديث و بهرهوري از ديدگاههاي اصوليان و ديگر مذاهب اسلامي؛