حوزه حديثی نيشابور از ابتدا تا اوايل قرن هفتم هجری - صفحه 232

گرايش‌هاي صوفيانة حوزة حديثي نيشابور

ابو الحسن هجويري (م465ق) انتشار تصوّف در نيشابور را به ابوعثمان سعيدبن اسماعيل حيري نسبت مي‌دهد كه مجالس وعظ او در نيشابور شنوندگان بسياري داشت. او از وجود سيصد شيخ صوفي در خراسان خبر مي‌دهد كه هر يك، مشرب خاص خود را داشته‌اند و وجود يكي از آنها براي همة عالم بس بوده است. و اين جمله از اوست كه «آفتاب محبّت و اقبال طريقت ‌اندر طالع خراسان است». ۱
از نيمة قرن چهارم با گسترش خانقاه‌ها و مدارس متصوّفه، تعاليم صوفيان در نيشابور رواج يافت. در اواخر اين قرن، وجود دو مشرب متفاوت صوفي در اين شهر قابل تشخيص بود؛ تصوّف ميانه رو و معتدل كه صوفيان بزرگي چون ابوعبدالرحمان سُلمي (م412ق) و ابو القاسم قشيري (م465ق) نمايندگان آن بودند، و ديگري تصوّف تندرو و افراطي كه عارف مشهور، شيخ ابوسعيد ابوالخير (م440ق) چهرة برجستة آن به شمار مي‌رفت.
در اواخر قرن چهارم و سراسر قرن پنجم، آداب صوري و زهد افراطي جاي خود را به تصوّفي معتدل و متشرّعانه داد. ۲ امّا آنچه كه سبب اين رشد سريع تصوّف معتدل در جامعة نيشابور شد، در درجة اوّل، درهم آميختگي و ارتباط نزديكي بود كه بين تصوّف و فقه شافعي وجود داشت. در واقع، از اواخر قرن چهارم تا پايان قرن پنجم، صوفيان نيشابور به طور گسترده‌اي فقه شافعي را پذيرفتند و فقهاي شافعي نيز به تصوّف تمايل پيدا كردند. ۳ تا جايي كه در تواريخ نيشابور از هيچ صوفي غير شافعي ياد نمي شود. حتي شيخ ابوسعيد نيز گفته مي‌شود به اين مذهب گراييد. ۴ در اين دوران تصوّف با فقه شافعي چنان در آميخت كه عالمي چون قشيري در نوشته‌هاي خود صريحاً پيروي از اين دو مشرب را يكسان مي‌شمارد. ۵
به هر حال، صوفيان نيشابور در خانقاه‌هاي خود به تعليم مباني دين و اصول طريقت مشغول بودند و نيكوكاران و بزرگان و اعيان نيز براي آنها خانقاه مي‌ساختند تا صوفيان بتوانند در آنها به رياضت و مراقبت و تهذيب نفس و نيز اخذ مباني تصوّف از حديث و تفسير بپردازند.

کتابنامه

ـ الفتوح، ابن اعثم کوفي، ترجمه: محمدبن احمد مستوفي هروي، مصحّح: غلامرضا طباطبايي مجد، تهران: انتشارات انقلاب اسلامي، 1372ش.
ـ وفيات الاعيان و أنباء أبناء الزمان، ابن خلدون، چاپ احسان عباس، بيروت 1968 ـ 1977م و چاپ سنگي ايران، دارالطباعة آقاميرزا علي اكبر، 1284ق.

1.كشف المحبوب، ص۲۱۶.

2.تشكيلات صوفيان و ساختارهاي قدرت در نيشابور قرون وسطي، ص۶۵ ـ ۹۲.

3.اسرارالتوحيد في احوال الشيخ ابي سعيد، ص۲۰ ـ ۲۴.

4.تاريخ غزنويان، ص۱۷۵.

5.ابو اسحاق ثعلبي و روش وي در تفسير قرآن، ص۳۳.

صفحه از 235