وي پس از مسافرتهاي خود به شهرهاي مهم علمي اسلامي آن روزگار، سرانجام به خراسان بازگشت و در نيشابور ساكن شد.
ابن راهويه از حافظهاي قوي برخوردار بوده و از قول خود وي آوردهاند كه هفتاد هزار حديث حفظ داشته است. وي همچون احمد بن حنبل متمايل به معاني حديث و پيرو سلف بود و در نتيجه، با اصحاب رأي مخالف بود.
ابن راهويه شاگردان بسياري تربيت كرد و عدّه زيادي از وي حديث شنيده و روايت كردهاند كه اسامي آنان را ابن عساكر، به صورت مشروح، آورده است، ۱ امّا مشاهير و كساني كه از وي حديث شنيده و در كتب خود نقل كردهاند، عبارتاند از: احمد بن حنبل در مسند، بخاري در صحيح، مسلم بن حجاج قشيري در صحيح و نسايي در سنن. ابن راهويه در نيشابور درگذشت و گور وي در آنجا مشهور و زيارتگاه شد.
ابن نديم كتابهاي السنن في الفقه و مسند و تفسير را به وي نسبت داده است. كتاب مسند وي شش جلد داشته است، امّا تنها اثري كه اكنون از او موجود است، جلد چهارم كتاب مسند اوست كه آغاز آن «مايروي عن ابي قلابه و زراره» و پايان آن «مايروي عن عكرمه عن ابن عباس عن النبي صلي الله عليه و آله» است. ۲
2. فضل بن شاذان (م260ق)
ابومحمد فضل بن شاذان بن خليل اَزْدي نيشابوري (م260ق)، متكلم، محدّث و فقيه امامي. بدون ترديد، او يكي از استوانههاي فرازمند و با شكوه و بسي ارجمند مكتب اهل بيت در سدة سوم است. فضل بن شاذان در منابع روايي، فقهي، كلامي و رجالي از موقعيتي بيرقيب و ممتاز برخوردار بوده است. او كسي است كه پيشواي يازدهم تأليفات وي را تأييد نموده و در مورد برخي از احاديث او نوشته است: «صحيح است و شايسته است كه به مطالب آنها عمل شود». فضل بن شاذان در آن روزگار، در طلب حديث از شهري به شهري، رفت و آمد ميكرد و به استماع حديث از مشايخ فراواني ميپرداخت.
در عبارت مبهمي از نجاشي ۳ آمده كه فضل بن شاذان صحبت امام رضا عليه السلام را درك كرده و از آن حضرت روايت كرده است، ولي احتمال دارد اين خبر مربوط به پدر فضل بوده باشد؛ چرا كه پدر فضل را از اصحاب امام جواد عليه السلام شمرده است. شيخ طوسي ابن شاذان را در شمار اصحاب امام جواد و امام هادي عليهم السلام آورده است. در زمان امام حسن عسكري عليه السلام (254 ـ260ق)، فضل بن شاذان يكي از معتبرترين عالمان امامي خراسان به شمار ميرفت و كشي از ارتباط دورادور او با آن حضرت خبر داده است. ۴
برجستهترين جنبة علمي شخصيت فضل بن شاذان كلام اوست، امّا او به عنوان يك فقيه نيز شناخته ميشد و او را در زمرة فقيهان درجة اول اماميّه شمردهاند، با اين همه، اطلاعات باقي مانده از فقه او اندك است.
1.تاريخ مدينة دمشق، ج۱، ص۱۱۴۸.
2.الفهرست، ابن نديم، ص۲۸۶.
3.رجال النجاشي، ص۳۰۷.
4.همان، ص۵۴۲ ـ ۵۴۳.