شدّت علاقة او به استماع و كتابت حديث تا بدان حد بود كه به گفتة سلمي در واپسين سالهاي حيات نيز هنگام مسافرت جهت مراسم حج، در هر وادي و شهري در محفل روايت حديث حاضر ميشد و به كتابت ميپرداخت و هيچگاه كاغذ و دوات بر زمين نگذاشت. بيشتر منابع از او با عباراتي چون كثيرالحديث و عالم به روايت ياد كرده و او را ثقه خواندهاند. نصرآبادي پس از 25 سال دوري از زادگاه خود و حضور پياپي در مجلس راويان و مشايخ بزرگ همچون ابو اسحاق اسفرايني، در سال340ق، به نيشابور بازگشت و براي ارشاد طالبان و مريدان به وعظ پرداخت و جمع كثيري چون ابوعلي دقّاق، ابوعبدالرحمن سلمي، حاكم نيشابوري و ابو العلاء واسطي به روايت از او پرداختند. ابو القاسم در مكّه درگذشت و همانجا مدفون شد. ۱
5. حاکم نيشابوري (م405ق)
نام او «محمد» و نام پدرش «عبدالله بن محمد» و کنية او «ابوعبدالله» و شهرتش بيشتر به صورت، «ابو عبدالله حاکم» و «ابن البيع» است. نام كامل او ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن محمد بن حمدويه بن نعيم بن حکم است.
حاکم در طلب علوم عصر، بويژه دانش حديث ـ که پر جاذبهترين دانشهاي آن روزگار به شمار ميرفت ـ به اقطار مختلف عالم اسلامي، از نيشابور تا عراق و حجاز و ماوراء النّهر و ديگر بلاد خراسان سفر کرد و در بارة او نوشتهاند که تنها در نيشابور از هزار شيخ سماع حديث داشته و از ديگر بلاد نيز حدود هزار تن ديگر را ياد کردهاند.
در شناخت و نقد حديث در سراسر عالم اسلامي، در عصر او کسي را همتاي او ندانستهاند و نوشتهاند که در جرح و تعديل احاديث تمامي بزرگان عصر به او رجوع ميکردهاند.
بسياري از زندگينامهنويسانِ او و معاصرانش، از قديم او را به تشيع و رفض متّهم ميداشتهاند و يکي از مهمترين نقطه ضعفهايي که بعضي از علماي حديث اهل سنّت در کار او و در کتاب «المستدرک علي الصحيحين» او يافتهاند اين بوده است که وي به نقل حديث «من کنت مولاه...» و حديث «طير» پرداخته بوده است و ديگر اين که کتابي در فضايل حضرت فاطمة زهرا( نيز نوشته است. ۲
آنچه مسلم است، اين است که وي اگر هم در باطن شيعي مذهب بوده است و در ظاهر مسلماني سني و بر مذهب امام شافعي بوده و به لحاظ عقيدة کلامي به مذهب امام ابو الحسن اشعري تمايل داشته است، ولي مانند اغلب شافعيان به اهل بيت رسول و مقام ويژة امام علي بن ابي طالب عليه السلام ارادتي خاص داشته است.
از جمله آثار او ميتوان به: المستدرک علي الصحيحين، معرفة علوم الحديث، سئوالات الحاکم للدار قطني، تاريخ نيشابور و ... اشاره كرد.
1.همانجاها، كشف المحجوب، ص۲۰۴.
2.المنتظم، ج۸، ص۲۶۹.