۱۱۰۰.حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از وشّاء، از عبداللّه بن سِنان روايت كرده است كه گفت: سؤال كردم از امام جعفر صادق عليه السلام از قول خداى عزّوجلّ:«وَمِمَّنْ خَلَقْنَآ أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ»۱، كه فرمود كه:«ايشان، ائمه عليهم السلام اند». و ترجمه آيه اين است كه: «و از جمله آنان كه آفريده ايم، گروهى هستند كه راه مى نمايند خلائق را به دين اسلام و حدود آن، و به حق عدل مى كنند در احكام آن».
۱۱۰۱.حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از محمد بن اورمه، از على بن حسّان، از عبدالرحمان بن كثير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ:«هُوَ الَّذِى أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَـبَ مِنْهُ ءَايَـتٌ مُّحْكَمَـتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَـبِ»، يعنى:«اوست آن كه فرو فرستاد بر تو قرآن را؛ بعضى از آن، آيت هاى محكمه است (كه مفصلّ و مبيّن است كه در لفظ و معنى آن، هيچ اشكالى نيست) و آنها اصل و ريشه آن قرآنند»، كه حضرت فرمود: «آيات محكمات، امير المؤمنين و ائمه عليهم السلام ». «وَ اُخُرَ مُتَشابِهات» ، يعنى: «و آيت هاى ديگر كه غير محكم اند» (مانند يكديگراند، به جهت اجمال) ، و حضرت فرمود كه: «مراد، فلان و فلان... است». «فَأَمَّا الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ» ، يعنى: «اما آن كسانى كه از روى تقليد و تعصب نفسانى، در دل هاى ايشان ميل و كجى و تباهى يا شك در سخن الهى است». و حضرت فرمود: «يعنى: اصحاب و اهل ولايت ايشان». «فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَـبَهَ مِنْهُ ابْتِغَآءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَآءَ تَأْوِيلِهِ» ، يعنى: «پس پيروى مى كنند آن چيزى را كه لفظ او متشابه، و معنى او مشكل باشد از آن كتاب؛ به جهت طلب كردن فتنه (كه شرك است) و به جهت طلب كردن تأويل» (آن كه موافق هوا و مدّعاى پا در هواى ايشان باشد). «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَا اللَّهُ وَالرَّ سِخُونَ فِى الْعِلْمِ» (كه ترجمه آن گذشت) و حضرت فرمود كه: «مراد، امير المؤمنين و ائمه عليهم السلام اند».
۱۱۰۲.حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از وشّاء، از مُثنّى، از عبداللّه بن عَجْلان، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است در قول خداى تعالى:«أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَـهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللَّهِ وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً»۲، يعنى:«آيا مى پنداريد كه واگذاشته مى شويد بر اين وجه كه هستيد، و حال آن كه خدا هنوز ندانسته آنان را كه جهاد كرده باشند از شما (يعنى: هنوز جهاد نكرده ايد تا خدا مجاهد شما را بداند؛ زيرا كه تا مجاهده به فعل نيايد، علم تعلق به وجود آن نگيرد؛ و اگر چه خدا در ازل به همه معلومات عالم بود، اما علم به وجود چيزى، فرع وجود آن است) و فرا نگرفته باشند از غير خدا و رسول او و مؤمنان دوست نهانى و محرم راز را كه افشاى اسرار با وى كنند».
حضرت فرمود كه: «مقصود خدا از مؤمنان، ائمه عليهم السلام اند كه شيعيان دوستانى نهانى كه محرمان اسرار باشند غير از ايشان فرا نگرفتند».