437
تحفة الأولياء ج2

۱۱۲۹.حسين بن محمد، از معلّى بن محمد، از محمد بن اُورَمه و على بن عبداللّه ، از على بن حسّان، از عبد الرحمان بن كثير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ:«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ» (و چنين آيه در قرآن نيست بلى در سوره آل عمران است كه: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَـنِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ»۱ و در سوره نساء است كه «إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ»۲ . و بعضى گفته اند كه: آنچه در حديث است، اشاره به مضمون هر دو آيه است) و ترجمه آن، اين است: «به درستى كه آنان كه ايمان آوردند، پس كافر شدند، پس باز به توبه كردن ايمان آوردند، پس كافر شدند، پس بيفزودند و زايد نمودند كفر را، هرگز توبه ايشان پذيرفته نخواهد شد». كه و حضرت فرمود كه: «اين آيه نازل شد در شأن فلان و فلان و فلان يعنى ... كه در اول امر پيغمبر صلى الله عليه و آله ايمان آوردند، و كافر شدند در وقتى كه ولايت بر ايشان عرض شد در هنگامى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست، پس به سبب بيعت با امير المؤمنين عليه السلام ، ايمان آوردند، بعد از آن، كافر شدند در هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا درگذشت. پس به بيعت اقرار نكردند، بعد از آن، كفر را زياد نمودند به واسطه گرفتن ايشان كسى را كه با آن حضرت بيعت كرده بود به بيعت از براى خويش. پس اين گروه چيزى از ايمان در ايشان باقى نماند».

۱۱۳۰.و به همين اسناد، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است در قول خداى تعالى:«إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّواْ عَلَى أَدْبَـرِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى»۳، يعنى:«به درستى كه آنان كه برگشتند بر پشت هاى خويش و كافر شدند، بعد از آن كه راه راست از براى ايشان روشن شده بود». كه حضرت فرمود: «فلان و فلان و فلان يعنى ... از ايمان برگشتند به سوى كفر، در ترك كردن ولايت امير المؤمنين عليه السلام ».
راوى مى گويد كه عرض كردم: قول خداى تعالى: «ذَ لِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لِلَّذِينَ كَرِهُواْ مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ»۴ ، در شأن كى نازل شد؟ فرمود: «به خدا سوگند، كه در شأن اين دو و در شأن پيروان ايشان نازل شد. و اين معنى قول خداى عزّوجلّ است كه جبرئيل عليه السلام آن را بر محمد صلى الله عليه و آله فرود آورد: «ذَ لِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لِلَّذِينَ كَرِهُواْ مَا نَزَّلَ اللَّهُ» في علي «سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ» ، يعنى: «آن آراستن شيطان و دراز گردانيدن آرزوى ايشان» كه در: «الشَّيْطَـنُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلَى لَهُمْ»۵ ، كه در ميانه آنچه در اول و دويم مذكور شد، واقع است، به سبب آن است كه ايشان گفتند از براى آنان كه ناخوش داشتند آنچه را كه خدا فرو فرستاد در شأن على عليه السلام ، كه زود باشد كه فرمان بريم شما را در پاره اى از كارها. و حضرت فرمود كه: «ايشان بنى اميّه را به سوى پيمان خويش دعوت كردند كه نگذارند امر خلافت بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله به ما منتقل شود و از خمس چيزى را به ما ندهند. و گفتند كه: اگر خمس به ايشان دهيم، به چيزى محتاج نباشند و پروا نداشته باشند كه امر خلافت در ايشان نباشد. پس گفتند: زود باشد كه شما را اطاعت كنيم در بعضى از امورى كه ما را به سوى آن دعوت نموديد، و آن خمس است كه چيزى از آن به ايشان ندهيم.
و معنى فرموده آن جناب كه مى فرمايد: «كَرِهُواْ مَا نَزَّلَ اللَّهُ»۶ ، اين است: آنچه خدا فرو فرستاده، چيزى است كه بر خلق خود واجب گردانيده از ولايت امير المؤمنين عليه السلام و ابو عبيده با ايشان و نويسنده ايشان بود كه عهد نامه ايشان را نوشت، پس خدا فرو فرستاد: «أَمْ أَبْرَمُواْ أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ * أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْوَلـهُم»۷ » تا آخر آيه، كه ترجمه آن اين است كه: «بلكه محكم ساختند كارى را كه آن نوشتن صحيفه است. پس به درستى كه ما نيز محكم سازندگانيم، بلكه مى پندارند آن كه ما نمى شنويم سخن نهانى ايشان را كه در دل خود مى دارند و سخن آشكار ايشان كه به آن با يكديگر مشورت مى كنند و در گوشى مى گويند. بلى آن را مى شنويم و فرستادگان ما (يعنى: حافظان اعمال) كه در نزد ايشانند مى نويسند آنچه مى گويند» .

1.آل عمران، ۹۰ .

2.نساء ، ۱۳۷ .

3.محمّد، ۲۵.

4.محمّد، ۲۶.

5.محمّد ، ۹ .

6.زخرف، ۷۹ ـ ۸۰ .


تحفة الأولياء ج2
436

۱۱۲۹.الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ وَ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللّهِ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ كَثِيرٍ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ عليه السلام فِي قَوْلِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ :«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ»قَالَ :«نَزَلَتْ فِي فُـلَانٍ وَ فُـلَانٍ وَ فُـلَانٍ ، آمَنُوا بِالنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فِي أَوَّلِ الْأَمْرِ ، وَ كَفَرُوا حَيْثُ عُرِضَتْ عَلَيْهِمُ الْوَلَايَةُ حِينَ قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ ، فَهذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ ، ثُمَّ آمَنُوا بِالْبَيْعَةِ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام ، ثُمَّ كَفَرُوا حَيْثُ مَضى رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَلَمْ يَقِرُّوا بِالْبَيْعَةِ ، ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْراً بِأَخْذِهِمْ مَنْ بَايَعَهُ بِالْبَيْعَةِ لَهُمْ ، فَهؤُلَاءِ لَمْ يَبْقَ فِيهِمْ مِنَ الْاءِيمَانِ شَيْءٌ» .

۱۱۳۰.وَ بِهذَا الْاءِسْنَادِ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ عليه السلام فِي قَوْلِ اللّهِ تَعَالى :«إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى»:«فُـلَانٌ وَ فُـلَانٌ وَ فُـلَانٌ ، ارْتَدُّوا عَنِ الْاءِيمَانِ فِي تَرْكِ وَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام ».
قُلْتُ : قَوْلُهُ تَعَالى : «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ» ؟ قَالَ : «نَزَلَتْ وَ اللّهِ فِيهِمَا وَ فِي أَتْبَاعِهِمَا ، وَ هُوَ قَوْلُ اللّهِ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ الَّذِي نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ عليه السلام عَلى مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله : «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّهُ» فِي عَلِيٍّ «سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ» ». قَالَ : «دَعَوْا بَنِي أُمَيَّةَ إِلى مِيثَاقِهِمْ أَلَا يُصَيِّرُوا الْأَمْرَ فِينَا بَعْدَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ، وَ لَا يُعْطُونَا مِنَ الْخُمُسِ شَيْئاً ، وَ قَالُوا : إِنْ أَعْطَيْنَاهُمْ إِيَّاهُ لَمْ يَحْتَاجُوا إِلى شَيْءٍ ، وَ لَمْ يُبَالُوا ألَا يَكُونَ الْأَمْرُ فِيهِمْ ، فَقَالُوا : سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ الَّذِي دَعَوْتُمُونَا إِلَيْهِ وَ هُوَ الْخُمُسُ أَلَا نُعْطِيَهُمْ مِنْهُ شَيْئاً .
وَ قَوْلُهُ : «كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّهُ» وَ الَّذِي نَزَّلَ اللّهُ مَا افْتَرَضَ عَلى خَلْقِهِ مِنْ وَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام ، وَ كَانَ مَعَهُمْ أَبُو عُبَيْدَةَ وَ كَانَ كَاتِبَهُمْ ، فَأَنْزَلَ اللّهُ : «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنّا مُبْرِمُونَ أَمْ يَحْسَبُونَ أَنّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ» » الْايَةَ .

  • نام منبع :
    تحفة الأولياء ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    تحقیق : مرادی، محمد
    تعداد جلد :
    4
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388 ش
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 153881
صفحه از 856
پرینت  ارسال به