نابود شدند، شما فقط بنگريد كه هر جا قرآن شما را امر و نهى مى كند اطاعت كنيد و از اسرار آن بحث ننماييد». حتى احاديث فراوانى جعل شد كه هر كس آيات قرآن را تفسير كند جايگاه خود را در دوزخ به دست خود مهيا مى سازد. اين گونه احاديث در كتاب شيعيان نيز ديده مى شود.
يك رشته احاديث جعلى داريم كه در عهد عباسيان و كمى قبل از آن رايج شده است. اين احاديث جعلى در رشته طب و داروسازى و امثال آن جعل شده است. موقعى كه علوم يونان و فلسفه ايران و روم و يونان به قلمرو اسلامى نفوذ كرد، اطراف محدثين از جوانان دانش طلب خالى شد و همه راهى دانشگاه هاى فلسفه و طب و كيهان شناسى و داروشناسى شدند.
محدثين براى اين كه جوانان را به مسجد باز گردانند و مقام و منزلت خود را تجديد كنند، دست به دامن همان علوم و همان ميراث بيگانه شدند و با اقتباس و استراق از كتب فلاسفه، احاديثى در رشته طب و اخلاق و عرفان و كيهان شناسى و... ساختند و پرداختند و با سوار كردن يك سند به رواج و ترويج آن پرداختند. در اين جا نمى خواهم براى همه اين مسائل نمونه بياورم، تنها به چند نمونه از احاديث طب و داروسازى اشاره مى كنم:
شيعه و سنى روايت كرده اند كه سياهدانه شفاى همه دردهاست و فقط از مرگ مقدر نمى تواند مانع شود. اين حديث در همه كتاب ها درج شده است، حتى صحيح بخارى و صحيح مسلم. مرحوم مجلسى در بحار الأنوار باب جداگانه اى براى آن باز كرده است. با مراجعه به طب يونان قديم نظير تحفه حكيم و قرابادين كبير، مى توانيد اثر سياهدانه را به طور مشروح ملاحظه كنيد و با احاديث مزبور برابر كنيد. در اين زمينه ما چند كتاب مجزا داريم مانند طب النبى تأليف مستغفرى از علماى اهل سنت كه تمام روايات آن مرسل است. كتاب طب الرضا تأليف محمد بن جمهور عمى كه همه شيعه محسوب مى شود و هم سنى و نه اين و نه آن، چون اديب و روشن فكر است و به چيزى اعتقاد ندارد. يكى از بزرگان رجال مى نويسد: من از اين مرد اشعارى