به سنت و مراجعه به اهل بيت عصمت عليهم السلام باز دارند، تلاوت الفاظ قرآن را خواه معناى آن را بفهمند يا نفهمند، خواه عامل به قرآن باشند يا نه، جزء عبادات شرعى قلمداد كردند و براى خواندن يك آيه و يا يك سوره ثواب هاى گزاف و گاهى مسخره و نامعقول نوشتند. حتى در آن تاريخ به فرمانداران اعزامى سفارش مى كردند كه مردم را با حديث رسول خدا سرگرم مكنيد، بگذاريد مردم قرآن بخوانند. در حالى كه قرآن فرياد مى زند بايد آيات قرآن با دقت و درايت مورد مطالعه و تدبر قرار بگيرد نه آن كه مانند ورد درويشان به لقلقه زبانى اكتفا گردد.
اگر ملاحظه مى كنيم كه قرآن مجيد مى گويد: «فَاقْرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ»۱ يعنى به مقدار يك سوره قرآن اكتفا نماييد به حكم سنت و احاديث اهل بيت عصمت عليهم السلام اين آيه مربوط به نماز است كه اگر وقت نمازگزاران وسيع باشد سوره هاى طولانى بخوانند و اگر وقت نمازگزاران تنگ باشد، سوره هاى كوتاه بخوانند ولى در هر حال خواندن سوره را ترك نكنند. اما قرائت در خارج نماز، بايد به منظور درك مفاهيم قرآنى باشد و بس.
نمونه اين جعليات، روايت مشهورى است از ابىّ بن كعب كه براى سوره قرآن ثواب مى نويسد و مفسرين سنى و در تعقيب آنان مفسرين شيعه به درج آن احاديث همت گماشتند، در حالى كه ناقدين حديث اعلام كرده اند كه اين احاديث همه و همه جعلى است. اين مسائل در كتب فنى مانند كشف الخفاء عجلونى و الأخبار الموضوعه ملاعلى قارى و الميزان ذهبى مورد اعتراف و تأييد همگان است.
در رابطه با همين تز «حسبنا كتاب اللّه » موقعى كه جمعى به درك و فهم قرآن پرداختند به وسيله سران خلافت مضروب و مطرود شدند، زيرا سران خلافت نمى خواستند مردم قرآن را بفهمند بلكه مى خواستند مردم فقط قرآن را بخوانند، لذا ايادى آنان دست به جعل احاديثى زدند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم را از فهم و تدبر در قرآن و بحث و تحقيق به صورت تفسير موضوعى منع كرده و فرموده است: «از چه رو مى بينم آيات خدا را با هم مقايسه مى كنيد؟ امت هاى پيشين با همين كارها هلاك و