شرح: گفت رسول اللّه صلى الله عليه و آله كه: چون ظاهر شود بدعت ها در امّت من، پس بايد كه ظاهر سازد داناى مسائل دين، دانش خود را و نهى كند مردمان را از بدعت. پس هر دانايى كه اظهار دانش خود در آن وقت نكند، پس بر اوست يا بر او باد لعنت خداى تعالى در جايى كه تقيّه واجب نباشد و شرط نيست در آن، اثر كردن در مردمان؛ چه با وجود بى اثرى در ايشان فايده دارد؛ و آن فايده اين است كه عوام، توهّم نكنند كه آن بدعت، اجماعىِ اهل اسلام است. و اين حديث دلالت دارد بر اين كه راضى به بدعت، بلكه سهل انگارِ بدعت، ملعون است، چنانچه صاحبِ بدعت، ملعون است.
[حديث] سوم
۰.اصل: [وَبِهذَا الْاءِسْنَادِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ رَفَعَهُ، قَالَ:]۱«مَنْ أَتى ذَا بِدْعَةٍ فَعَظَّمَهُ، فَإِنَّمَا يَسْعى فِي هَدْمِ الْاءِسْلَامِ».
شرح: گفت رسول اللّه صلى الله عليه و آله كه: هر كه آمد نزد صاحب بدعتى، پس بزرگ شمرد آن صاحب بدعت را، پس سعى نمى كند آن كس، مگر در خراب كردن دين اسلام؛ چه مدد او مى شود در بدعت كه خراب كننده اسلام است.
[حديث] چهارم
۰.اصل: [وَبِهذَا الْاءِسْنَادِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ رَفَعَهُ، قَالَ: ]قَالَ رَسُولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله: «أَبَى اللّه ُ لِصَاحِبِ الْبِدْعَةِ بِالتَّوْبَةِ» قِيلَ: يَا رَسُولَ اللّه ِ، وَكَيْفَ ذلِكَ؟ قَالَ: «إِنَّهُ قَدْ أُشْرِبَ قَلْبُهُ حُبَّهَا».
شرح: باء در بِالتَّوْبَة براى تقويت تعديه است؛ و مراد، «بِتَوْفِيقِ التَّوْبة» است.
اُشْرِبَ به صيغه مجهولِ باب اِفعال است.
قَلْبُه مرفوع و نايب فاعل است.
حُبَّها منصوب و مفعول دوم است.
يعنى: گفت رسول اللّه صلى الله عليه و آله كه: اِبا كرد اللّه تعالى براى صاحب بدعت، توفيق توبه را.
گفته شد كه: اى رسول اللّه ! و چگونه است آن؟
گفت كه: براى اين كه به تحقيق، آشامانيده شده دل او دوستى بدعت، پس ترك بدعت نمى كند.