درآمدى بر حديث‏ پژوهى كلينى - صفحه 34

13. نگاهى به روايات كتب اربعه با تكيه بر كتاب «الكافى» كلينى

اين رساله، در يك مقدّمه و دو بخش و يك خاتمه، به صورت پايان نامه كارشناسى حوزه اى، در 279 صفحه و با راهنمايى استاد حجة الاسلام والمسلمين آقاى دكتر احمد عابدى، در مركز مديريت حوزه علميه قم، نگارش و دفاع شده است. در نگارش اين رساله كه در باره كتب اربعه و پاسخ به شبهاتى است كه در باره اين كتب (بويژه كتاب الكافى) آمده، سعى شده است تا هر چه بيشتر، از اقوال و آراى صاحب نظران شيعه استفاده شود. در نقل اقوال و ادلّه اصحاب ديدگاه ها، در آغاز، هر يك از اين طوايف و مخالفان آنان بيان شده، و در ادامه، ادلّه آنان و نظرايه هاى ديگر محقّقان در اين باره، بررسى شده است.
بى گمان مى توان گفت كه روايات كتب اربعه، گزيده اصول چهار صدگانه عصر ائمّه عليهم السلام است و نزد همه اصحاب مسلك ها و ديدگاه هاى شيعه، هر چند با ضوابط مختلف، از اعتبار و قداست خاصّى برخوردار است، گرچه محدوده عمل آنان در خصوص روايات اين كتب، متفاوت و گوناگون است و حكم به اتّحاد عمل بين آنان و موافقان بويژه در حجّيت خبر واحد در مورد تمام آنچه كه نزد هر يك از دو طرف، معتبر بوده، مشكل است.
از سوى ديگر، مشهور در بين علماى شيعه، اين است كه شهادت شخص عادل يا ثقه واحد در توثيق راوى حديث، در اخبار احكام، كافى است؛ ولى جماعتى، مانند سيد مرتضى علم الهدى، نسبت به استناد به خبر واحد، سختگيرى كرده و تصريح نموده اند كه حجيّت، منحصر است به حديثى كه راويان آن، به واسطه يك عادل و بلكه دو شخص عادل، توثيق گردد و اين مسلك، به آن جهت از سوى نويسنده نقد شده كه بر خلاف طريقه معمول در بين عقلاست. آنان در امور معاش و معاد خود به هر خبر مورد وثوق، از هر راهى كه وثوق و اطمينان خبرى براى آنان حاصل گردد، اعتماد مى كنند. بنا بر اين، وجهى نيست كه حجيّت را به صحيح اعلايى، يا به مطلق صحيح يا به اضافه آن حسن و يا حتى به موثّق، منحصر نمود. وقتى حصول اطمينان براى حجّيت خبر، كافى بود، برخى از شرايط (مثل عقل و ضبط)، از لوازم اطمينان محسوب مى شود و برخى ديگر از آنها (مانند: بلوغ، اسلام، ايمان و عدالت) هم نوعا در حصول اطمينان دخالتى ندارند؛ چون از خبر بچّه مميّز، غير امامى، غير عادل و... نيز گاه اطمينان به وجود مى آيد، چنانچه عمل به خبر امثال سكونى ـ كه از عامه ـ و اسحاق بن عمار ـ كه از فتحيه است ـ در بين علما رايج است.
نكته ديگر، اظهار نظر غير منصفانه برخى از نويسندگان در خصوص روايات الكافى است كه از برخى صاحبان انديشه تفريطى، حكايت شده است كه آنان كلينى را به بى مبالاتى متّهم نموده و به اين طريق، روايات اين كتاب را مورد مناقشه قرار داده اند و گروهى از افراد مغرض، اظهار مى دارند كه كلينى، كاسبى بوده كه در بغداد مى زيسته و هر خبرى را از هر كسى مى شنيده در دفترى گرد مى آورده... و بدين وسيله، كتاب الكافى را به رشته تحرير در آورده است. اين شبهه در باره كلينى و كتاب او، نسبت غير محقّقانه و غير منصفانه است و نه با واقعيت تاريخ زندگى مرحوم كلينى و هويت كتابش مناسبت دارد و نه آن صغرا و كبراى آن نتايج غلط را به دنبال خواهد داشت؛ چون ناديده گرفتن شخصيّت علمى كلينى و پايين آوردن موقعيّت او تا مرحله يك كاسب، بى توجّهى به واقعيت و تحريف آن است؛ زيرا طبق اعتراف نجاشى، او از يك سو، رئيس شيعه در شهر رى بوده و تنها مدّت كوتاهى در اواخر عمرش به بغداد رفته است و از سوى ديگر، دانشمندى بوده كه از محضر علما و محدّثان بزرگى، مانند: على بن ابراهيم قمى، علم حديث و دانش دين فرا گرفته و نيز شاگردانى از قبيل ابن قولويه ، تربيت كرده است.
در مبحث سوم، نويسنده، برخى از شبهات مطرح شده در باره مضمون بخشى از روايات كتب اربعه را مطرح و پاسخ مى دهند. از جمله رواياتى كه به ظاهر با برخى از ضروريّات مذهب تشيّع مخالفت دارد، مثل رواياتى كه در الكافى آمده كه طبق مضمون آنها ائمّه منصوص از اهل بيت عليهم السلام سيزده نفرند يا رواياتى كه به ظاهر، از وقوع تحريف در قرآن حكايت مى كنند كه خود بر پنج دسته اند و هر كدام را مستقلاً مطرح كرده و پاسخ مى دهد. گزارش و تحليل پايان نامه را آقاى عبدالكريم كيوان نژاد، انجام داده است.

صفحه از 38