نقد مقاله«مقایسه نگرش شیعه به داستان قربانی ابراهیم علیه السلام با یهودیت، مسیحیت، و احادیث اهل سنّت» از منظر فایرستون - صفحه 151

می‌کند که فرقی میان شیعه و سنّی گذاشته نشود، و هم‌چنان که روایات موجود در منابع شیعی را در این باره، اگرچه قابل قبول واقع نشده باشند، مطرح می‌نماید، روایات اهل سنّت را نیز _ که بدان استناد و استدلال نموده‌اند _ در متن مقاله ذکر می‌کرد؛ نه به صورت اشاره‌ای گذرا و با نشانی‌هایی در زیرنویس، که به مراتب از اهمیت کمتری برخوردار است.

گذشته از این که، در منابع تفسیری و حدیثی و تاریخی شیعه، از گذشته تا حال، اگر روایتی مبنی بر ذبیح بودن حضرت اسحاق علیه السلام ذکر شده، تنها به منظور آگاهی مخاطب از اقوال مختلف است؛ زیرا در غیر این صورت یا باید بر گزینش حضرت اسحاق علیه السلام تصریح می‌کردند و یا باید تنها به یک دسته از اقوال اشاره می‌داشتند؛ در حالی که هر دو قول را بدون هیچ گونه ترجیحی آورده‌اند؛ حال آن که در میان متقدمین اهل‌سنّت بسیاری بر این قول‌اند.

اما اگر مراد نویسنده روایات رسیده از اهل بیت علیهم السلام باشد، که منابع سنّی نیز از روایات صحابه و تابعین دال بر قربانی منتخب بودن حضرت اسحاق علیه السلام مملو است، به طوری که در تفسیر القمی اشاره شده که شیعه و سنّی در این که ذبیح چه کسی بوده، هر دو قول را نقل کرده‌اند.۱ لکن این ملاک نیست؛ چرا که روایات بسیار است، اما چه بسا مجعول، یا موضوع و یا...، ملاک گزینشی است که پس از بررسی‌های لازم صورت می‌گیرد.

4-2-1-3. بیان نااستوار سیر نظرات

نویسنده ادعا نموده است که: از ابتدای قرن دهم به بعد، بیشتر مسلمانان قربانی منتخب را اسماعیل، و محل این رویداد را مکه، در نظر گرفته‌اند؛ یعنی تقریباً از اوایل قرن چهارم هجری.

با این که اختلاف بین علمای اهل سنّت، بعد از این تاریخ نیز در کتب ایشان _ آن چنان که گذشت _ به وضوح دیده می‌شود و این علما هستند که نظر غالب را تعیین می‌نمایند. البته در منابع شیعی قبل و بعد از این تاریخ اختلافی یافت نشد و چنان که گذشت، موضع ایشان در این باره یا سکوت است، یعنی هر دو دسته روایات را تنها نقل می‌کنند، بدون این که یکی را بر دیگری ترجیح دهند و یا پذیرش حضرت اسماعیل علیه السلام است.

با این وجود، نویسنده، در کمال بی‌انصافی، پس از بیان روایت شیعه دال بر ذبیح بودن

1..‏ تفسیر القمی،‏ ج۲،‏ ص۲۲۶. ‏

صفحه از 169