نقد مقاله«مقایسه نگرش شیعه به داستان قربانی ابراهیم علیه السلام با یهودیت، مسیحیت، و احادیث اهل سنّت» از منظر فایرستون - صفحه 156

جانشینی _ ، که به دنبال رحلت محمد رسول الله در 632 صورت پذیرفت _ دنبال کرده‌اند. به عنوان پاسخی به این آزار و اذیت، شیعیان از اوایل قرن هشتم حالتی تدافعی و حفاظتی، تحت عنوان سیاست «تقیه» یا «عقیده تقیه دینی»، به خود گرفتند که برای محافظت و حمایت از پیروانشان در برابر لشکرکشی‌های بازدارنده دستگاه حکومتی علیه آنها، سودمند بود..

اگر چه مشابه این مطلب در کتب شیعه یافت می‌شود، ‏۱ لکن دلیلی برای تقیه وجود نداشته است؛ چون علاوه بر این که از همان آغازِ اختلافات، منتخب بودن حضرت اسماعیل علیه السلام برای قربانی شدن، از طریق شیعه و سنّی نقل شده؛ چنان که نویسنده در روایتی که از معاویه _ که به قول وی اصلی‌ترین دشمن حضرت علی علیه السلام و شیعه او است _ نقل کرده،۲ ناخواسته بدان اشاره دارد. در قرن هشتم و به عبارتی قرن دوم هجری نیز _ که مصادف با دوران امامت صادقین علیهما السلام است و روایت اسحاق‌ _ ‌مکه نیز به نقل از ایشان است _ در میان فریقین، قایلین بر ذبیح بودن حضرت اسماعیل علیه السلام بسیار بود؛ همچنان که روایت نقل شده از محمد بن کعب قرظی از عمر بن عبدالعزیز بدان دلالت دارد. و این‌ها تنها دو نمونه از روایات اهل سنّت در آن دوره است که با توجه به این که از سوی خلفای وقت بوده، غلبه این دسته روایات را بر سایرین اثبات می‌کند. هم‌چنین، در اکثر تفاسیر اهل سنّت تصریح شده است بر این که حضرت علی علیه السلام (البته یک دسته از روایات ایشان)، ابن عمر، ابو هریره، ابو الطفیل، سعید بن جبیر، مجاهد، شعبی، یوسف بن مهران، حسن بصری، محمد بن كعب قرظی، سعید بن مسیب، ابو جعفر باقر علیه السلام ، ابوصالح، ربیع بن أنس، كلبی و ابو عمرو بن علاء و ابن عباس (البته یک دسته از روایات وی) موافقان نظریه ذبیح بودن حضرت اسماعیل علیه السلام هستند.۳ با این همه، دیگر جایی برای تقیه‌ای تلقی نمودن این روایت نمی‌ماند، و نیز این کلام نویسنده نقض می‌گردد که: زمانی که مستندات اسلامی قربانی شدن اسماعیل نفوذ یافت و حکمفرما شد، روایت اسحاق، رو به فراموشی گذاشت و باور نادرستی که روایت اسحاق را با شکنجه و آزار شیعه از سوی خلافت اهل سنّت مرتبط می‌کرد، از بین رفت.

1..‏ ر. ‏ک: تفسیر القمی،‏ ج۱،‏ ص۳۵۲ (زیرنویس از سید جزائری)؛ بحار الأنوار،‏ ج۱۲،‏ ص۱۳۵. ‏

2..‏ منظور روایت یَا ابْنَ الذَّبِیحَیْنِ است که از معاویه نقل شده است. ‏

3..‏ ر. ‏ک: تفسیر سمرقندی،‏ ج۳،‏ ص۱۴۷؛ تفسیر ابن ابی حاتم،‏ ج۱۰،‏ ص۳۲۲۳؛ مفاتیح الغیب،‏ ج۲۶،‏ ص۳۴۷؛ البحر المحیط،‏ ج۹،‏ ص۱۱۹؛ تفسیر ابن کثیر،‏ ج۷،‏ ص۲۹؛ روح المعانی،‏ ج۱۲،‏ ص۱۲۷؛ و...‏ .‏

صفحه از 169