استرآبادی۱ از جمله کتابهایی است که رجالیان آنها را موضوع دانستهاند.
گفتنی است که وجود کتاب موضوع در میان آثار یک راوی به معنای ضعف راوی نیست؛۲ به ویژه آن که به طور معمول، کتابسازیها توسط دیگران و با انگیزه تخریب فرد و یا سوء استفاده از شخصیت وی انجام میشده است.
3 - 2. دسّ در کتاب
متقدمان به دنبال شناسایی کتابهایی بودند که در آنها «دَسّ» رخ داده بود. «دَسّ» یعنی وارد کردن مخفیانه [روایت] در مجموعهای؛ به گونهای که به راحتی نتوان این تغییر را تشخیص داد.۳ در میان راویان، «مغیرة بن سعید» به این عمل شناخته شده است. امام ششم علیه السلام شیعیان را از قبول روایات مخالف قرآن و سنت باز میدارد. آن حضرت برخی کتابها را مدسوس میشمرد۴ و در گزارشی دیگر، شیوه دسّ مغیره را شرح میدهد.۵
بدین ترتیب، رجالیان در بررسی آثار به محتوای کتاب توجه میکردند تا اگر روایات مشکوک و یا غیر واقعی از ناحیه دیگران در آثار وارد شده است، آن را بر نمایند. خاستگاه این احتیاط قدما نیز روایات معصومان علیهم السلام بوده است. با توصیفی که امام بیان داشته است، افرادی نظیر مغیره با وارد کردن روایاتی که با اندیشه اسلامی ناسازگار بودند، مانند آموزههای کفر آمیز، سعی در انحراف اندیشههای شیعیان داشتهاند. از این رو، روش راستیآزمایی این عبارات، استخراج شواهدی از قرآن، سنت یا روایات پیشینیان است.
بعید نیست عبارت منحصر به فرد ابن غضایری که در توصیف برخی از غالیان و متهمان به غلو گفته «یجوز ان یخرج شاهداً» ناظر به همین روایت باشد؛ یعنی منفردات این گونه افراد قابل اعتماد نیست، مگر آن که شاهدی از قرآن و سنت و روایات ماثور داشته باشند. یا دستکم نقل روایات این راوی به عنوان شاهد جایز است، اما شایسته استناد در استدلالات و یا افتا و حکم نیست.
با وجود جست و جوهای متعدد با کلیدواژههای گوناگون آثاری را که در آنها دسّ
1.. همان، ص۹۸، ش۳۳.
2.. ر.ک: خلاصة الاقوال، ص۲۲۰، ش۲.
3.. لسان العرب، ج۶، ص۸۲ و ۸۶؛ مجمع البحرین، ج۴، ص۷۰.
4.. اختیار معرفة الرجال، ص۲۲۴، ش۴۰۱.
5.. همان، ص۲۲۵، ش۴۰۲.