5 - 2. ضعف محتوایی
در پایان این گفتار لازم است به این نکته اشاره شود که توصیفات تضعیفی یا جهتدار قدما در عرصه کتابشناخت تنها به موارد چهار گانه پیش گفته محدود نمیشود. عبارات دیگری نیز در منابع کهن دیده میشود که البته به بسامد موارد چهارگانه فوق نمیرسد؛ به عنوان نمونه، نقل از حافظه در کتاب و عدم نقل از مکتوبات خردهای است که به محمد بن احمد بن عبدالله صفوانی گرفتهاند.۱
گفتنی است که بررسی محتوایی از مهمترین شیوههای ارزیابی رجالیان کهن بوده است. آنان با این شیوه، سره را از ناسره ممتاز میگرداندند. اتهامات وارده به یک راوی، با بررسیهای محتوایی تأیید و یا تضعیف میشده است. یکی از بهترین راههای بررسی محتوایی روایات راویان، مطالعه کتابهای ایشان بوده است. در بررسیهای متعددی که گزارشهایش به ما رسیده است، افرادی از اتهامات مبرا شدهاند. حسین بن یزید نوفلی،۲ احمد بن حسین بن سعید۳ و حسین بن شاذویه۴ از این گروه هستند. قمیها این سه نفر را متهم به غلو نموده بودند، اما با بررسیهای محتوایی آثار ایشان توسط ابن غضایری و نجاشی، روشن شد که آنان هیچ روایتی را که بوی غلو بدهد، گزارش نکردهاند. نجاشی در باره نوفلی تصریح میکند:
خدا داناتر است، اما ما روایتی را که بر غلو او دلالت کند، نیافتیم.۵
و ابن غضایری پس از خرده گیری به قمیها در باره ابن شاذویه مینویسد:
کتاب او را در موضوع نماز مطالعه کردم. کتابی محکم و درست بود.۶
رجالیان در پارهای از موارد نیز پس از بررسی به این نتیجه میرسند که آثار راویان بر پایه فساد مذهب و یا حدیثنشناسی راوی سامان یافته است؛ به عنوان مثال میتوان به کتابهای «علی بن أحمد کوفی» نویسنده پرکار کوفی اشاره کرد که گفته شده بیشتر
1.. فهرست الطوسی، ص۳۹۰، ش۶۰۰. اینگونه در باره وی نوشته است: و کان حفظة کثیر العلم جید اللسان، و قیل: إنه کان أمیاً، و له کتب أملاها من ظهر قلبه منها... .
2.. رجال النجاشی، ص۳۸، ش۷۷.
3.. همان، ص۴۴.
4.. همان، ص۵۳.
5.. همان، ص۳۸، ش۷۷.
6.. همان، ص۵۳.