دوستی عالیترین سطح ارتباط است که چونان درّ نایاب است و آدمی را به یاد این سخن حکیمانه که از ارسطو و نیز از سقراط نقل شده میاندازد که: «دوستان عزیزم، هیچ دوستی وجود ندارد».۱ برای این عالیترین سطح محمولات و ویژگیهای سختی در احادیث ذکر شده است که شاخصترین آن مصداق دانستن اهل بیت _ علیهم السلام _ برای آن است.
▪ دوستی دارای مؤلفهای است که حتی در عشقهای مرسوم در مباحث روانشناختی نیز یافت نمیشود و آن عبارت است از دوستی به خاطر خدا که در احادیث از آن با «اخ فیالله» یاد میشود.
▪ روابط دوستانه یا همان رابطه با آشنایان حوزه ارتباطی وسیعی است که پس از دوستی قرار دارد؛ گر چه حوزه آن بسیار گستردهتر از دوستی است و شامل بسیاری از افرادی میشود که فرد با آنها رابطه و مراوده (چه در دنیای حقیقی و چه مجازی) دارد؛ اما همانند آن یک قید ممنوع مهم دارد و آن دشمنان خداوند و کافران محارب است.
▪ روابط کارکردی روابطی است که تنها بر اساس نیاز شکل میگیرد. نیازها نیز یا نیازهای تنی هستند و یا روانی و تحقق آنها یا در ارتباط مستقیم با سایر افراد است و یا ارتباط غیرمستقیم. سطح آخر روابط که به خاطر فهم بهتر آن را به دو سطح روانی و تنی تقسیم کردیم، با روابط دوستانه از این جهت متفاوت است که بر خلاف آن هیچ عاطفهای در آن یافت نمیشود و ملاک تنها تبادل اجتماعی و سود و زیان است. این قسم از رابطه ظاهراً هیچ قیدی ندارد و حتی شامل مرتدان و کافران نیز میشود و تنها قید آن بنا بر آیه 141 سوره نساء (...وَ لَنْ یَجْعَلَ اللهُ لِلْکافِرینَ عَلی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً) عدم تسلط کفار بر مسلمانان است؛ که البته در اینجا نیز مقصود رهاکردن ارتباط و پاک کردن صورت مسأله، و افتادن در دام لجبازیهایی که امروزه در بلندمدت زیانبخشترند، نیست؛ بلکه مهندسی روابط بر اساس هوشمندی و بازیگری عاقلانه است.
3. برخی با پیروی از ارسطو دوستی را رابطهای میدانند که دارای سه جز باشد: لذت دوسویه از هم نشینی، سودمندی دوسویه، تعهد دوسویه به خیرخواهی برای یکدیگر. بنا بر این، از نگاه بیروندینی نیز دوستی پدیدهای متفاوت با روابط دوستانه یا آشنایان است؛۲ زیرا بهنظر میرسد که در تمام فرهنگها در معنای «دوستی راستین» میزان بالایی از
1.. عبارتی منسوب به ارسطو، به نقل از: دربارۀ عشق، مقالاتی از مارتا نوسباوم و دیگران، ۱۳۹۰
2.. Social relationships., ۱۹۷۰