صمیمیت و اراده وجود دارد؛۱ در حالی که روابط دوستانه ممکن است براساس همنشینی برابر و یا ارزشنهی کاسبانه و یا نقشهای اجتماعی باشد.
4. دوستی، با روابط عاشقانه رومانتیکی نیز متفاوت است؛ زیرا عشق تمام ویژگیهای دوستی را دارد بههمراه جاذبه و یا رابطه جنسی. در الگوی پیشنهادی از روایات و قرآن دوستی بالاترین سطح روابط است. تعریف ما از دوستی همان است که در فرهنگ یونان گاه به جای آن از کلمه «عاشقی» استفاده میشد. دوستی با وجود اهمیت و ویژگیهای بیشماری که بدان نسبت داده میشود (مانند نیکوکاری، بخشش اشتباهات، وفاداری)، اما دوست داشتن به خاطر خدا مهمترین ملاک دوستی بین انسانها شمرده میشد. این عاشقی رابطهای مرضی نیست؛ زیرا:
▪ حتی در شدیدترین روابط، حفظ استقلال شخصیتی طرفین پایدار میماند. چنان که میدانیم روانشناسان بسیاری از شکلهای عشق (مانند عشق افسانهای) را مرضی میشمارند که یکی از مهمترین دلایل آنها این است که این گونه عشقها استقلال شخصیتی یکی از طرفین و یا هر دو را از بین میبرد. اما چنان که گفتیم، با این که دوستی در هرم یادشده را میتوان عشق نامید، اما این عشق به هیچوجه مرضی نیست؛ زیرا چنان که از حدیث دوم برمیآید، سود این دوستی دوطرفه است؛ با حفظ استقلال شخصیتی، و در عمیقترین حالات به عشق ایثارگرانه میانجامد که مرضی شمرده نمیشود.
دوم، این که در این نوع عشق _ که بنا بر جدول سمانتیکی بالا تنها در میان مؤمنان وجود دارد _ محوریت عشق با «الله» است (اخٌ فیالله؛ که حتی مرتبهای بالاتر از اخوت فی سبیلالله است). بنا بر این، رابطه عاشقانه میان دو مؤمن راستین را میتوان بهصورت مثلثی ترسیم نمود که نوک آن «الله» است:

این قرائت، هم با روایاتی سازگار است که تنها دوستیهای الهی را پایدار میدانند (زیرا
1.. Understanding personal relationships: An interdisciplinary approach (pp. ۶۳–۸۴).; Understanding personal relationships: An interdisciplinary approach (pp. ۱۷–۸).