نیاز به ارتباط و دلبستگی یکی از بنیادیترین نیازهای انسان است که بقای آدمی به آن وابسته است. اما با وجود بنیادین بودن نیاز «ارتباط»، انسانها، هم بر اثر گرایش درونی و هم تجربیات تاریخی، ارتباطات خود را «طبقهبندی» میکنند. در حوزه نظری نیز طبقهبندی روانشناختی ارتباطات بر اساس نظریه پیشینی محققان صورت میگیرد. متون مقدس نیز با پذیرش درستی اخلاقی طبقهبندی روابط، و حتی تاکید بر آن، با توجه به نظریه پیشینیشان در باره انسان و جایگاه او در هندسه جهان، طرحی نو در مقوله ارتباطات و اقسام آن میافکند. در بخش «اصناف الاصدقاء» کتاب دوستی در قرآن و حدیث شش حدیث هست که در آن به طبقهبندی انواع ارتباطات میپردازد. این شش حدیث تفاوتهای ظاهری چشمگیری دارند که یا در الفاظ و احکام به کار رفته است و یا در نوع تقسیمبندیها. برای حل این ناسازگاری ظاهری ابتدا دست به ساختن نظام معنایی در خانواده تمام احادیث ارتباطی میزنیم و سپس جهت آن را مشخص میسازیم. دست آخر نیز با تحلیل روانشناختی این احادیث، الگوی هرمی چهار طبقهای در باره روابط استنباط میگردد.