امام صادق علیه السلام
إنَّ أربَعَةَ آلافِ مَلَكٍ عِندَ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام، شُعثٍ غُبرٍ يَبكونَهُ إلى يَومِ القِيامَةِ، رَئيسُهُم مَلَكٌ يُقالُ لَهُ: مَنصورٌ، فَلا يَزورُهُ زائِرٌ إلَا استَقبَلوهُ، و لا يُوَدِّعُهُ مُوَدِّعٌ إلّا شَيَّعوهُ، و لا مَرِضَ إلّا عادوهُ، و لا يَموتُ إلّا صَلّوا عَلى جِنازَتِهِ، وَ استَغفَروا لَهُ بَعدَ مَوتِهِ
چهار هزار فرشته، نزد قبر حسين عليه السلام پريشان و غبار آلوده، تا روز قيامت بر او مىگِريند. سالار آنان، فرشته اى به نام منصور است. زائرى به زيارت حسين عليه السلام نمىآيد، جز آن كه فرشتگان به استقبالش مىروند، و زائرى خداحافظى نمىكند، جز آن كه بدرقه اش مىكنند و بيمار نمىشود، مگر آن كه عيادتش مىكنند و نمىميرد، جز آن كه بر جنازه اش نماز مىخوانند و پس از مرگش براى او آمرزش مىطلبند.
الكافى : ج 4 ص 581 ح 7
پرهیز از گفتگوی بیفایده
وَلَا يُشَارِكُ فِي دَعْوًى، وَلَا يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّى يَرَى قَاضِياً
ترجمه و شرح
«و در هیچ گفتوگو و منازعهای شرکت نمیجست و هیچ دلیلی اقامه نمیکرد، مگر آنکه قضاوتکنندهای حاضر باشد».
در این جمله، امام حسن علیه السلام شرط ورود برادرش به گفتوگوی مجادلهآمیز و اختلافی را اینگونه بیان فرموده است که او فقط در صورت حضور داوری که دو طرف بر داوری او اتفاق نظر داشته رأی او را میپذیرفتند، و البته او نیز میتوانست به حق حکم کند و مانع از بروز نزاع و دشمنی شود، در گفتگوی مجادلهآمیز وارد میشد.
از این جملة امام علیه السلام بهروشنی پیداست که مقصود آن حضرت از مشارکت نکردن در مجادله و بحثهای داغِ اختلافی، این نیست که اصلاً در اینگونه مباحث نباید وارد شد، بلکه مقصود آن حضرت این است که ورود به اینگونه مجادلات هنگامی مفید است که بتوان حق را ثابت کرد و برادر ایمانی را به خطا و اشتباهش آگاه ساخت. در نتیجه، او نیز باید خطای خود را بپذیرد و اشتباهش را اصلاح کند، بیآنکه مفسدهای در روابط حسنۀ طرفین گفتوگو درگیرد. اما این اتفاق زمانی خواهد افتاد که داور مرضیالطرفین و توانمندی در جهت حلوفصل اختلاف وجود داشته باشد. در غیر این صورت، نهتنها حق و باطل روشن نمیشود، بلکه کدورت و دشمنی پدید میآید و مشکل دو چندان میشود. لذا، باید از مجادلات بیفایده حذر کرد و با دست خود دوستیها را به دشمنی تبدیل نکرد. ملاصالح مازندرانی در شرح این جمله مینویسد:
«اینگونه عمل کردن از کمالیافتگی انسان و قوت عقل او حکایت میکند؛ اما ورود به چنین منازعاتی، پیش از یافتن حکمکنندۀ عادلی که بین حق و باطل تمیز دهد، روش بیخردان نادان است».۱
1.. شرح أصول الكافي: ج ۹ ص۱۷۳.