امام صادق علیه السلام
إذا حَزَنكَ أمرٌ مِن سُلطانٍ أو غَيرِهِ فأكْثِرْ مِن قَولِ : «لا حَولَ و لا قُوّةَ إلاّ باللّهِ» ؛ فإنَّها مِفتاحُ الفَرَجِ ، و كَنزٌ مِن كُنوزِ الجَنّةِ .
هرگاه از سوى حاكمان، يا ديگران اندوهى به تو رسيد، ذِكر «لا حول و لا قوّة الاّ باللّه (هيچ قوّت و قدرتى مگر به اتّكاى خدا نيست)» را فراوان بگو؛ كه آن كليد گشايش است و گنجى از گنجهاى بهشت.
بحار الأنوار : ج۷۸ ص۲۰۱ ح۲۹
پایگاه حدیث نت: در شمارگان ۵۹ و ۶۰ فصلنامه علمی ـ پژوهشی علوم حديث سرمقاله، گستره معنايی «رحمن» و «رحيم» در روايات اهل بيت عليهم السلام نوشته آيت الله ری شهری مدير مسؤل و سردبير فصلنامه درج شده است.
به گزارش پایگاه حدیث نت، در سرمقاله، گستره معنايی «رحمن» و «رحيم» در روايات اهل بيت عليهم السلام آمده است: شمارى از روايات اهل بيت(ع)، صفتهای «رحمان» و رحيم» را از نظر معنا با هم يكسان دانستهاند.از سوی ديگر، فرقى ندارند، و شمارى ديگر، تصريح مىكنند كه صفت «رحمان»، به رحمت عام الهى و صفت «رحيم» به رحمت خاص او اشاره دارند. برخى از محققان ظاهر دسته دوم از روايات را مخالف با قرآن دانسته و بر اين باورند كه بايد آنها را تأويل كرد و يا كنار گذاشت.رواياتى كه واژههای «رَحمان» و «رحيم» را تفسير كردهاند، چند دستهاند:اوّل. رواياتى كه اشاره دارند ميان صفتهای «رحمان» و «رحيم» تفاوتی وجود ندارد؛ مانند آن چه از پيامبر(ص) نقل شده كه ضمن دعایى ـ كه خداوند به ايشان تعليم فرموده ـ آمده است:يا رحمان الدنيا و الآخرة و رحيمهما؛اى ولايتگر در دنيا و آخرت و مهرورز در آن دو!و در دعایى ديگر منسوب به ايشان آمده است:إنّك تسميت لسعة رحمتك الرحمن الرحيم؛به خاطر گستردگى رحمتت، رحمتگر فيروز نام گرفتهاى.و نيز در تفسير منسوب به امام عسگرى(ع) آمده است:الرَّحمنُ العاطِفُ عَلى خَلقِهِ بِالرِّزقِ، لا یَقطَعُ عَنُهم مَوادَّ رِزقِهِ و إِنِ انقَطَعوا عَن طاعَتِهِ. الرَّحيمُ بِعِبادِهِ المُؤمِنينَ فی تخَفيفِهِ عَلَيهِم طاعاتِهِ، و بِعِبادِهِ الكافِرينَ فِی الرِّفقِ بِهِم فی دُعائِهِم إِلى موافَقَتِهِ؛رحمتگرِ عطوفت كننده به آفريدگانش با روزى، كه موادّ روزىِ خود را از آنان قطع نمىكند، گرچه ايشان از طاعت او باز ايستند. به بندگان مؤمنش در سبك كردن تكليفهاى خود بر ايشان، و به بندگان كافرش در مدارا با ايشان در فراخواندنشان به سازش [با] او مهربان است.اين روايات دلالت دارند كه رحمانيت خداوند متعال به دنيا اختصاص ندارد و رحيميت او، ويژه اهل ايمان نيست، بلكه خداوند منّان در دنيا و آخرت قابل توصيف به صفتهای «رحمان» و «رحيم» است.دوم. رواياتى كه بر اشاره صفت «رحمان» به رحمت عام الهى، و صفت «رحيم» به رحمت خاص او دلالت دارند؛ مانند آنچه از امام صادق نقل شده كه فرمود:الرحمن اسم خاص بصفة عامة و الرحيم اسم عام بصفة خاصه؛رحمان، اسم خاص با توصيف عام و رحيم اسم عام با توصيف خاص است.ظاهراً مقصود از اين روايت، آن است كه «رحمان» نامى ويژه خداوند متعال است، ولى به صفت عام الهى و رحمت واسعه او اشاره دارد و در مقابل، «رحيم» نامى است كه به خدا اختصاص ندارد، ولى به صفت خاص و رحمت ويژه او نسبت به انسانهاى شايسته اشاره میكند.در روايت ديگر از آن حضرت در تفسير «بسمله» آمده است:الرحمن، بجميع خلقه والرحيم بالمؤمنين خاصه.رحمان، رحمتگر به همه آفريدههايش است و رحيم، تنها مهروز به مؤمنان است.و در روايتى از حضرت عيسى نقل شده است:الرحمن، رحمان الدنيا، و الرحيم رحيم الآخره؛رحمان، رحمتگر در دنيا و رحيم، رحمتگر در آخرت است.ابن عباس در تفسير «بسمله» از پيامبر نقل كرده كه فرمود:فإذا قال العبد : «بسم اللّه الرحمن الرحيم» قال اللّه عزّوجلّ عبدى دعانی باسمين رقيقين أحدهما أرق من الآخر [فالرحيم أرق من الرحمان و كلاهما رقيقان ] ...؛هر گاه بنده بگويد: به نام خداوند رحمتگر مهروز، خداوند عزيز و جليل مىگويد: بندهام، مرا با دو اسم لطيف صدا زد؛ يكى از ديگرى لطيفتر است. هر دو لطيفاند؛ رحيم لطيفتر از رحمان است.اين روايت را نيز مىتوان به روايات پيشين ملحق نمود؛ زيرا با توجه به اين كه رقّت در باره خداوند متعال بىمعناست، رقيقتر بودن صفت «رحيم» ناظر به رحمت بيشتر و با كيفيت بهتر خواهد بود كه با رحمت خاص الهى منطبق است.اين دسته از روايات نه تنها ظاهراً با روايات دسته اول، بلكه به گفته آية اللّه خویى(ره) ظاهر آنها با قرآن نيز مخالفت دارد و از اين رو، بايد آنها را يا تأويل نمود و يا كنار گذاشت:در بعضى از روايات آمده است كه «رحمان» اسم خاص است و معنايش عام، ولى «رحيم» اسم عام است و معنايش خاص؛ زيرا كه به آخرت و يا مؤمنين اختصاص دارد. بايد اين روايات را تأويل نمود يا به كنار گذاشت؛ زيرا ظاهر آنها با كتاب خدا مخالفت دارد؛ چون كلمه رحيم در قرآن بدون اين كه به مؤمنين و يا به آخرت اختصاص داشته باشد، استعمال شده است كه اينك نمونههایى از آنها:فَمَن تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی وَمَنْ عَصَانِی فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛هر كس از من پيروى كند، از من است و هر كس از من نافرمانى كند، پس تو بخشنده و مهربانى.نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ؛بندگانم را آگاه كن كه من بخشنده مهربانم!إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ؛خداوند نسبت به مردم رحيم و مهربان است.رَبُّكُمُ الَّذِی یُزْجِی لَكُمُ الْفُلْكَ فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً؛پروردگارتان كسى است كه كشتى را در دريا براى شما به حركت در مىآورد تا از نعمت او بهرهمند شويد. او نسبت به شما مهربان است.وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِن شَاءَ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّه كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً؛اگر بخواهد منافقان را عذاب مىكند و يا اگر توبه كنند، توبهشان را مىپذيرد كه خداوند بخشايشگر و مهربان است.مىبينيم در اين آيات و ديگر آياتى كه در اين جا نيامده است، كلمه «رحيم» در معناى عمومى به كار رفته است كه خداوند بر همه كس از مؤمن و منافق و بر هر انسانى در هر دو جهان رحيم و مهربان است.در بعضى دعاها نيز آمده است : «يا رَحْمنُ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ رَحيمُهُما» كه در اين دعاها، «رحمان» و «رحيم»، هر دو، به يك صورت به كار رفته است. از اين جا معلوم مىشود كه از نظر عموميت و خصوصيت، فرقى بين اين دو كلمه نيست.شايد منظور از آن روايات ـ كه كلمه «رحيم» را از نظر معنا خاص مىدانند و آن را تنها به عالم آخرت مختص مىكند ـ اين است كه اگر رحمت خدا تا عالم آخرت امتداد و ادامه نداشته باشد و در اين جهان منقطع گردد، وجود اين گونه رحمت با نبودش مساوى است؛ زيرا رحمتى كه در پشت سر آن عذاب و بدبختى بيايد، سودى نخواهد داشت و در واقع، رحمت نيست و رحمتى كه زايل و منقطع شود، به ناچار، در عذاب و بدبختى دائمى محو خواهد شد. از اين رو، مىتوان گفت كه رحمت به معناى واقعى آن، تنها و تنها به حال مؤمنان سود مىبخشد و اختصاص رحمت به مؤمنان به اين معناست؛ نه بدان معنا كه خداوند به غير مؤمنان اصلاً رحم نكند.به نظر مىرسد كه اين توجيه براى روايات ياد شده, قابل خدشه است؛ زيرا رحمت عام الهى همانند رحمت خاص او، رحمت حقيقی است، ليكن انسانهاى ناشايسته از آن سوء استفاده مىنمايند.از سوى ديگر، سند روايتى كه «رحمان» را صفت عام و «رحيم» را صفت خاص مىداند، معتبر است و با توجه به اين كه در قرآن «رحمان»، بيشتر در رحمت عام و «رحيم» در رحمت خاص به كار رفته و اين مضمون در روايات ديگر نيز مورد تأكيد گرفته، نمىتوان اين روايات را كنار گذاشت، بلكه بايد ميان اين روايات و رواياتى كه خداوند متعال را «رحمن» و «رحيم» در دنيا و آخرت مىدانند و همچنين آياتى كه «رحمان» را بر رحمت اخروى و «رحيم» را بر رحمت دنيوى اطلاق كردهاند، بدين سان جمع بندى كرد كه:معناى «رحمان» بودن خداوند متعال در دنيا اين نيست كه او در آخرت «رحمان» نيست؛ همان طور كه معناى «رحيم» بودن او در آخرت به معناى نفى رحيميت او در دنيا نيست؛ بلكه معناى رحمانيت خدا در دنيا اين است كه او در دنيا رحمتى دارد كه در آخرت وجود ندارد؛ انواع امكانات و استعدادهایى كه به صورت مشترك در اختيار همه انسانها قرار دارند، مظهر رحمانيت حضرت حق است كه در آخرت وجود ندارند, ولى با اين حال، خداوند در آخرت نيز «رحمان» و داراى رحمت واسعه است و هر كس مانعى نداشته باشد، مىتواند از رحمت واسعه الهى بهرهمند شود.همچنين، معناى رحيميت خدا در آخرت اين است كه او در آخرت رحمتى دارد كه در دنيا نيست و آن، بهشت جاودان است. انواع نعمتهایى كه در آخرت، در اختيار انسانهاى شايسته است، مظهر رحيميت اوست كه در دنيا وجود ندارد، ولى با اين حال، خداوند متعال در دنيا نيز «رحيم» است و نسبت به همه بندگان مهربان و هر كس مانعى نداشته باشد، مىتواند از رحمت خاص الهى بهرهمند گردد.از اين رو، از جهتی، «رحمان» صفت عام است و «رحيم» صفت خاص، زيرا نعمتهاى دنيوى ميان انسانهای شايسته و ناشايسته مشترك است، ولى نعمتهاى اخروى به انسانهاى شايسته اختصاص دارد.از جهتی ديگر، «رحمان» و «رحيم» هر دو صفت عام الهى هستند؛ زيرا همه انسانهایى كه مانعى براى بهرهگيرى از رحمت واسعه الهى نداشته باشند، مىتوانند از نعمتهاى الهى در دنيا و آخرت بهرهمند گردند.علاقه مندان برای تهيه فصلنامه می توانند با شماره تلفن۷۱۷۶۴۱۳ امور مشتركان در قم تماس بگيرند.
شمارگان ۵۹ و ۶۰ فصلنامه علمی ـ پژوهشی علوم حديث(بهار و تابستان ۱۳۹۰) به صاحب امتيازی دانشكده علوم حديث، مدير مسئول و سردبيری محمد محمدی نيك (ریشهری)، از سوی مؤسسه علمی ـ فرهنگی دارالحديث منتشر شد.