قال محمد بن يحيي: فقلت لمحمد بن الحسن: يا أبا جعفر! وددت أن هذا الخبر جاء من غير جهة أحمد بن أبي عبد اللّه، قال: فقال: لقد حدثني قبل الحيرة بعشر سنين؛۱
محمد بن يحيي گفت: من به محمد بن حسن گفتم: اي ابا جعفر، دوست داشتم اين روايت از سوي فردي غير از احمد بن محمد بن خالد ميآمد. محمد بن حسن گفت: اين روايت را احمد بن محمد بن خالد ده سال پيش از حيرت براي من روايت کرده است.
برخي گمان کردهاند اين عبارت در مذمت و جرح احمد بن محمد بن خالد است. مرحوم خويي در جواب اين توهم چنين ميگويد:
محمد بن يحيي احتمال ميداد که روايت احمد بن ابي عبد اللّه پس از زماني است که مردم در امر امامت دچار حيرت شدند. در اين زمان گروهي ميگفتند که امام عسکري فرزندي ندارد، اما شيعه معتقد به وجود حجت بود و اين که او امام پس از پدرش است. پس محمد بن يحيي دوست داشت که راوي اين روايت شخص ديگري باشد؛ يعني شخصي که پيش از حيرت زندگي ميکرده تا وايتش اخبار از امر غيبي و پيش از وقوع آن باشد. پس محمد بن حسن به او پاسخ داد که اخبار احمد بن محمد بن خالد ده سال پيش از زمان حيرت، يعني پنج سال قبل از ولادت حجت بوده است. بنا بر آنچه گفته شد، روايت دلالت بر مذمت احمد بن محمد بن خالد نميکند ۲ .
با توجه به گفته مرحوم خويي، تاريخ نقل احمد بن محمد به نيمه قرن سوم بر ميگردد.
15. کتاب احمد بن محمد بن عيسي (م پس از سال 274 يا 280 ق)
احمد بن محمد بن عيسي از بزرگان قم به شمار ميرود. تأليفات متعددي به نگارش در آورده که تنها نام آنها را در جوامع روايي قرن چهارم و پنجم ميتوان يافت. او تا سال 274 يا 280 نيز زنده بوده است ۳ .
دست کم، دو روايت از احاديث اثناعشر در کتابهاي احمد بن محمد وجود داشته و کليني گزارش آن را در يازدهمين و دوازدهمين حديث از باب «فيما جاء في الإثني عشر والنصّ عليهم»، از طريق «محمد بن يحيي» آورده است ۴ .
از 4828 روايت احمد بن محمد بن عيسي در کتاب الکافي 3577 روايت را محمد بن يحيي و 1146 روايت را «عدة من اصحابنا»، از او نقل کردهاند. بنا بر نقل نجاشي از کليني، مراد از «عدة من اصحابنا»، قبل از احمد بن محمد بن عيسي چند نفرند که يکي از آنها محمد بن يحيي است ۵ . بنا بر اين، تعداد
1.. الکافي، ج ۱، ص ۵۲۵، ح ۲.
2.. معجم رجال الحديث، ج ۳، ص ۵۴.
3.. در مراسم تشييع احمد بن محمد بن خالد «م ۲۷۴ يا ۲۸۰ ق» حضور داشته است (ر.ک: الخلاصة للحلي، ص ۱۴).
4.. يکي از سه سند روايت يازدهم ودوازدهم وسيزدهم اين است: محمد بن يحيي، عن أحمد بن محمد بن عيسي، عن الحسن بن العباس بن الحريش، عن أبي جعفر الثاني عليه السلام ( الکافي، ج ۱، ص ۵۳۳، ح ۱۱؛ ح ۱۲ و ح ۱۳).
5.. ر.ک: رجال النجاشي، ص ۳۷۸؛ الخلاصة للحلي، ج ۱، ص ۲۷۲، «الفائدة الثالثة».