نديدم كه در حفظ حديث به اندازه او وهم و خيال كند و در اسناد حديث و متن آن ها، ظلم نمايد و ... ۱ نمونه دوم : ابن تيميه اصرار دارد كه ابوطالب را كافر بپندارد. وى در اين باب به حديثى استناد مى كند كه به «حديث ضَحضاح» ۲ معروف است. در سند آن افرادى مثل «عبدالملك بن عمير لخمى» وجود دارد كه جدا مورد انتقاد قرار گرفته است. او از دشمنان اهل بيت بوده تا آنجا كه گفته اند به ذبح مسلم بن عقيل، سفير امام حسين عليه السلام ، اقدام كرده و زمانى كه مورد عتاب قرار گرفت، جواب داد مى خواستم او را راحت كنم! جرح اين شخص در «ميزان الاعتدال» و «تهذيب التّهذيب» بيان شده است. ۳ ابن تيميه مى نويسد: «اهل علم بر كفر ابوطالب اتفاق نظر دارند و بر اين مطلب، احاديث صحيح دلالت دارد.» ۴ سپس به حديث ضحضاح و مانند آن استناد مى كند!
ابن حزم ـ كه ابن تيميه بسيار به او اعتماد دارد ـ تصريح مى كند كه استناد به احاديثى اين چنين، باطل است. ابن حزم به اين نكته مهم اشاره كرده كه مى گويد: «ما در مقام احتجاج ـ در برابر شيعه ـ نبايد به روايات خودمان استناد كنيم، زيرا آنها تصديق نمى كنند، چنانچه اگر شيعيان با روايات خودشان در برابر ما حجت بياورند، نخواهيم پذيرفت. زيرا دو طرف مناظره بايد با دلائل خصم احتجاج كنند.» ۵
روش پانزدهم : نقل اجماع ها و اتفاق هاى دروغين
ابن تيميه براى محكم جلوه دادن مطلب مورد استناد خود، پيوسته از كلمات پر ابهّتِ «اتفاق اهل علم»، «اجماع اهل علم»، «اتفاق حديث شناسان»، «احدى نقل نكرده»، «هيچ كس مخالفت ننموده» و «هيچ يك از علما ...» بهره مى گيرد. در هر صفحه اى از كتاب او،
1.ـ ر.ك. دراسات فى منهاج السنة، ص ۳۸۶.
2.ـ انَّ اباطالب فى ضَحْضاح مِن نار.
3.ـ ر.ك. دراسات فى منهاج السنة، ص ۴۱۴، جهت اطلاع از بحث كافى در ايمان ابوطالب و ردّ اقوال مخالفان و حديث ضحضاح ر.ك. الغدير ۸/۳ تا ۲۹.
4.ـ ر.ك. منهاج السنة، ۴/۳۵۱.
5.ـ ر.ك. دراسات فى منهاج السنة، ص ۴۱۳.