برگزاری سمینار علمی "تراث امامیه بصره تا پایان قرن پنجم" با مشارکت و همکاری عتبه مقدسه عباسیه، مرکز تراث بصره و پژوهشگاه قرآن و حدیث
سمینار علمی "تراث امامیه بصره تا پایان قرن پنجم" با مشارکت و همکاری پژوهشگاه قرآن و حدیث و مرکز تراث بصره وابسته به عتبه عباسیّه در روزهای ۱۲ و ۱۳ دیماه در شهر بصره عراق برگزار شد. این رویداد علمی با حضور استادان و پژوهشگران برجسته از ایران و عراق، به بررسی میراث علمی و فرهنگی شیعیان بصره تا پایان قرن پنجم هجری اختصاص داشت.
پژوهشگاه قرآن و حدیث به عنوان نهاد علمی پیشگام در مطالعات قرآنی و حدیثی، نقش محوری در این سمینار و رویداد علمی ایفا می کند. شش مقاله علمی توسط اعضای هیأت علمی پژوهشگاه در موضوعاتی همچون اعتبارسنجی روایات فقهی، بازخوانی تشیع اعتقادی، نقش شاعران امامیه در ترویج مکتب اهل بیت (علیهم السلام)، توسعه علوم قرآنی، میراث علمی عبدالعزیز بن یحیی جلودی و بررسی جایگاه علمای بصره در حوزههای کلامی و تفسیری ارائه شد.
نشست علمی «اعتبارسنجی روایات فقهی حسن بن محمد بن جمهور العمی بصری»
حجت الاسلام دکتر حیدر مسجدی؛ استادیار دانشگاه قرآن و حدیث در سمینار علمی "تراث امامیه بصره تا پایان قرن پنجم" که با مشارکت و همکاری پژوهشگاه قرآن و حدیث و مرکز تراث بصره وابسته به عتبه عباسیّه در روز جمعه ۱۲ دی ماه ۱۴۰۴ در سالن اجتماعات مرکز تراث بصره عراق برگزار شد به عنوان اولین سخنران با طرح موضوع «اعتبارسنجی روایات فقهی حسن بن محمد بن جمهور العمی بصری» گفت: حسن بن محمد بن جمهور عمّی بصری از جمله شخصیت هایی است که روایات حدیثی او در کتابهای حدیثی بهطور گسترده نقل شده است اما در عین حال، در کتابهای رجالی دو عنوان دیگر یعنی «محمد بن الحسن بن جمهور عمّی» و «محمد بن جمهور عمّی» نیز درباره او دیده میشود.
وی افزود: حال این پرسش علمی مطرح است که آیا این عناوین به سه راوی، یا دو راوی، یا تنها یک راوی بازمیگردد. لذا ارزیابی رجالی آنان و ارزش روایات فقهیشان در کتاب کافی مورد بررسی قرار گرفته است. پس از انجام یک بررسی تحلیلیِ رجالی، نتیجه پژوهش این است که این عناوین تنها به دو نفر بازمیگردد، و آن دو نیز عبارتاند از حسن بن محمد بن جمهور عُمّی و محمد بن جمهور عمّی.
ایشان اظهار داشت: در تحقیقات و پژوهش های انجام شده نشان داده است که عنوان «محمد بن الحسن بن جمهور عمّی» اساساً در اسناد روایی وجود ندارد، بلکه همان «محمد بن جمهور عمّی» است و او پدر حسن بن محمد بن جمهور به شمار میرود.
دکتر حیدر مسجدی در ادامه گفت: روایات فقهی حسن بن محمد که در کتاب کافی آمده، روایاتی پاک و همراه با قرائن صحت هستند و تنها در یک روایت، موردی از شذوذ مشاهده شده است.
وی افزود: همچنین مشخص گردیده که حسن بن محمد فردی ثقه است، در حالی که پدر او، محمد بن جمهور، ضعیف به شمار میآید. افزون بر این، وجود نوعی خلط و اشتباه در ترجمه و معرفی این دو نفر در برخی منابع رجالی آشکار شده است.
ایشان در ادامه افزود: بررسی صدور روایات، بهویژه روایات فقهی، و ضرورت شناخت وثاقت یا عدم وثاقت راویان از دیدگاه علم رجال باید مورد توجه و تاکید قرار گیرد چرا که دارای اهمیت فراوانی است.
استادیار دانشگاه قرآن و حدیث در بیان چارچوب و روشهای مورد اعتماد محدثان و فقیهان در اعتبارسنجی روایات گفت: برای این منظور چارچوب ها و روشهای مورد اعتماد محدثان و فقیهان در اعتبارسنجی معرفی شده است که عبارتاند از: ۱. روش قدما (وثوق و اطمینان عقلایی) ۲. روش متأخران (حجیت تعبّدی)
ایشان در توضیح و بیان روش قدما یعنی وثوق و اطمینان عقلایی گفت: مشهور قدما در حجیت حدیث، بر وثوق و اطمینان عقلایی تکیه دارند که از مجموعهای از قرائن به دست میآید؛ از مهمترین آنها: اعتبار منبع یا منابع ناقل حدیث، وضعیت راویان، شهرت حدیث، تعدد طرق نقل، عمل علما به آن، وجود روایات مؤید، و نبودِ معارض معتبر.
وی درباره روش متأخران یعنی حجیت تعبّدی اظهار داشت: مشهور متأخران در حجیت حدیث، بر ارزیابی سندی ـ معروف به منهج وثاقت ـ تکیه میکنند؛ بدین معنا که حدیث صحیح از نظر سندی را میپذیرند و حدیث ضعیف را کنار میگذارند.
نشست علمی « بازخوانی تشیع اعتقادی در بصره تا دوران امام سجاد (علیه السلام)»
حجت الاسلام دکتر سیدعلی حسینی زاده؛ استادیار پژوهشگاه قرآن و حدیث در سمینار علمی "تراث امامیه بصره تا پایان قرن پنجم" که با مشارکت و همکاری پژوهشگاه قرآن و حدیث و مرکز تراث بصره وابسته به عتبه عباسیّه در روز جمعه ۱۲ دی ماه ۱۴۰۴ در سالن اجتماعات مرکز تراث بصره عراق برگزار شد به عنوان دومین سخنران با طرح موضوع «بازخوانی تشیع اعتقادی در بصره تا دوران امام سجاد (علیه السلام)» گفت: در دهههای اخیر، موضوع زمان و چگونگی شکلگیری تشیع اعتقادی مورد توجه ویژه پژوهشگران مستشرق و غیر مستشرق قرار گرفته است.
وی افزود: برخی از این نظریهها در پی آنند که ثابت کنند تشیع اعتقادی مجموعهای از اندیشههای بروندینی است که از مرزهای غیراسلامی به جامعه مسلمانان نفوذ کرده است اما در پژوهشی که ارائه شد هدف پاسخ به این شبهات و اثبات اصالت تشیع اعتقادی در قرن نخست هجری در بصره است.
ایشان در ادامه با تفکیک قائل شدن میان «حمایت سیاسی و دیگر انواع تشیع» و «تشیع اعتقادی» گفت: منظور از شیعیان اعتقادی، افرادی هستند که علاوه بر دوستی اهلبیت علیهم السلام و مرزبندی با جریانهای اموی و عثمانی، به مبانی عمیقی همچون ولایت اهلبیت علیهم السلام، برائت از دشمنان، نصب و نص الهی در خلافت، عصمت و علم خاص ائمه علیهم السلام باور داشتهاند.
استادیار پژوهشگاه قرآن و حدیث با طرح موضوع بصره؛ فراتر از یک شهر عثمانیگرا اظهار داشت: ادعای کسانی که بصره را شهری کاملاً خالی از تفکر شیعی میدانند کاملا اشتباه است چرا که با بازخوانی هویت این شهر در نیمه نخست قرن اول ثابت می شود با وجود غلبه جریانهای مخالف، تشیع اعتقادی از همان ابتدای شکلگیری بصره در میان لایههای مختلف جامعه و قبائل آن رسوخ داشته است.
وی افزود: شخصیتهای کلیدی و مروجان اندیشه محور به عنوان جایگاه شیعی در بصره نیز مطرح است. عبدالله بن عباس به عنوان یکی از شخصیتهای برجستهای که نقش بسزایی و حامل تفکر تشیع اعتقادی در بصره بود. او با حضور فعال به عنوان فرماندار بصره یکی از چهرهای تشیع اعتقادی است. همچنین ابوالاسود دوئلی که از مخالفان جدی عثمان بوده و از شیعیان اعتقادی به شمار می رود. عثمان بن حنیف نیز فرماندار منتخب امام علی علیه السلام در بصره که بیعت با ایشان را «بیعتی الهی» مینامید. همچنین از شخصیتهایی چون بریده اسلمی و شریک بن حارث به عنوان دیگر استوانههای اعتقادی در این شهر می توان یاد کرد.
دکتر حسینی زاده در ادامه با اشاره به شواهد تاریخی در عصر امام حسین علیه السلام گفت: واقعه کربلا و مکاتبات امام حسین علیه السلام با بزرگان بصره یکی دیگر از دلایل وجود تشیع اعتقادی در بصره است. متن نامههای حضرت به اشراف بصره و پاسخهایی که دریافت کردند، مملو از تعابیری همچون «اوصیاء»، «ورثة رسولالله» و «احق الناس بالمقام» است که نشاندهنده حیات تفکر تشیع اعتقادی در آن مقطع در بصره است.
وی افزود: تلاشهای یزید بن مسعود نهشلی برای بسیج قبائل بنیتمیم، بنیحنظله و بنیسعد و همچنین وجود پایگاههای شیعی در منازلی مانند خانه ماریه بنت سعد، از دیگر شواهد حضور فعال شیعیان در بصره است که در نهایت شاهد حضور گروهی از بصریان در میان یاران امام حسین علیه السلام در واقعه کربلا هستیم.
ایشان در پایان تاکید کرد: با تکیه بر اسناد تاریخی ثابت میشود که تشیع اعتقادی در بصره، بر خلاف تصورات رایج، جریانی حاشیهای نبوده بلکه با وجود فشارهای سیاسی حکومتهایی چون عبیدالله بن زیاد، همواره حضوری پویا داشته است.
نشست علمی «آراء کلامی اصحاب اجماع اهل بصره»
حجت الاسلام دکتر علیرضا بهرامی؛ استادیار دانشگاه صنعتی امیرکبیر و عضو انجمن کلام اسلامی حوزه در سمینار علمی "تراث امامیه بصره تا پایان قرن پنجم" که با مشارکت و همکاری پژوهشگاه قرآن و حدیث و مرکز تراث بصره وابسته به عتبه عباسیّه در روز شنبه ۱۳ دی ماه ۱۴۰۴ در سالن اجتماعات مرکز تراث بصره عراق برگزار شد به عنوان سومین سخنران با طرح موضوع «آراء کلامی اصحاب اجماع اهل بصره» با اشاره به جایگاه رفیع اصحاب اجماع نزد ائمه علیهم السلام، فعالیتهای کلامی این شخصیتها را در جغرافیای بصره مورد واکاوی قرار داد و گفت: هرچند بصره در تاریخ کلام امامیه به عنوان یک مدرسه برجسته حدیثی-کلامی شناخته نمیشود، اما مهاجرت گروهی از اصحاب خاص ائمه، بهویژه اصحاب اجماع، در اواسط قرن دوم هجری، پویایی و حیات علمی ویژهای به این شهر بخشید.
وی افزود: دادههای تاریخی نشاندهنده عمق مباحث کلامی در این منطقه است؛ موضوعاتی همچون تأویل آیات، نص بر امامت اهلبیت علیهم السلام ، منابع علم امام و شناخت امام پس از امام از جمله محورهای اصلی این جریان بوده است.
ایشان اظهار داشت: حضور این بزرگان در بصره منجر به شکلگیری جریانی حدیثی، موثق و روشنگر شد که در تقابل علمی با جریانهای مخالف و پاسخگویی به شبهات، زیرساختهای تعالیم اصیل اهلبیت علیهم السلام را در بصره تثبیت کرد.
این پژوهشگر حوزه کلام در ادامه به تحلیل نقش سه تن از اصحاب اجماع پرداخت و گفت: یکی از شخصیت ها، فضیل بن یسار نهدی است تحلیل محتوایی روایات او نشاندهنده انطباق کامل آرای او با جریان «متکلمان نص گرا» است که در روش کلامی خود مطابق الگوی فقهی عمل می کرد.
وی افزود: یکی دیگر از شخصیت ها، حماد بن عیسی است که حضور او فصل جدیدی از تعالیم کلامی را در بصره گشود. اگرچه برخی او را به غلو متهم کردند، اما روایات او (مانند احادیث طینت) مرزهای معرفتی شیعه در بصره را جابهجا کرد. ابان بن عثمان نیز به عنوان حلقه وصل میان بصره و کوفه عمل می کرد. تنوع موضوعات کلامی در روایات او، بهویژه در حوزههای تأویلی و تاریخی، نشاندهنده بلوغ و نظریهپردازی در مدرسه کلامی بصره است.
نشست علمی «شعرای امامیه در بصره و نقش آنان در ترویج مذهب اهل بیت علیهم السلام تا پایان قرن پنجم»
حجت الاسلام دکتر سیداکبر موسوی تنیانی؛ استادیار پژوهشگاه قرآن و حدیث در سمینار علمی "تراث امامیه بصره تا پایان قرن پنجم" که با مشارکت و همکاری پژوهشگاه قرآن و حدیث و مرکز تراث بصره وابسته به عتبه عباسیّه در روز شنبه ۱۳ دی ماه ۱۴۰۴ در سالن اجتماعات مرکز تراث بصره عراق برگزار شد به عنوان چهارمین سخنران با طرح موضوع «شعرای امامیه در بصره و نقش آنان در ترویج مذهب اهل بیت علیهم السلام تا پایان قرن پنجم» گفت: بصره از دیرباز به عنوان یکی از مراکز مهم شعر و ادب در جهان اسلام شناخته میشود. این شهر با ترکیب جمعیتی متنوع از اقوام عرب و غیرعرب، بهویژه ایرانیان، بستری مناسب برای تبادل فرهنگی و شکوفایی ادبی فراهم آورد.
وی افزود: در بصره، برخلاف برخی شهرهای عربی که در یک نوع خاص از شعر شهرت داشتند، تمامی انواع شعر از جمله حماسی، غنایی، دینی و سیاسی رشد و نمو یافت. بازار معروف "المربد" نیز به عنوان یکی از مهمترین مراکز علمی و ادبی، نقش بسزایی در تبادل اندیشهها و اشعار ایفا میکرد.
این پژوهشگر حوزه تاریخ اندیشه اسلامی، با اشاره به پیوند عمیق میان شعر و علم کلام در بصره، اظهار داشت: بسیاری از ادیبان و شاعران بصری، گرایشهای کلامی داشتند و حتی در این حوزه آثاری تألیف کردند. برای نمونه، ابو الحسن الأخفش و ابو العباس المبرد، دو چهره برجسته نحوی بصره، به ترتیب به مکتب اعتزال گرایش داشتند و در زمینه کلام نیز فعالیتهایی داشتند.
وی گفت: این گرایش فکری باعث شد که برخی از علمای اهل حدیث، ادیبان بصره را به عنوان "اهل الأهواء" معرفی کنند. اما واقعیت آن است که این تعامل میان شعر و کلام، به غنای فکری و فرهنگی این شهر افزود و آن را به یکی از قطبهای مهم اندیشه اسلامی بدل ساخت.
دکتر موسوی تنیانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش شاعران امامی در بصره گفت: از قرن دوم هجری به بعد، جریان امامیه به عنوان یکی از جریانهای فکری فعال در بصره حضور یافت و در قرون بعدی نیز بر نفوذ خود افزود. شاعران امامی در این شهر، از شعر به عنوان ابزاری برای دفاع از عقاید کلامی و ترویج آموزههای اهل بیت علیهمالسلام بهره بردند.
ایشان در بیان روششناسی پژوهش انجام گرفته افزود: پژوهش و تحقیقاتی که صورت گرفته با رویکرد توصیفی-تحلیلی، فعالیتهای شاعران امامی در بصره از قرن دوم تا چهارم هجری مورد بررسی قرار گرفت که نشان میدهد این شاعران، همانند دیگر جریانهای فکری آن دوران، از بیان منظوم برای دفاع از عقاید خود استفاده میکردند. آنان همچنین با بهرهگیری از همین ابزار، به نقد دیدگاههای مخالفان می پرداختند.
دکتر موسوی تنیانی افزود: شعر در بصره نه تنها وسیلهای برای بیان احساسات و زیباییهای ادبی بود، بلکه به ابزاری مؤثر برای بیان عقاید دینی و سیاسی تبدیل گردید. در فضای پرتنش سیاسی و مذهبی بصره، شاعران امامی با سرودن اشعار عقیدتی، به دفاع از مکتب اهل بیت علیهم السلام می پرداختند. این اشعار، هم جنبه تبلیغی داشتند و هم در برابر هجمههای فکری و کلامی مخالفان، نقش سپر دفاعی را ایفا میکردند.
وی اظهار داشت: شاعران امامی با بهرهگیری از فنون بلاغی و ادبی، توانستند پیامهای عمیق اعتقادی را در قالبی هنرمندانه به مخاطبان منتقل کنند. این اشعار، نه تنها در بصره، بلکه در سراسر جهان اسلام تأثیرگذار بودند و در تداوم و گسترش مذهب امامیه نقش مهمی ایفا کردند.
ایشان در ادامه ابراز داشت: شناخت جغرافیای فکری و ادبی شاعران امامی در بصره و موضوعاتی که مورد توجه آنان بوده، میتواند به تحلیل دقیقتری از تاریخ اندیشه امامیه منجر شود و این پژوهش ها می تواند گامی در جهت روشنسازی نقش ادبیات در تحولات مذهبی و فکری قرون نخستین اسلامی باشد.
وی در پایان تاکید کرد: پیشنهاد می کنم که پژوهشهای بیشتری در زمینه نقش ادبیات در ترویج مذاهب اسلامی انجام شود. ادبیات، بهویژه شعر، همواره یکی از ابزارهای مؤثر در انتقال مفاهیم دینی و فرهنگی بوده و بررسی آن میتواند افقهای تازهای در مطالعات تاریخی و کلامی بگشاید.
نشست علمی «نقش جریان شیعه در شکوفایی علوم قرآنی بصره؛ از بنیانگذاری علمی تا نقشآفرینی روایی و نحوی»
دکتر عبدالمجید اعتصامی؛ پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و عضو انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه در سمینار علمی "تراث امامیه بصره تا پایان قرن پنجم" که با مشارکت و همکاری پژوهشگاه قرآن و حدیث و مرکز تراث بصره وابسته به عتبه عباسیّه در روز شنبه ۱۳ دی ماه ۱۴۰۴ در سالن اجتماعات مرکز تراث بصره عراق برگزار شد به عنوان پنجمین سخنران با طرح موضوع «نقش جریان شیعه در شکوفایی علوم قرآنی بصره؛ از بنیانگذاری علمی تا نقشآفرینی روایی و نحوی» با نگاهی تاریخی و تحلیلی به تبیین نقش محوری علما و جریانات شیعی در بصره در تکوین و توسعه علوم قرآنی از آغاز تا قرون میانه پرداخت و گفت: بر اساس تحقیقات و پژوهش های صورت گرفته، شهر بصره از نخستین قرون اسلامی، بستر حضور جریان پرنفوذ و فعال شیعه بوده است؛ جریانی که علاوه بر اعتراض به گرایشهای سیاسی رایج و مسائلی مانند «مصحف عثمانی»، با تأکید بر تعلیمات اهل بیت علیهم السلام، زیرساختهای علمی بیسابقهای در زمینه دانش قرائت، نحو و تفسیر فراهم آورد.
وی افزود: این نقشآفرینی با چهرههایی چون ابوالاسود دؤلی، شاگرد مستقیم امام علی (علیه السلام)، آغاز شد. او با الهام از فرامین امام(علیه السلام)، نظام نحو عربی و نقطهگذاری را بنیان نهاد؛ اقدامی که هدف اصلیاش حفظ متن قرآن از تحریف و لحن نادرست بود.
ایشان در ادامه اظهار داشت: جنبش علمی مرتبط با ابوالاسود و شاگردانش، مانند نصر بن عاصم لیثی، منجر به شکلگیری مدرسهای شد که بنیانگذاران آن همواره اتصال خود را با سنت علوی حفظ میکردند و همین ویژگی، جایگاه متمایزی به قرائت علوی و شیعی در بستر بصره میبخشید.
دکتر عبدالمجید اعتصامی گفت: در بررسی مدارس مختلف قرائت در بصره (محافظهکار، منفتح، علوی/ امامی) نشان میدهد که مدرسه علوی – با محوریت نقل روایات از امام علی (علیه السلام) – به ماندگاری و اصالت ویژهای در فضای علم قرائت بصره دست یافت.
ایشان با اشاره به نقش شیعه در تفسیر قرآن در بصره اظهار داشت: نقش شیعه در تفسیر قرآن در بصره بهویژه نقل و تدوین تفسیر بر اساس روایات ائمه و تحلیلهای زبانی از سوی علمایی مانند قتاده بن دعامة و عبدالعزیز جلّودی صورت می گرفت. نقشآفرینی آنان سبب تولید تفسیری شد که ضمن حفظ اصالت روایی، از تحلیلهای زبانی و اجتهادی نیز برخوردار بود و در منابع اهل سنت نیز اثرگذار ماندگار شد.
وی در بیان عوامل موفقیت شیعه در بصره گفت: از عوامل موفقیت شیعه در بصره می توان به ارتباط با امام علی (علیه السلام) تا سرمایهگذاری زبانی و عقلانی در فهم قرآن اشاره کرد و این تأکید میکند که جریان شیعی بصره، نه صرفاً گرایش مذهبی، بلکه جریان اصیل علمی بوده که سهمی اساسی در معماری دانش قرآنی جهان اسلام ایفا کرده است.