کتاب «مدیریت علوی؛ الهام از دستورنامه» مروری بر نامه ۲۷ نهج البلاغه و شامل سفارشهای اخلاقی امیر مومنان علی(ع) به حاکم و یک مرامنامه اخلاقی برای مدیران به چاپ رسید.
کتاب مدیریت علوی؛ الهام از دستورنامه به قلم سیدحمیدرضا امین زاده، برگرفته از نامه ۲۷ نهج البلاغه و دستورنامهای است که حضرت علی(ع) برای محمد بن ابی بکر، هنگامی که او را به ولایت مصر می فرستاد، مکتوب فرمود و از آنجا که امام(ع) در این نامه سفارشهای اخلاقی به حاکم مصر فرموده، میتوان آن را مرامنامه اخلاقی مدیران نامید.
نویسنده در مقدمه کتاب نوشت: مخاطب اصلی این فرماننامه در وهله اول، مدیران ارشد و مدیران سطوح میانی هستند اما در نگاه کلی هرجا روابط بین فرادست و فرودست مطرح میشود، میتوان با استناد به این نامه الگوی رفتاری مناسبی را تشخیص داد. این اثر با نگاه آموزشی نگارش یافته است و در قشر طلاب علوم دینی و دانشجویان رشتههای مدیریت و تعلیم و تربیت نیز بستر مناسبی را برای درک و فهم کلام امام میسر میکند و از سوی دیگر امکان تدریس در سطوح مختلف ادارهها، نهادها و سازمانهای دولتی را فراروی قرار میدهد. (صفحه ۷)
آیت الله سیدجمال الدین دینپرور رئیس بنیاد نهج البلاغه نیز در ابتدای این اثر نوشت: کتاب مدیریت علوی حاوی ترجمه و شرح استنتاج از عهدنامه امیرالمومنین، امام علی(ع) به محمد بن ابی بکر، فرمانروای مصر است. این کتاب گرچه برای همگان است ولی مخاطب اول آن کارگزاران و کارمندان حکومت و دولت اسلامی هستند و مشتمل بر ضروریترین و مهمترین دستورهایی است که باید مورد توجه ویژه مسئولان و مدیران ارشد قرار گیرد. (صفحه ۹)
کتاب مدیریت علوی در ۲۲ درس و با مطالبی همچون تواضع و مهربانی با مردم، خیر دنیا و آخرت، عاملان متقین، آماده شدن برای مرگ، عمل انسان؛ سازنده بهشت و جهنم، صیاد مرگ، عامل پس از مرگ برای مجرمان، خوف و رجا، جهاد با نفس، دفاع از دین، تقدم خشنودی خدا بر خشنودی خلق، امام هدایت و امام ضلالت، ترس از منافق، تقوای الهی در دین و هفت توصیه مهم در اسلام منتشر شده است.
محمد بن ابوبکر که بود؟
نویسنده درباره شخصیت فرماندار مصر نوشت: محمد بن ابی بکر از خواص یاران امام علی(ع) در ۲۵ ذیقعده سال دهم هجری (سال حجةالوداع) در ذوالحلیفه متولد شد. مادر او، اسماء بنت عمیس، ابتدا همسر جعفر بن ابی طالب بود و عبدالله بن جعفر نیز فرزند اوست. وی پس از شهادت جعفر در جنگ موته، به همسری ابوبکر درآمد و محمد بن ابی بکر از او متولد شد و پس از وفات ابوبکر، با امام علی(ع) ازدواج کرد. محمد بن ابی بکر در خانه امام علی(ع) و در دامن ایشان تربیت شد و رشد یافت و از کودکی بر ولایت و دوستی آن بزرگوار بار آمد. امام(ع) او را بسیار دوست میداشت و احترام میکرد و میفرمود «او دوست و رَبیب (پسر زن) من بود. محمد فرزند من است که از صُلب ابوبکر به وجود آمده است.»
از امام صادق(ع) نقل شده است هنگامی که محمد بن ابی بکر میخواست با حضرت علی(ع) بیعت کند، به آن حضرت اظهار داشت «گواهی میدهم که تو امامی هستی که اطاعت تو واجب است.» مقام و منزلت محمد بن ابی بکر نزد امام علی(ع) با مقام و منزلت ابوذر غفاری نزد رسول خدا(ص) قابل مقایسه است و او از حواریون امام علی(ع) به شمار میآمد. (صفحه ۱۴)
قبول مسئولیت
«ای محمد بن ابی بکر! بدان که من تو را زمامدار و والی بزرگترین لشکرهای خودم و امت از کشور اسلام که اهل مصر است، قرار دادم.» از این جمله امام(ع) این نکته برداشت میشود که هم امام برای اهل مصر اهمیت و احترام بسیاری قائل بودند و هم مقام امامت و خلافت بسیار پراهمیت است و امام(ع) مسئولیت سنگینی به عهده محمد بن ابی بکر قرار داده است. کسی که مسئولیتی به عهده میگیرد، باید بتواند به خوبی انجام وظیفه کند. «المسئول حُرّ حتی یَعده» کسی که مسئولیتی را به عهده او قرار میدهند، میتواند قبول نکند و آزاد است اما وقتی مسئولیت را قبول کرد، باید به وعدهای که داده عمل کند و دیگر آزاد نیست و باید به مسئولیتش وفادار باشد. «به پروردگارت سوگند از همه آنها سوال خواهیم کرد از آنچه عمل میکردند». (صفحه ۱۷۹)
صیّاد مرگ
«شما راندهشدگان و تعقیب شدگان مرگ هستید. اگر بایستید، شما را دستگیر خواهد کرد و اگر فرار کنید، به شما خواهد رسید و شما را در مییابد و مرگ از سایه شما با شما همراهتر است و با موی پیشانی شما گره خورده و دنیا در پشت سر شما به سرعت در هم پیچیده شده است (و پایان عمر دور نیست)». انسان باید همواره بیدار و آگاه باشد و بداند که صیاد مرگ همواره در کمین است و دیر یا زود، انسان را به دام میاندازد و فرار از چنگال آن برای احدی ممکن نیست و چون چنین است باید آن را بسیار جدی گرفت.
یکی از معانی «طرداء الموت» صیدی است که صیاد به دنبال آن میرود و مفهومش این است که این صیاد به قدری چیرهدست است که انسانها که صید او هستند، چه بایستند و چه فرار کنند، آنها را خواهد گرفت و احدی از چنگال او رهایی نمییابد. در قرآن مجید آمده است هرجا باشید مرگ شما را در مییابد هرچند در برجهای محکم و استوار باشید یا بگو مرگی که از آن فرار میکنید بالاخره به شما میرسد. جمله «هو اَلزمُ لَکُم مِن ظِلّکُم» اشاره به این است که عوامل مرگ، همیشه همراه انسان است؛ همچون سایهای که به دنبال انسان حرکت میکند. زیرا مرگ عوامل زیادی در درون وجود انسان دارد. یک ایست کوتاه قلبی یا پاره شدن یکی از مویرگهای باریک مغز و عوامل دیگر میتواند عامل مرگ انسان شود. در بیرون وجود انسان نیز حوادثی مثل زلزله، صاعقه، سیل و امثال آنها پیوسته زندگی انسانها را تهدید میکنند و هرگز انسان نمیتواند به جایی برود که از عوامل درون و برون مرگ رهایی یابد. جمله «المَوت مَعقود بِنَواصیکم؛ مرگ با موی پیش سر شما گره خورده» کنایه از این است که در برابر آن هیچ گونه مقاومتی از سوی شما ممکن نیست؛ مانند کسی که موهای پیش سر او را محکم بچسبند که هرگونه تحرک از او گرفته شود. (۱۳۹ و ۱۴۰)