استاد درس خارج حوزه در تبیین مسلک اضطرار برای رفع بنبست در اجتهاد در دوران غیبت، تاکید کرد: تراث روایی شیعه ارزشمندترین تراث اسلامی هستند که نباید به راحتی چوب حراج به علت ضعف سندی و یا متنی بر آن بزنیم و نه باید به راحتی آن را بپذیریم؛ مسلک اضطرار معتقد به تلاش سخت اجتهادی برای فهم روایات است.
آیتالله محمد عندلیب همدانی؛ استاد درس خارج حوزه علمیه، شامگاه ۱۹ دیماه در نشست علمی «روش فهم متون دینی بر پایه مسلک اضطرار» که از سوی مؤسسه فهیم در قم برگزار شد با بیان اینکه بین دین موجود و دین نازل و شریعت موجود و شریعت نازله تفاوت وجود دارد، گفت: مسلک اضطرار به دنبال این است که در دوره غیبت که دوره شدت محنت و اوج حیرت و نهایت مرارت و مشقت و اضطرار شیعه است راههای خروج اضطراری را بیان کند و اگر به این مسلک اضطرار میگوییم به این معناست نه اضطرار در قبال اکراه که جزء احکام ثانوی است.
وی با بیان اینکه منظور از مسلک اضطرار، شکستن بنبستهایی است که در مسیر فهم متون دینی قرار دارد، افزود: شکستن این بن بست باید با استفاده از همه سرمایههای نقلی، عقلانی و آراء صاحبنظران و قرائن و شواهدی که در اختیار ما قرار دارد حاصل شود به تعبیر دیگر اطمینانی که حاصل از راههای عقلانی و باشد نه منتسب به خواب و خیال و خرافه ولو اینکه یقینآور هم باشد.
وجود خرافات در فقه
عندلیب همدانی با بیان اینکه صاحب جواهر در موارد متعددی در جواهر از وجود خرافه در فقه گلایه میکند، اضافه کرد: نمونه آن در جلد هشتم صفحه ۳۰۰ است که مثال زده و برخی فتاوا را آورده و فرموده است: اعاذ الله الفقه من امثال هذه الخرافات.
عندلیب همدانی با بیان اینکه اضطرار هم در فهم متون دینی و هم در مسائل تاریخ اسلام مخصوصا تاریخ معصومین(ع) و هم در اجرای احکام خود را نشان میدهد، اظهار کرد: ما بر لزوم تفکیک بین دین نازل و آنچه اکنون بهنام دین میشناسیم تأکید داریم؛ فقه نازل چیزی است که بر قلب مقدس نبی اعظم(س) نازل شده است که با فقه موجود فرق دارد و شواهدی برای این کار باید ارائه شود.
استاد حوزه علمیه، گفت: شاهد اول اینکه به تصریح بزرگان، بسیاری از تراث روایی ما از بین رفته است؛ دوم اینکه در تراث موجود نقل به مضمون و معنا، تقطیع، تصحیح قیاسی، سیاق قرائن و جعل بهخوبی نشانگر تفاوت بین دین موجود و دین نازل است و باید بر این موضوع اختلاف آراء فقها را هم بیان کنیم.
استاد درس خارج فقه حوزه علمیه با بیان اینکه فیض کاشانی در صفحه ۱۳ کتاب سفینه النجاه گفته است در برخی فروع، ۳۰ نظر و رأی و فتوا وجود دارد که نشانه تفاوت بین شریعت نازله و موجود است، تصریح کرد: اینکه ما را به درستی مخطئه میدانند خود دلیلی بر تفاوت بین فقه نازله و موجود دارد. مسئله دیگر مباحثی است که اصولیون در جمع بین حکم ظاهری و باطنی دارند. همچنین اساسا مبنای رجوع به اصول عملیه، خود دلیلی دیگر است؛ زیرا ما چون دستمان از شریعت و فقه نازل کوتاه است سراغ فقه موجود میرویم. موضوع دیگر هم پرهیز بسیاری از بزرگان در رسالههای عملیه فارسی و عربی از فتوای صحیح است؛ لذا احوط و فیه تردد، فیه اشکال و ... در بیان فتاوا به کار میبرند که نشان میدهد مطلب روشن نیست.
وی با اشاره به فرق ظاهر و استظهار و نص و ظاهر که نشانگر اختلاف بین دو شریعت است، اضافه کرد: مطلب دیگر لزوم تفکیک بین قوانین مدون بشری و تراث روایی است زیرا بین مجموعه روایات و قوانین فرق وجود دارد؛ قوانین از ابتدا مشخص و روشن است اما احتمال تقیه در روایات و مکاتبات روایی وجود دارد. همچنین بخشهای عمده روایات ما در دست ما نیست در حالی که در کتب قوانین اینطور نیست و مواد قانونی در نزد قانوندان است مضافا ادراج و ... در روایات وجود دارد.
تفاوت قانون و روایات
استاد درس خارج حوزه علمیه بیان کرد: تقسیم روایات به تعلیمیات و ابداعیات مسئله دیگری است که باید به آن توجه شود که اصل آن به مرحوم میرزامهدی اصفهانی برگشت دارد و آیتالله سیستانی نیز این نظر را دارند؛ موضوع دیگر کثرت قرائن منفصله و وجود نقل به مضمون و نقل به معناست که در قانون جایگاه ندارد؛ همچنین احکام ولایی در فقه وجود دارد اما در قانون معنا ندارد؛ مسئله دیگر فسخ ناپیداست که در روایات وجود دارد اما در قانون نیست.
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه در فهم متون معمولی عربی و سایر زبانها کافی است دو منطق وجود داشته باشد؛ اول منطق عمومی گفتوگو بین انسانها و دیگری منطق خاص زبان عربی مانند مجاز و کنایه و ...، گفت: اگر این موارد وجود داشت ما متن عربی را میفهمیم اما در فهم متون دینی به خصوص روایات، منطق خاص فهم متون دینی لازم است.
عندلیب همدانی با بیان اینکه توریه، تقیه و فهم اشارات روایات و ... نیز برای فهم متون دینی روایی لازم است، اظهار کرد: موضوع دیگر لزوم تفکیک بین واژه علم منطقی، فلسفی و یقین و قطع با ظن؛ در کتب اصولی، قطع و ظن مطرح است و تمسک به آیاتی میکنند برای عمل به ظن منطقی که زیر صددرصد است در حالی که از منظر قرآن مناقشه دارد، زیرا علم و ظن در قرآن به معنای ظن منطقی و علم منطقی نیست؛ ظن قرآنی به معنای اوهام جاهلی و مطالبی است که ریشه عقلانی ندارد مانند اینکه ملائکه دختران خدا هستند. اگر ما قطع صددرصد از طریق غیرعقلایی مانند خواب و مکاشفه پیدا کنیم هم باز از نظر قرآن پذیرفته نیست بلکه مهم شیوه عقلائی را طی کردن است.
عندلیب همدانی با اشاره به نقصان کیفی تراث روایی، افزود: وحید بهبهانی تصریح کرده است که از بعضی راویان، هزاران روایت بیان شده است در حالی که الان مجموع احادیث ما حدود ۵۰ هزار روایت است؛ شیخ اعظم انصاری هم گفته است آنچه از تراث روایی از دست ما رفته است بیش از چیزی است که داریم؛ باز ایشان در جای دیگر فرموده است از بین رفتن برخی از روایات ریشه تعارض در بین روایات شده است. نجاشی در شرح حال ابان بن تغلب گفته است ابان ۳۰ هزار روایت از امام صادق(ع) دارد. کشی از محمدبن مسلم نقل کرده است که من از امام باقر(ع) ۳۰ هزار و از امام صادق(ع)، ۱۶ هزار حدیث دارم.
استاد درس خارج حوزه، گفت: نجاشی در مقدمه رجال میگوید کتاب من(فهرست) کامل نیست چون اکثر کتب در دست من نیست تا بگوییم همه مؤلفات شیعه اینها است؛ شیخ طوسی در مقدمه فهرست میگوید ما نمیتوانیم فهرست همه کتب شیعه را ارائه دهیم زیرا این کتب و نویسندگان آن در سراسر جهان پخش هستند؛ همچنین با مراجعه به فهرست شیخ و رجال نجاشی راحت میتوان گفت که این دو بزرگوار از خیلی از کتب نام بردهاند ولی این کتابها را ندیدهاند و فقط گفتهاند اینها وجود دارد.
از بین رفتن تراث روایی
وی با بیان اینکه در نسل قبل، یعنی ابن عقده هم این مسئله وجود دارد، تصریح کرد: ابن عقده از مهمترین ارکان رجال است و از کتبی نام برده است که ندیده است؛ شیخ طوسی در شرح حال شیخ صدوق گفته است کتابی به نام مدینه العلم دارد که از من لا یحضر بزرگتر است ولی الان در دسترس نیست و مجلسی هم تلاش زیادی کرد تا آن را بیابد ولی پیدا نکرد. شیخ طوسی در مقدمه تهذیب گفته است روایاتی که من آوردهام برای رفع تعارض است و هدفم نقل همه روایات شیعه نیست و قصد دارم کتابی بنویسم که بیشتر روایات شیعه در آن وجود دارد.
وی با اشاره به شواهدی مبنی بر نقصان کیفی با بیان اینکه عمده اختلافی که در بین روایات داریم تقطیع اخبار و تقیه بدون قرینه و ...است، اظهار کرد: مرحوم سید یزدی در شرح وسائل به خوبی این نقصان کیفی تراث روایی را نشان داده است از جمله «اختلاف عرف اصحاب النبی و الائمه من عرفنا». مسئله دیگر چالشهای بحث سندی است؛ شیخ طائفه تصریح دارد که بزرگان ما در مورد روایات اهل مسامحه نبودند.
وی با تاکید بر اینکه تراث رجالی شیعه از گرانقدرترین و متقنترین تراث اسلامی است، اظهار کرد: ولی بحث این است که ایا میشود به این رجال صددرصد اعتماد کرد یا خیر وگرنه به عنوان شاهد و قرینه قطعا رجال قابل اعتماد است.
عندلیب همدانی با اشاره به انسداد صغیر در رجال، اظهار کرد: البته این به معنای کنارگذاشتن کتب رجالی نیست بلکه یعنی باید با دقت بیشتری نگاه کنیم و باید از موارد دیگر هم برای سندشناسی کمک بگیریم؛ اینکه میگوییم اضطرار یعنی اینکه ما صرفا نمیتوانیم رجال آقای خوئی را باز کنیم و بگوییم این روایت سند صحیح دارد و آن یکی ندارد.
نقد بر نگاه سادهانگارانه به روایات
وی تأکید کرد: خیلی کار لازم است تا به کنه مطلب پی ببریم و متأسفانه در حوزه این سادهنگری وجود دارد در حالی که باید روایتشناسی و سندشناسی و نسخهشناسی دقیق داشته باشیم و قرائن را کنار هم بگذاریم.
عندلیب همدانی با شاره به نقد متن، تصریح کرد: گاهی خیال میشود واژه «نقد متن» از غرب آمده است در حالی که سیدمرتضی عینا این واژه را در رسائل خود به کار برده است و بعد از ایشان هم بسیارب از بزرگان ولو این کلمه را نیاوردهاند اما روایات را نقادی کردهاند حتی صاحب حدائق اخباری و وحید بهبهانی و شیخ اعظم. پس نقد متن وجود داشته است و چیز جدیدی نیست.
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه نقد سند به تنهایی کافی نیست چون جاعلان همانگونه که متن جعل کردهاند سند را نیز، اظهار کرد: از آن طرف معتقدیم هر روایتی را به نام ضعف سند نمیتوانیم کنار بگذاریم و چوب حراج بر روایات بزنیم؛ نقد متن در مسلک اضطرار دو انگیزه دارد؛ اول تمییز؛ تمییز حجت از لا حجت و ترجیح اقول الحجتین بر حجت دیگر. تمییز سنجش و نقد روایات است تا بتوانیم آن چه را به قول آقای سیستانی، شارع بنا و روایت خراب کرده است مشخص کنیم.
استاد حوزه با بیان اینکه ظهور با استظهار فرق دارد، گفت: ظهور چیزی است که همه میفهمند اما استظهار نیاز به اجتهاد دارد که کار فقیه است؛ در مورد قرآن ابتدا باید ظاهر آیه معنا و معنای هر کلمه روشن شود، سیاق آیه را ملاحظه کنیم، منطق خاص قرآن که تکیه بر رموز و بطون است دیده شود همچنین تفسیر قرآن به قرآن و دیدن همه روایاتی است که به مفاد آیه مرتبط است و مسئله دیگر رجوع به اقوال مفسران است.
جایگاه عقل در اجتهاد
عندلیب همدانی با اشاره به اهمیت عقل در نظر برزگان، اضافه کرد: صاحب جواهر گفته است چیزی که عقول بشر از آن کنارهگیری میکند باید کنار گذاشته شود؛ لذا عقل در استنباط اضطراری جایگاه دارد اما محدوده آن بیشتر در امور امضایی شرع است نه تأسیسی و فقیه باید با جمیع جهات سراغ اجتهاد برود.
وی تأکید کرد: امتیاز مسلک اضطرار در بحث روایات آن است که نه مثل اخباریون هر روایتی را میپذیرند و نه چوب حراج بر روایات میزنند؛ لذا استنباط در فقه بدون رجوع به مستدرک ممکن نیست؛ روایات یا به لحاظ مضمونی یا معتبر است یا مجهول و یا علم آن را به اهلس بپسریم و اینطور نیست هر روایتی را نفهمیدیم فورا بگوییم ضعیف است؛ روایات ضعیف نمره دارند و وقتی کنار هم چیده شوند میتواننند برای فقیه راهگشا باشند.
استاد درس خارج حوزه تصریح کرد: اگر بخواهیم یک روشی را که با واقعیت کنونی سازگاری دارد ارائه دهیم جز اینکه دست به دامن تجمیع قواعد و شرایط شویم و مجموعی نگاه کنیم و نمره بدهیم نه باید چوب حراج به تراث روایی بزنیم و نه صدرصد بپذیریم و این تفقه سختی است که مسلک اضطرار مدعی آن است.
وی در پایان اظهار کرد: بنده مدعی هستم که شیخ اعظم نه انفتاحی و نه انسدادی بلکه اضطراری است. آیتالله وحید خراسانی فرموده است که شیخ اعظم در برخی رسالههای خود نوشته است که عمل به این رساله از باب اکل میته است.