معاون تهذیب حوزه علمیه گفت: تمایز اصلی بین فقه و علم اخلاق در این است که علم فقه به دنبال تشریع الهی است یعنی احکام فقهی برخاسته از اراده تشریعی خدا و جعل شرعی ولی احکام اخلاقی صرفا بازگوکننده ارزشهای تکوینی است.
حجتالاسلام والمسلمین محمد عالمزاده نوری؛ معاون تهذیب حوزه علمیه، ۲۳ دیماه در همایش ملی فقه و اخلاق که از سوی پژوهشگاه قرآن و حدیث مؤسسه دارالحدیث در قم برگزار شد، گفت: دانش فقه، احکام و اعمال مکلفین را مشخص میکند اما تعریف علم اخلاق مبهم و متنوع است، لذا ابتدا باید تعریفی از علم اخلاق ارائه دهیم.
وی با بیان اینکه علم اخلاق سنتی، ریشه در تراث اسلامی دارد یعنی صفات پایدار و ملکات نفسانی است، اظهار کرد: در دنیای جدید هم تعریفی دارد که این تعریف ما را به اضطرار رسانده است که نسبت بین فقه و اخلاق را تعریف کنیم و این همایش هم در این راستا هست.
عالمزاده نوری با بیان اینکه علم اخلاق، علم بیان خوب و بدها و رذیلت و باید و نباید و علم بیان ارزشها است، اضافه کرد: در کتب کهن اخلاقی مانند جامع السعادات و اخلاق ناصری و محجه البیضاء و ... چند دانش از جمله انسانشناسی و تربیت را بهم آمیخته است و به مرور این دانشها از همدیگر تفکیک شد کمااینکه فقه با رجال و درایه و ... در آمیخته بود و اندک اندک مستقل شد.
معاون تهذیب حوزه بیان کرد: برخی از متأخرین تمایز میان اخلاق و تربیت را به خودسازی و دیگرسازی تعریف میکنند اما این تمایز دقیق نیست، زیرا خودسازی و دیگرسازی هر دو علم تحول انسان است و علم تحول همان علم تربیت است چه موضوع آن خود انسان و یا دیگری باشد.
عالمزاده نوری بیان کرد: اگر علم اخلاق را به خودسازی و دیگرسازی تعریف کنیم ۹۵ درصد این دو در مبانی و اصول و موانع و ... مشترک هستند، لذا تمایز میان اخلاق و تربیت در خودسازی و دیگرسازی نیست.
علم اخلاق در بلاد کفر
معاون تهذیب حوزه با تصریح بر اینکه علم اخلاق باید ارزشهایی را در افکار، روحیات و ملکات انسان پدید آورد گفت: در جوامعی که خدا هم ندارند علم اخلاق داریم و تلاش میکنند تا خوب و بد و حسن و قبح را به انسان نشان دهند و این کار را از طریق تأملات عقلانی و حجت باطنی و استناد به تجربیات تاریخی علم اخلاق درست کردهاند.
وی با بیان اینکه نسبت بین علم فقه و علم اخلاق مهم است، زیرا فقه، بایدها و نبایدها را مطرح میکند و از طرفی اخلاق هم این کار را برای جوامع غیردینی میکند، افزود: تمایز اصلی بین فقه و علم اخلاق در این است که علم فقه به دنبال تشریع الهی است، یعنی احکام فقهی برخاسته از اراده تشریعی خدا و جعل شرعی اما احکام اخلاقی صرفا بازگوکننده ارزشهای تکوینی است.
چرا در غرب علم فقه وجود ندارد
وی افزود: منبع اصلی فقه، کتاب، سنت و عقل است، اما منبع اصلی علم اخلاق، عقلانیت بشری است که دنبال سعادت و فلاح در دنیا است، بنابراین در جوامعی که به خدا اعتقاد ندارد علم اخلاق هست اما علم فقه نیست، زیرا او خدا را قبول ندارد که از اراده تشریعی الهی سخن بگوید.
عالمزاده نوری با بیان اینکه زبان علم فقه، درون دینی و برای خداباوران است اما زبان علم اخلاق فرادینی است و همه انسانها میتوانند در آن شریک باشند، گفت: عالم اخلاق به دنبال سعادت انسان و روش درست زندگی است، لذا باید و نبایدهایی صادر میکند و این کار در جوامع غیردینی هم شده است اما عالم فقه به دنبال تشریعات الهی عمدتا از ادله نقلی یعنی کتاب و سنت است و دنبال باید ونبایدهایی است که جعل الهی را به همراه دارد.
وی گفت: در جایی ممکن است چیزی بد باشد اما خدا حکمی برای آن نداشته باشد یا برعکس چیزی خوب باشد و دین حکمی ندارد؛ مثلا برای صبی غیرممیز یکسری کارها مانند دیدن تصاویر متسهجن بد است و مطمئنا سعادت او را به خطر میاندازد اما خداوند به صبی ممیز یا غیرممیز تکلیفی نکرده است.
وی افزود: اینجا حکم اخلاقی مطرح هست که مفسده و مصلحت آن روشن است و به راحتی میتوان حکم قطعی اخلاقی صادر کنیم که صبی ممیز نباید یکسری کارها را بکند با اینکه از لحاظ فقهی حکمی وجود ندارد.
استاد حوزه در پایان سخنانش تأکید کرد: پیشنهاد بنده بهعنوان فرضیه این است که فقه و اخلاق به معنای دانش فقه و اخلاق نه حقیقت صفات باطنی انسان، باید دست به دست هم دهند و تکلیف انسانها را فراتر از مکلفان مشخص و بایدها و نبایدها و خوب و بدها را روشن کنند.