رئیس پژوهشگاه حج و زیارت با اشاره به اینکه نهجالبلاغه کتاب نبیشناسی است، گفت: سخنان حضرت علی(ع) نشان میدهد که پیامبر اسلام(ص)، حکمرانی با کارکرد هدایتی، اخلاقی و معنوی داشتند، نقدپذیر بودند و قاطعیت داشتند؛ چراکه اگر قاطعیت نباشد عدالت قربانی میشود.
حجتالاسلام مهدی رستمنژاد، رئیس پژوهشکده حج و زیارت در گفتوگو با ایکنا، به بیان سیره و ویژگیهای حضرت رسول(ص) از زبان حضرت علی(ع) پرداخت و با تأکید بر اینکه نهجالبلاغه کتاب نبیشناسی است، بخشی از بیانات امام علی(ع) در خصوص حضرت رسول(ص) را تشریح کرد که در ادامه با هم میخوانیم.
بهترین راه شناخت حضرت رسول(ص) چیست و بیانات حضرت علی(ع) چه کمکی به ما در شناخت سیره و سیمای حضرت رسول(ص) میکند؟
مطالعه در سیره و سیمای رسولالله(ص) آن هم با کمک روایت امیرالمومنین(ع) جهات عدیده معرفتی، معنوی، تاریخی و ... دارد. دلیل این مسئله نیز این است که امیرالمومنین علی(ع) شخصیت بیبدیلی است که پیوند وی با رسول خدا(ص) یک پیوند صرفاً خویشاوندی نیست بلکه رابطه چند لایه و عمیقی در این میان وجود دارد. از همراهی مستمر با رسول خدا(ص) تا تربیت توسط پیامبر در خانه پیامبر و مشارکتهایی که در تمام فراز و فرودهای رسالت پیامبر(ص) تا آخرین لحظات عمر ایشان صورت گرفته، همه مجموعهای را تشکیل میدهد که حضرت علی(ع) را به بهترین راوی و پیامبرشناس تبدیل میکند.
در نهجالبلاغه نیز این مسئله بازتاب بسیار زیادی دارد. حتی موضوع پیوند منحصر به فرد امیرالمومنین(ع) به عنوان شاگرد مستقیم مکتب پیامبر(ص) در نهجالبلاغه بازتاب گستردهای دارد و خود حضرت میفرمایند که چه قدر به پیامبر نزدیک بودهاند.
حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه در خصوص دوران کودکی خودشان که در کنار رسول خدا(ص) سپری شده صحبت و مطرح میکنند که «من آنقدر به رسول خدا نزدیک بودم که رابطه من با پیامبر(ص) مثل رابطه دو روشنایی مرتبط و رابطه آرنج و بازوان بود». همچنین از منظر قرابت و نزدیکی معنوی و خانوادگی به پیامبر(ص)، میفرمایند: جایگاه من نزد پیامبر همانند جایگاه هارون برای حضرت موسی(ع) است. لذا مطمئنترین راه شناخت پیامبر از طریق امیرالمومنین علی(ع) میتواند اتفاق بیفتد.
حضرت علی(ع) در چه برهههای تاریخی و به چه دلایلی در خصوص پیامبر اسلام سخن گفتهاند؟
مطالب مطرح شده در نهجالبلاغه در مورد حضرت رسول(ص) بسیار گسترده است و به فراوانی حضرت علی(ع) در ابتدای خطبهها و نامههای خودشان وقتی حمد و ثای خداوند را بیان میکنند، در ارتباط با رسول خدا صحبت و ویژگیهای آن حضرت را برمیشمارند که خود این مطالب مجموعهای از دانستههای ارزشمند در مورد رسول خدا در اختیار ما قرار میدهد و میتوان آن را پیامبرشناسی از دیدگاه امیرالمومنین علی(ع) دانست که جای بحث، بررسی و مطالعه عمیق دارد.
شاخصترین و پرتکرارترین مطالبی که حضرت علی(ع) در مورد حضرت رسول(ص) بیان کردهاند چه مواردی است؟
حضرت علی(ع) به خلقیات، علم، دانش، سختکوشی، تلاش و مجاهدت مستمر در راه خدا و ابلاغ رسالت، جنبههای خاص اخلاقی، مهربانی، شفقت و دلسوزی برای همه حتی گناهکاران توسط پیامبر اشاره میکنند. شفقت و مهربانی حضرت رسول(ص) از جمله ویژگیهایی است که قرآن کریم نیز به آن پرداخته و مطرح کرده است که پیامبر نسبت به مومنان رئوف و رحیم بودند و نسبت به دیگران نیز مایه رحمت هستند. حضرت علی(ع) نیز بارها در سخنانشان اشاره میکنند که رسول خدا(ص) امان در زمین بود و وجود حضرت باعث رفع عذاب میشد.
بحث خاتم پیامبران بودن و علم غیب حضرت رسول(ص) نیز از دیگر مطالبی است که حضرت علی(ع) به آن اشاره کردهاند که هر کدام از این موارد سرفصلهایی است که میتوان برای هر کدام توضیحات مفصلی مطرح کرد.
الگو و سرمشق بودن پیامبر(ص) و به تعبیر قرآن اسوه حسنه بودن ایشان و بیاعتنایی به زرق و برق دنیا نیز بارها هم در قرآن و هم توسط حضرت علی(ع) مطرح شده است. حضرت علی(ع) میفرمایند: حضرت رسول مانند بندگان روی زمین مینشست و برای خود محل خاصی که جدا از دیگر مردم باشد قائل نبودند. هیچ تکلفی نداشتند و سهلالوصول و راحت با مردم مرتبط میشدند. با دست خودش کفش و لباس خود را وصله میکرد، بر مرکب ساده سوار میشد و برای خودش شأن و تکلفی قائل نبود و متواضعانه میزیست.
ویژگیهای دیگر حضرت رسول(ص) که حضرت علی(ع) به آن اشاره میکند این است که حضرت محمد(ص) در دل خطر و عمل بود و مطلبی را بیان نمیکرد مگر اینکه خودش پیش از دیگران به آن عمل میکرد و خودش حتی در میدان جنگ جلودار بود.
جمعبندی آنچه در نهجالبلاغه در مورد حضرت رسول(ص) بیان شده، چه تصویری از ایشان به ما نشان میدهد؟
مجموعه مطالبی که در نهجالبلاغه در خصوص رسول خدا مطرح شده، جامعیت جالب و تصویری از یک انسان بزرگ و بسیار برجسته با خصائل نیکوی انسانی و اخلاقی به دست میهد. البته باید توجه داشته باشیم که این تصویر جنبه تاریخی ندارد و صرفاً توصیف تاریخی نیست بلکه الگویی معرفتی از معنویت عقلانی است و بنیانهای اخلاقی اجتماعی رسول خدا(ص) را تشریح میکند.
نکته قابل توجه این است که در نهجالبلاغه پیامبر(ص) را یک انسان دستنیافتنی و خارج از الگوپذیری معرفی نمیکند بلکه میگوید که پیامبر(ص) یک انسان بود و دیگران هم میتوانند به ایشان تأسی کنند و از ایشان الگو گیرند.
الگوپذیری از پیامبر(ص) یکی از توصیههای نهجالبلاغه است و در آن تأکید شده است که شاید نتوان عین حضرت رسول(ص) شد، اما میتوانیم از ایشان الگو و درس گیریم.
بارزترین ویژگی که حضرت علی(ع) هم خودشان در مورد مواجهه با مخالفان داشتند و هم نقل میکنند که حضرت رسول(ص) چنین ویژگیهایی داشتند چیست؟
پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) در برههای از زمان فرصتی برای استقرار حکمرانی الهی در جامعه پیدا کردند. البته موانعی که در زمان حکمرانی حضرت علی(ع) برای ایشان ایجاد کردند، باعث شد ایشان نتوانند بسیاری از برنامهها و اهداف خود را محقق کنند. شاید بر حسب ظاهر موانع در زمان حکومت حضرت رسول(ص) کمتر بود و منافقان کمتر میتوانستند با حضرت رسول(ص) مخالفت کنند اما در مورد حضرت علی(ع) حتی افرادی که با ایشان بیعت کرده بودند نیز در مقابل ایشان ایستادند و جنگهای زیادی به ایشان تحمیل کردند.
از سخنان امیرالمومنین(ع) این موضوع برداشت میشود که پیامبر اسلام(ص) اخلاق و معنویت را در حکمرانی خود همراه با قاطعیت داشتند. یعنی هم جنبه عقلانی، اخلاقی و معنوی در حکومت ایشان برجسته است و هم جنبه عدالت.
وقتی موضوع مسئولیت اجتماعی و عدالت در کنار خردورزی قرار میگیرد، مجموعه این امور میشود «مدارا همراه با قاطعیت». این دو مسئله، دوگانهای است که بسیاری نمیتوانند آنها را کنار هم داشته باشند اما سخنان حضرت علی(ع) نشان میدهد که پیامبر اسلام(ص) یک حکمرانی با کارکرد هدایتی، اخلاقی و معنوی داشتند، نقدپذیر بودند و قاطعیت داشتنو؛ چراکه اگر قاطعیت نباشد عدالت قربانی میشود.
براساس آنچه حضرت علی(ع) بیان فرمودهاند، سیمای دوم اخلاق سیاسی پیامبر(ص) در کنار عدالت و قاطعیت، نقش هدایتی، تربیتی و اصلاحگری ایشان بود. یعنی اخلاق اجتماعی، عدالت محوری و البته سامان سیاسی مشروعی که پیامبر(ص) دنبال میکردند و نظام اسلامی و حکمرانی الهی، بر پایه همین اصول قرار دارد.
در طول حکومت حضرت رسول(ص) و حضرت علی(ع) دشمنان اسلام فشارهای زیادی به مردم و حاکمان وارد میکردند؛ حضرات معصوم چگونه با این فشارها کنار آمده و مردم را به آرامش دعوت میکردند؟
در این خصوص مسئله امیدواری و امیددادن مسئله مهمی است. هم رسول خدا(ص) مشکلات حکومتی زیادی داشتند و هم حضرت علی(ع) با مشکلات بسیار پیچیده در دوران حکومتشان مواجه بودند. حکومت حضرت محمد(ص) و حکومت حضرت علی(ع) دو مقطع تاریخی بسیار مهم بود که مسائل و مشکلات مشابه و متفاوتی را دربرداشت. حضرت محمد(ص) اشاره میکنند که من برای «تنزیل» قرآن جنگیدم و تو برای «تأویل» قرآن.
اما نکته مهمی که در کلمات هر دو وجود دارد و حضرت علی(ع) نیز در نهجالبلاغه به آن اشاره کردهاند، خستگی ناپذیر و امیدوار بودن هر دو بزرگوار و امید دادن آنها به مردم است. حضرات معصوم در اوج مشکلات و سختیها امیدوار بودند و امید را به مردم منتقل میکردند و هیچوقت احساس یأس، حرف مأیوس کننده و عقبنشینی در کلامشان وجود نداشت.
این اوج امیدواری، استقامت، صبر و بردباری در مشکلات به خاطر ایمان و توکلشان به خدا و این اعتقاد بود که «نصر» جز از جانب خدا نیست و سایر امور در طول اراده خدا معنا دارد و محقق میشود.