تاريخ : سه شنبه 1404/10/30 تاریخ ایجاد:
مصاحبه شونده : محمد عالم زاده نوری
کد خبر: 78218
پیوند تقرب فردی، آرمان اجتماعی و ظهور منجی

پیوند تقرب فردی، آرمان اجتماعی و ظهور منجی

معاون تهذیب و تربیت حوزه‌های علمیه کشور گفت: تحقق توحید در جان انسان و پدید آمدن انسان مؤمن موحد مایه تقرب او به خداست؛ اما این تقرب فردی با پیگیری آرمان اجتماعی و تاریخی و تحقق توحید در ساختارها و جوامع انسانی و ظهور امام عصر(عج) در رابطه است.

ماه رجب، ماه عبادت و طهارت و مناجات با خداست. این عبادت و معنویت، ایمان و توحید را در وجود انسان تقویت و او را به خدای رب‌العالمین نزدیک‌تر می‌کند و در نهایت توحید فردی تقویت می‌شود.

علی‌رغم توحید فردی که یکی از جنبه‌های این مفهوم است، فهم اجتماعی از توحید، نگاه جديد و کلان به يکی از موضوعات اصلی علم کلام، محوری‌ترين آموزه تمام اديان است. بنابراین، با وجود اینکه رویکرد اجتماعی در ذات توحید وجود دارد، اما طی قرون گذشته از این ویژگی ذاتی توحید غفلت شده است.

از این‌رو خبرنگار ایکنا از قم با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد عالم‌زاده نوری، معاون تهذیب و تربیت حوزه‌های علمیه کشور درباره چیستی رابطه «معنویت و توحید فردی» با «آرمان توحید اجتماعی یعنی حاکمیت ولی خدا و امام زمان(عج) در سراسر جهان» به گفت‌وگو پرداخته است که مشروح آن از نظر می‌گذرد:

بی‌شک تحقق توحید در جان انسان و پدید آمدن انسان مؤمن موحد مایه تقرب او به خداست؛ اما این تقرب فردی با پیگیری آرمان اجتماعی و تاریخی و تحقق توحید در ساختارها و جوامع انسانی و ظهور امام عصر(عج) چه نسبتی دارد؟ این موضوع را با چند بیان می‌توان توضیح داد:

نخست، تقرب به خدا به معنای نزدیک شدن به صفات اوست؛ کسی که ویژگی‌ها و صفات خدا را بیشتر داشته باشد به او نزدیک‌تر است و از جمله ویژگی‌های خداوند متعال همان خواسته نهایی و آرمان اوست.

مرتبه‌ بالاتر عبودیت را بشناسیم

بنده مقرب به خدا همان را می‌خواهد که خدا می‌خواهد و همان را دنبال می‌کند که خدا اراده کرده است؛ بنابراین هرچه خدایی‌تر شود خواسته‌های خدا را بیشتر می‌خواهد و به‌دنبال خواسته‌های بزرگ‌تر خدا می‌رود. اگر خدای متعال آینده‌ای روشن را برای بشر در زمین درنظر گرفته که در آن دین خدا یکپارچه و فراگیر در کل زمین حاکم باشد، تقرب به خدا در این است که بنده هم به دنبال آن باشد. کسی که خواسته خدا را درک نمی‌کند و طبعاً برای تحقق آن حرکتی ندارد از خدا دور است. همچنین با توجه به اینکه این آرمان، خواسته همه انبیا و اولیای خداست، هر کس که این خواسته را دنبال کند به انبیا و اولیای خدا مقرب‌تر است.

عبودیت فردی تنها در اندازه تجلی توحید در جان یک انسان منحصر مانده است. مرتبه بالاتر عبودیت، توحید کسی است که کفر و شرک را در هیچ جای جهان تحمل نمی‌کند و دغدغه اعتلای امر خدا در همه زمین را دارد و غیرت توحیدی او از اهانت به حریم پروردگار در هر سطح و ساحتی برمی‌آشوبد. این دو، بسیار متفاوت‌اند؛ توحید کسی که دغدغه اخلاص و بندگی خود را دارد و خدا را تنها بر مملکت وجود خویش حاکم کرده و توحید کسی که دغدغه‌مند حاکمیت الله بر همه جهان است. توحیدی که در وجود یک نفر جمع شده و توحیدی که در سراسر جهان بسط یافته است.

کسی که در راه اقامه توحید تلاش می‌کند باید از اکتفا به خوب‌شدن خود عبور کرده باشد و به حدی از کمال و زهد و تقوا رسیده باشد که اهتمام و حساسیت او به‌ کلی به امر خدا معطوف شود؛ یعنی تمام انگیزه او این باشد که نام خدا و کلمه توحید را در عالم زنده کند و نه تنها خود بلکه همگان را موحد ببیند. اگر دین خدا اندکی آسیب یا ضربه ببیند، سخت برآشفته و دردمند است و اگر پرچم اسلام برافراشته و عزیز باشد، مسرور و مبتهج است.

اینکه کسی خودش خوب باشد ولی حساسیتی نسبت به پیروزی اسلام یا اقامه توحید و ولایت نداشته باشد کافی نیست. آن‌ کس که در خلوت خود به خدا عشق و اعتقاد دارد و او را فرمانروای همه عالم می‌شمارد نمی‌تواند ببیند کسی در جایگاه خدا نشسته و لاف خدایی می‌زند.

مؤمن موحد برای پرپایی حقیقت توحید در عالم دغدغه دارد

مؤمن موحد کامل کسی است که علاوه بر تلاش برای به‌دست آوردن زهد و پرهیز از تعلق به دنیا، تعلقات شدیدتر و دغدغه بالاتری نسبت به برپایی حقیقت توحید در عالم دارد؛ و توان خود را صرف می‌کند تا اهداف خدا و اولیای خدا محقق شود. چنین کسی به خدا نزدیک‌تر است و با خدا نسبت و رابطه بیشتری دارد.

دوم، افق بلند معنویت و عرفان، فنای فی‌الله است و اولین مرتبه از فنا، فنای اراده عبد در اراده و خواست خداست؛ یعنی بندگان، اراده خدا را دنبال کنند و خواست خدا را بر خواست خود مقدم کنند و به‌جای خودخواهی، خداخواهی کنند. خواست خدا هم در این آیات آمده است: «وَ نُریدُ أَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الأَرضِ وَ نَجعَلَهُم أَئِمَّة وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثین‏» (سوره قصص/ آیه ۵) «وَ یُریدُ اللَّهُ أَن یُحِقَّ الحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقطَعَ دابِرَ الکافِرینَ» (سوره انفال/ آیه ۷)؛ خواست خدا ریشه‌کن شدن کفر و پیشوایی و حاکمیت بندگان صالح مستضعف در سراسر زمین است.

سوم، کسی که می‌خواهد مجری طرح خدا و کارگزار دستگاه او شود باید ارتباط قلبی ویژه‌ای با او داشته باشد و قابلیت‌های معنوی خود را شکوفا کند. ایفای این نقش بزرگ به آمادگی‌های روحی و دارایی‌های معنوی فراوان نیاز دارد؛ بنابراین توحید فردی مقدمه‌ای برای توحید اجتماعی است و آرمان معنوی فردی، مقدمه تحقق آرمان تاریخی الهی است.

جامعه مؤمنان نیازمند تقدم خودسازی بر امامت اجتماعی است

بنده‌ای که قرار است در خدمت خدا باشد، باید او را به‌خوبی بشناسد و به او امیدوار و مؤمن باشد. برای او حرمت قائل شود، به او عشق بورزد و در مقابل او کرنش کند. عبادت و تقرب به خدای متعال، ذخیره سرشار معنوی برای حرکت پرخروش اجتماعی و تاریخی را فراهم می‌کند و ظرفیت پذیرش مسئولیت حرکت در کاروان امت به‌سوی آن مقصد متعالی را پدید می‌آورد.

به همین جهت خدای متعال به پیامبر خود توصیه می‌کند که عبادت، مناجات و خلوت شبانه داشته باشد تا آمادگی برای مسئولیت سنگین اجتماعی را بیابد و در آن صحنه عظیم تاب آورد: «یَا أَیُّهَا المُزَّمِّلُ، قُمِ اللَّیلَ إِلَّا قَلِیلا، نِصفَهُ أَوِ انقُص مِنهُ قَلِیلا، أَو زِد عَلَیهِ وَرَتِّلِ القُرآنَ تَرتِیلا؛ إِنَّا سَنُلقِی عَلَیکَ قَولا ثَقِیلا؛ ای جامه به خویشتن فرو پیچیده، شب را به پا خیز جز اندکی، نیمی از آن یا اندکی از آن کمتر یا بر آن [نصف] بیفزای و قرآن را شمرده شمرده بخوان؛ زیرا ما به زودی بر تو گفتاری گرانبار و مسئولیتی سنگین القا می‌کنیم.»(سوره مزمل/ آیات ۱ تا ۵)

در حدیث معروف امام علی(ع) نیز به تقدم خودسازی بر امامت اجتماعی توجه داده شده است؛ ولی نکته مهم در این حدیث این است که امامت اجتماعی را پیش‌فرض گرفته و با شخصیت‌هایی که در چنین مناصبی قرار دارند سخن می‌گوید: «مَن‏ نَصَبَ‏ نَفسَهُ‏ لِلنَّاسِ‏ إِمَاما فَلیَبدَأ بِتَعلِیمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعلِیمِ غَیرِهِ وَ لیَکُن تَأدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبلَ تَأدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالإِجلَالِ مِن مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِم.»

در آیات دیگری از قرآن کریم نیز پیش از درخواست پیروزی بر کافران از خدای بزرگ، عفو و رحمت و بخشش درخواست شده است. تو گویی برای حضور در میدان مبارزه، طهارت جان و سلامت نفس ضرورت دارد و این سبک‌بالی و پاکیزگی مقدمه‌ای برای درگیری با جریان کفر و تلاش برای چیرگی جبهه حق است و خدای متعال با تزکیه و پاک‌سازی پرونده بندگان، آن‌ها را در این رویارویی تاریخی یاری می‌کند: «قالُوا رَبَّنَا اغفِر لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسرافَنا فی‏ أَمرِنا وَ ثَبِّت أَقدامَنا وَ انصُرنا عَلَی القَومِ الکافِرین» یا آیه «وَ اعفُ عَنَّا وَ اغفِر لَنا وَ ارحَمنا أَنتَ مَولانا فَانصُرنا عَلَی القَومِ الکافِرینَ.»(سوره آل عمران/آیه۱۴۷).

توصیه امیرمؤمنان علی(ع) به مالک اشتر پس از نصب او به‌عنوان کارگزار مصر نیز در همین راستاست: «وَ اجعَل لِنَفسِکَ فیما بَینَکَ وَ بَینَ اللّهِ اَفضَلَ تِلکَ المَواقیتِ وَ اَجزَلَ تِلکَ الاقسامِ وَ إِن کَانَت کُلُّهَا لِلَّهِ إِذَا صَلَحَت فِیهَا النِّیَّةُ؛ گرچه هر کاری با نیت پاک و خالص صورت پذیرد عملی خدایی و عبادت است ولی بهترین اوقات و ارزنده‏‌ترین بخش‌های شبانه‌‏روز را به عبادت و امور میان خودت و خدا اختصاص ده.»

خلاصه اینکه بار اسلام و امام عصر روی هر دوشی قرار نمی‌گیرد و برای سربازی آن حضرت آمادگی‌هایی لازم است. جامعه مؤمنان باید آمادگی‌های خود را برای برداشتن بارهای سنگین اجتماعی و رسالت‌های تاریخی افزایش دهد و برای این منظور به تقویت روحی و معنوی بسیاری نیاز دارد؛ زیرا بدون جهاد شب و مناجات سحری توفیق جهاد روز را به‌دست نمی‌آورد.

جاری کردن توحید در وجود خود؛ مقدمه جریان توحید در جامعه

چهارم، جاری کردن توحید و ایمان در مملکت وجود خود، مقدمه جریان توحید در جامعه است. اگر کسی نتواند در مقیاس کوچک وجود خود که در آن بیشترین اختیار و اراده را دارد، بندگی خدا را حاکم کند، بی‌تردید نمی‌تواند در مقیاس ابعاد گسترده و روابط پیچیده اجتماعی در این کار موفق شود. مبارزه با طاغوت نفس، میدان تمرین مبارزه با طاغوت‌های بیرونی است.

اعضای یک هم‌نوازی بزرگ، همگی باید نوازندگان چیره‌دست و کاربلد باشند، همان‌طور که اعضای تیم فوتبال باید همگی بر حرکت دادن توپ مسلط باشند. هرچه این تسلط بیشتر باشد، آن کارِ گروهی قوی‌تر اجرا می‌شود و تمیزتر از آب درمی‌آید؛ بنابراین هرکس می‌خواهد در این کار جمعی عضویت و مشارکت داشته باشد، باید پیش‌تر به شکل فردی تمرین کرده باشد.

روشن است که آن تمرین فردی، فوتبال یا هم‌نوازی نیست و نهایتاً کسب آمادگی برای آن محسوب می‌شود. دین‌داری هم همین‌گونه است؛ حقیقت دین‌داری همان نقش‌آفرینی اجتماعی و حرکت گروهی جماعتی به‌هم‌پیوسته است که إمامی و أمامی دارند و دین‌داری فردی، کسب آمادگی برای آن دین‌داری اصلی است و ذخیره معنوی مورد نیاز آن را تأمین می‌کند.

پنجم، انسان هر مقدار خدایی‌تر ‌شود در اثرگذاری و نقش‌آفرینی به خدا نزدیک‌تر می‌شود و اراده و همت بزرگ‌تری خواهد داشت. کسی که درصدد یک اقدام عظیم و حرکت بزرگ است، باید وصل به بزرگ باشد. برای انجام دادن کارهای عظیم و دنبال کردن مقاصد بلند باید به منبع قدرت و عظمت متصل شد.

خداوند متعال منبع لایزال غنا و صمدیت و سرچشمه بی‌نهایت همه بزرگی‌ها و دارایی‌ها و توانایی‌هاست و انسان با اتصال به او و اتکای به قدرت گسترده او ظرفیت بی‌نهایت پیدا می‌کند: امام صادق(ع) فرمود: «إِنَّ رُوحَ المُؤمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ الشَّمسِ بِهَا»،  در مناجات شعبانیه می‌خوانیم: «حَتّی تَخرِقَ أَبصارُ القُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ الی‏ مَعدِنِ العَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرواحُنا مُعَلَّقَة بِعِزِّ قُدسِکَ» توان و استعداد انسان بی‌نهایت است، اما مشروط بر آنکه به خدای بی‌نهایت متصل شود.

ششم، کسی که در پی یک آرمان بزرگ در صحنه پرمسئله اجتماع با جدیت در مبارزه با موانع و طاغوت‌ها می‌خروشد، ضعف و کوچکی خود و سنگینی مسئولیت و عظمت خواسته خود از یک سو و بلندای افق و خواسته خدا را از سوی دیگر مرور می‌کند به اضطرار می‌افتد و عجز، فقر، ضعف و ناچیزی خود را در مناسبت با این افق اعلی، به شهود و عیان درک می‌کند. و مگر لبّ توحید و بندگی فردی جز همین درک اضطرار و مسکنت و فقر ذاتی است؟ چنین کسی نیاز بیشتری به ارتباط با خدا، مناجات با او، درخواست از او، توکل بر او و تفویض به او دارد و این نیاز را بیشتر درک می‌کند.

مناجات‌های رزمندگان اسلام در شب‌های عملیات، یقیناً خالصانه‌تر و متضرعانه‌تر از عبادت‌های اهل معنویت در خلوت و آسایش زندگی شهری است. اساساً خدای متعال انسان‌ها را به درد و مصیبت گرفتار می‌کند تا حال التجا و تضرع برای آنان حاصل شود؛  همان حال تضرعی که در میدان مجاهدت اجتماعی به راحتی حاصل است. از مرحوم آیت‌الله مشکینی نقل شده در پاسخ به رزمنده‌ای که گفت نمازم را با لباس خونی و نجس، بدون وضو و با تیمم ناقص، به سختی و به حال نیم‌خیز در گوشه کانال زیر آتش دشمن خوانده‌ام فرمودند: «حاضرم ۷۰ سال عبادت خود را با همان دو رکعت عوض کنم.»

هرچه مسئولیت سنگین‌تر باشد نیاز به عنایت خدا بیشتر دیده می‌شود و فقر و نقص و نیاز و مسکنت آشکارتر است و عظمت و قدرت و رحمت و هیمنه خدا نمایان‌تر. اینجا اتکا به وعده خدا و امید به رحمت سرشار او و تلاش برای درک عنایات و امدادها و تأییدات او لازم‌تر است.

انسان مؤمن در اینجا اسم اعظم پروردگار را تمنا می‌کند و با آن اسم مبارک رابطه می‌گیرد و در خلوت خود به تضرع و التجا از او درخواست می‌کند و راه‌های بسته را با توکل بر خدا و توسل به اهل بیت می‌گشاید. سجده، انابه و توسل دیگر نه یک امر مستحب که یک نیاز واجب و ضروری خواهد بود.

حرکت به سمت خدا تنها سجده کردن و عبادت ظاهری نیست

مادام که انسان مؤمن برای خود قدر و قدرتی قائل است و گمان می‌کند در مسیر نصرت خدا و سربازی دین او می‌تواند اقدامی کند به شرک خفی مبتلاست و برای آنکه از این آسیب مهم نجات یابد باید در صحنه‌های پرتلاطم درگیری و بلا، اضطرار خود را ببیند و دست قدرت و عنایت خدا را درک کند و معنای «فَلَم تَقتُلُوهُم وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُم وَ ما رَمَیتَ إِذ رَمَیتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمی‏ وَ لِیُبلِیَ المُؤمِنینَ مِنهُ بَلاء حَسَنا»(سوره انفال/آیه ۱۷)  را به چشم جان مشاهد کند.

«إِلَهِی حَقِّقنِی بِحَقَائِقِ أَهلِ القُربِ وَ اسلُک بی‌مَسلَکَ أَهلِ الجَذبِ إِلَهِی أَقِمنِی [أَغنِنِی‏] بِتَدبِیرِکَ لِی عَن تَدبِیرِی وَ اختِیَارِکَ [وَ بِاختِیَارِکَ‏] لِی عَنِ اختِیَارِی وَ أَوقِفنِی عَلَی مَرَاکِزِ اضطِرَارِی»؛ در این مراکز اضطرار، فرصت طلایی معنویت، و قرب حقیقی حاصل می‌شود و انسان نیاز به خدا را درک می‌کند. عبادت واقعی در گرو همین شهود فقر و ذلت، و معرفت نیازمندی به خدا و حضور در محضر قدرت پروردگار است.

حرکت به سمت خدا و کسب معنویت تنها سجده کردن و عبادت ظاهری نیست، حقیقت عبودیت شناخت فقر وجودی و معرفت به ذلت ذاتی است. کسی که به تصمیم و اراده خود اعتماد دارد و برای خود، قدر و قیمت و قدرتی قایل است مشرک است؛ به همین جهت کسب معنویت فردی در میدان جهاد که میدان درگیری‌های جدی، مشکلات سنگین و مسئولیت‌های طاقت‌فرسا و کمرشکن است بهتر حاصل می‌شود.

بنابراین رابطه دوسویه‌ای میان «آرمان فردی عبودی» و «آرمان جمعی الهی» وجود دارد؛ از یک سو عبودیت فردی برای آرمان جمعی آمادگی ایجاد می‌کند و انسان را به ظرفیت روحی لازم و اتصال به منبع عظمت برای ایفای آن مسئولیت سنگین مجهز می‌کند. از سوی دیگر تلاش برای آن آرمان جمعی و تاریخی به عبودیت و معنویت فردی یاری می‌رساند و عجز و فقر و ذلت و خضوع ذاتی را می‌نمایاند؛ به این ترتیب سرباز دین خدا، متعبدترین و معنوی‌ترین خواهد شد و خود را به سلوک و عبادت و سجده و مناجات سحر، نیازمند بلکه مضطر می‌بیند.

منبع :ایکنا
خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :