مدرس سیره اهل بیت(ع) با بیان اینکه سیره تعاملی امام حسین(ع) با غیرهمکیشان، نه بر پایه تساهل منفعلانه، بلکه بر مدارای فعال و آگاهانه استوار بود، گفت: این رویکرد که در آن احترام به حقوق انسانها و پرهیز از خشوت و تحقیر در اولویت قرار داشت، امروز میتواند چارچوبی اخلاقی برای گفتوگوی سازنده بینفرهنگی باشد.
بنیادی استوار و فروغی هدایتبخش بر سپهر تاریخ تابید. میلاد امام حسین(ع) تنها زادروز یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه طلوع مکتبی است که شجاعت را با عطوفت، اصولگرایی را با مدارا و مسئولیت فردی را با تعهد اجتماعی پیوند زد. در عصری که جامعه اسلامی گرفتار گسستهای عمیق و انحراف از مسیر نبوی بود، وجود ایشان چونان نگینی درخشان، معیار حقیقت و محک فضیلت بود.
سیره حسینی در تمامی ابعاد از تعاملات روزمره تا مواجهه با بحرانهای بزرگ، الگویی زنده و کاربردی ارائه میدهد که گذر زمان نه تنها از اصالت آن نمیکاهد، بلکه بر ضرورت بازخوانی آن میافزاید. از نحوه تربیت فرزندانی آگاه و شجاع تا مدیریت تعارضهای اجتماعی با حکمت و از نقشآفرینی فعال بانوان در انتقال پیام تا حفظ کرامت انسانی در سختترین شرایط؛ هر فصل از زندگی ایشان درسی برای ساختن جامعهای انسانیتر و متعهدتر است.
ایکنا همزمان با میلاد امام حسین(ع)، به منظور بررسی ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی و نحوه تعامل ایشان با آحاد جامعه اسلامی به گفتوگو با حجتالاسلام عبدالجواد مقدسیان، استاد و مدرس سیره اهل بیت(ع) پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
امام حسین(ع) به گشادهدستی و پذیرایی از مهمان شهره بودند. به نظر شما این ویژگی چگونه در تقویت پیوندهای اجتماعی و ایجاد شبکههای اعتماد در جامعه آن زمان مؤثر بود و امروز چه معنایی میتواند داشته باشد؟
ویژگی برجسته گشادهدستی و مهماننوازی کمنظیر و گسترده امام حسین(ع) که ریشه در سرشت پاک و فضایل اخلاقی ذاتی و همچنین، نشئت گرفته از آموزههای ناب، هدایتبخش و انسانساز اسلامی داشت، بدون تردید نقشی اساسی، تعیینکننده و بیبدیل در تحکیم، استواری و تعمیق روزافزون روابط اجتماعی گسترده و پیچیده در عصر خویش ایفا میکرد.
این رفتار کریمانه، جوانمردانه و مبتنی بر جود، کرم و بخشش بیمنت به طور مستقیم، ملموس و مؤثر موجب جلب محبت عمیق قلوب، ایجاد حس تعلق خاطر صمیمانه، احساس امنیت روانی و در نهایت تقویت اعتماد عمیق، پایدار و خدشهناپذیر میان افراد، گروهها و اقشار مختلف جامعه آن زمان میشد.
در محیط و بستر اجتماعی که چنین کیفیت برجسته، مثالزدنی و کمنظیری از سخاوت بیمنت، احترام فراگیر و پذیرش بیقید و شرط به صورت مستمر، بیتوقف و در گسترهای وسیع از سوی شخصیتی برجسته، محبوب، مرجع و اسوهای مانند ایشان تداوم، نمایش و نشر داده میشد، طبیعی و بدیهی بود که شبکههای اجتماعی مستحکم، گسترده و در هم تنیدهای و قاعدتا بر پایههای استوار، ریشهدار و خللناپذیر صداقت، امانتداری و اطمینان متقابل شکل گیرد، توسعه یابد و استمرار پیدا کند و در پرتو آن پیوندهای ناگسستنی، عمیق و خالصانه اخوت، همدلی و همبستگی اجتماعی به شکلی بینظیر، مثالزدنی و پایدار استحکام، قوام و تثبیت یابد.
در عصر حاضر و در شرایط پیچیده کنونی جهان معاصر این سیره رفتاری سازنده، انسانساز، جامعهپرداز و صلحآفرین، حاوی لایههای متعدد پیامهای ارزنده، راهگشا و کاربردی برای جامعه بشری در سطح خرد و کلان است. تأسی، پیروی و الگوگیری عملی از این خلق نیکو، پسندیده و متعالی به معنای واقعی کلمه به ترویج، نهادینهسازی، تعمیق و گسترش فرهنگ احسان، ایثار، پذیرش بیقید و شرط تفاوتها و تعامل مثبت، سازنده و احترامآمیز با تمامی همنوعان در پهنه جامعه منجر میشود.
امام حسین(ع) حتی در سختترین و دشوارترین شرایط ممکن همچون روز عاشورا نیز این خلق ستوده، ارزشمند و انسانساز را رها نکرد و استقبالی تاریخی، حماسی و به یادماندنی از یاران وفادار و حتی مخالفان و دشمنان خویش به عمل آورد
امروزه نیز گشادهرویی پایدار، اصیل و خالصانه همراه با استقبال گرم، صمیمانه و فراگیر از دیگران میتواند به عنوان عاملی کارآمد، مؤثر و راهبردی در کاهش گسستها، شکافها و فاصلههای اجتماعی، زدودن سوء تفاهمها، ایجاد فضای اعتماد متقابل، احساس امنیت روانی - اجتماعی و در نهایت تقویت، انباشت و بهرهبرداری از سرمایه اجتماعی ارزشمند و ضروری به کار گرفته شود و به مرحله اجرا و عمل درآید.
امام حسین(ع) حتی در سختترین و دشوارترین شرایط ممکن همچون روز عاشورا نیز این خلق ستوده، ارزشمند و انسانساز را رها نکرد و استقبالی تاریخی، حماسی و به یادماندنی از یاران وفادار و حتی مخالفان و دشمنان خویش به عمل آورد. مسلمانان، مؤمنان و تمامی انسانهای آزاده، عدالتخواه و صلحطلب جهان میتوانند و باید با الگوگیری، اقتدا و تاسی عملی به آن بزرگوار در جهت گسترش دایره مهرورزی، احسان، صلح پایدار، همزیستی مسالمتآمیز و انسجام اجتماعی پایدار گام برداشته، تلاش کرده و این صفت کریمانه و جامعهساز را در وجود خویش و در متن جامعه زنده، نهادینه، متجلی و ترویج کنند. میلاد امام حسین(ع) فرصتی است برای مرور مکتبی که در آن شجاعت با مهربانی، اصولگرایی با مدارا و ایستادگی با تعهد اجتماعی پیوند خورده است. بازخوانی سیره ایشان پاسخی به نیازهای اخلاقی و اجتماعی جهان پرآشوب امروز است.
تعامل امام حسین(ع) با پیروان دیگر ادیان یا مذاهب مختلف چه الگویی برای گفتوگوی بین فرهنگی و مدارای اجتماعی در جهان چندفرهنگی امروز ارائه میدهد؟
بر پایه شواهد متقن، مستند و گزارشهای تفصیلی تاریخی به جای مانده، تعاملات گسترده و سنجیده امام حسین(ع) با پیروان دیگر ادیان، مذاهب و اندیشههای گوناگون همواره و در تمامی مواضع مبتنی بر اصول ثابت، والا و انسانی اخلاق اسلامی ناب و نیز تداومبخش سیره عملی و گفتاری پیامبر اکرم(ص) شکل میگرفته است. ایشان در بافتار به غایت پیچیده، متنوع و چندلایه اجتماعی، فرهنگی دوران حیات خویش که جامعهای متشکل از گروهها، فرقهها و پیروان ادیان و مذاهب مختلف بود، همواره و بدون استثنا، رفتاری عادلانه، منصفانه، محترمانه، کریمانه و مبتنی بر رعایت کرامت ذاتی تمامی ابناء بشر را سرلوحه تمامی تعاملات و مراودات اجتماعی و فردی خویش قرار میدادند.
نمونههای عینی و ملموس این تعامل سازنده را میتوان در نحوه خاص مراوده، معاشرت، گفتوگوی آزاد و تبادل نظر ایشان با افراد و شخصیتهای سرشناس از زمینهها، باورها و عقاید گوناگون جستجو و بررسی کرد. این رویکرد مترقی و پیشگیرانه به هیچ وجه به معنای تساهل یا تسامح در اصول و بنیانهای اعتقادی نبود، بلکه تجلیبخش و نمایشدهنده یک مدارای فعال و آگاهانه به شمار میرفت؛ مفهومی که دربرگیرنده حفظ استوار اصول و ارزشهای خویش در عین رعایت کامل حقوق قانونی، اجتماعی و انسانی و احترام عمیق به شأن و شخصیت پیروان دیگر اندیشهها و نیز پرهیز مطلق از هرگونه تحقیر، توهین، تبعیض یا خشونت کلامی و عملی میشد.
این سیره رفتاری تعاملی و احترامآمیز در حقیقت الگویی پایهای، بسیار ارزشمند، کاربردی و راهگشا برای عصر حاضر در عرصه گفتوگوی سازنده بینافرهنگی و تحقق مدارای اجتماعی نهادینه شده در پهنه جهان چندفرهنگی، چنددینی و پیچیده امروز ارائه میدهد. در جهانی که تفاوتهای عقیدتی، فرهنگی و هویتی به طور بالقوه میتوانند به منبع اصطکاک، تنش و تعارضهای ویرانگر تبدیل شوند، الگوی عملی برگرفته از سیره امام حسین(ع) با تأکیدی ویژه بر چند اصل کلیدی، بنیادی و غیر قابل اغماض پایهریزی شده است.
سیره تعاملی امام حسین(ع) فراتر از یک موضعگیری صرفا تاریخی یا موردی، یک چارچوب اخلاقی، اجتماعی پیشرفته، جامع و قابل تعمیم برای مدیریت هوشمندانه، صلحآمیز و عادلانه تنوع و کثرت در عصر حاضر است
نخست، تقدم شنیدن فعال و گفتوگوی مبتنی بر منطق و ادب به جای طرد یکجانبه، انزوا و تکگویی. دوم، تأکید بنیادین بر اشتراکات گسترده انسانی و حقوق پایه و جهانشمول بشری مانند عدالت، انصاف، امانت و احترام، به عنوان پل ارتباطی استوار و بیخطر میان افراد و جوامع دارای تفاوتهای اساسی. سوم، پرهیز جدی و قاطع از قضاوتهای خشک، شتابزده و یکجانبه و فراهم ساختن امکان تعامل سازنده بر مبنای شخصیت، منش و رفتار واقعی افراد، فراتر از هرگونه برچسبهای از پیش تعیین شده دینی، مذهبی، قومی یا فرهنگی. چهارم، مسئولیتپذیری اخلاقی و اجتماعی فراشمول در قبال همه انسانها حتی کسانی که در دایره عقیدتی یا هویتی فرد قرار نمیگیرند که اوج تبلور عملی آن در رعایت دقیق حقوق و گذشت حتی نسبت به مخالفان و دشمنان در سختترین و حساسترین صحنهها همچون صحنه جنگ و مقاتله به طور تاریخی به ثبت رسیده است.
در نتیجه، سیره تعاملی امام حسین(ع) فراتر از یک موضعگیری صرفا تاریخی یا موردی، یک چارچوب اخلاقی، اجتماعی پیشرفته، جامع و قابل تعمیم برای مدیریت هوشمندانه، صلحآمیز و عادلانه تنوع و کثرت در عصر حاضر است. این چارچوب راهبردی نه بر حذف، نادیدهگیری یا ادغام اجباری تفاوتها که بهطور مشخص بر همزیستی مسالمتآمیز با تکیه بر کرامت ذاتی انسان و اخلاق مشترک انسانی استوار شده است و میتواند به عنوان نقشه راهی عملی در کاهش تنشهای بینافرهنگی، تقویت انسجام و همبستگی اجتماعی در عین پذیرش کثرت و نهادینهسازی فرهنگ گفتوگو، تفاهم و احترام متقابل، راهنمای جوامع متکثر امروزی قرار گیرد.
امام حسین(ع) چگونه فرزندان و جوانان پیرامون خود را برای مسئولیتپذیری اجتماعی تربیت میکردند؟ و امروز والدین و معلمان چگونه میتوانند از این الگو برای تربیت نسلی مسئولیتپذیر بهره ببرند؟
امام حسین(ع) با اتخاذ روشهای تربیتی مبتنی بر عمقبخشی ایمان، ایجاد ارتباط قلبی و ارائه مسئولیتهای عملی نسلی را پرورش داد که در حساسترین لحظات تاریخ بار مسئولیت خویش را به کاملترین وجه شناختند و به آن عمل کردند. ایشان برای تربیت جوانان و فرزندان خود از شیوههای مختلفی استفاده میکردند.
۱. الگوسازی عینی: مهمترین روش امام(ع) زندگی خود ایشان بود. زیست متواضعانه، عدالتخواهی، شجاعت، مهربانی و مسئولیتپذیری ایشان در قبال جامعه زندهترین و مؤثرترین درس برای پیروان و خانواده بود. جوانان با مشاهده مستقیم این فضایل در وجود امام(ع) به طور طبیعی جذب میشدند و آن را الگوی خویش قرار میدادند. جذبه الهی و اخلاق متعالی امام حسین(ع) چنان بود که حتی مخالفان نیز تحت تأثیر قرار میگرفتند. این نشان میدهد که مؤثرترین ابزار تربیت «حال» و «منش» مربی است.
۲. تفهیم مسئولیت براساس بینش دینی: امام حسین(ع) مسئولیتپذیری را نه به عنوان یک دستور بیرونی، بلکه به عنوان یک «تکلیف الهی» و بخشی از ایمان تبیین میکردند. در خطبهها و سخنان ایشان مفاهیمی چون امر به معروف و نهی از منکر، یاری مظلوم، دفاع از حق و ایستادگی در برابر باطل به عنوان وظایفی دینی و شرعی مطرح میشد که پذیرش آن انسان را به خدا نزدیکتر میکند. این نگاه انگیزهای درونی و پایدار در فرد ایجاد میکرد.
۳. واگذاری تدریجی مسئولیت و اعتماد: امام(ع) به جوانان و فرزندان خود در موقعیتهای مختلف مسئولیتهای واقعی و معنادار میسپردند. حضور آنان در صحنههای اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی (همانند حضورش در واقعه کربلا) نشان از اعتماد امام حسین(ع) به درک و توانایی آنان داشت. این تجربه عملی، حس توانمندی و مسئولیتپذیری را در آنان تقویت میکرد.
۴. گفتوگو و تبیین منطقی: امام(ع) با یاران و فرزندان خود گفتوگویی مستمر و عقلانی داشتند. فلسفه قیام خطرات پیش رو و اهمیت مسئولیت تاریخی خود را با زبانی قابل درک برای آنان تشریح میکردند. این تبیین باعث میشد که جوانان نه از روی اجبار که از روی آگاهی و انتخاب مسیر را برگزینند و تا پایان بر سر عهد خویش بایستند.
هدف این الگوی تربیتی، پرورش انسانی است که مسئولیت خویش در قبال خود، خانواده، جامعه و ارزشهای انسانی، الهی را نه از روی اجبار که از روی شناخت، عشق و تعهد درونی بپذیرد و در انجام آن استوار و صبور باشد
امروزه والدین و مربیان میتوانند از این سیره تربیتی، درسهای کاربردی مختلفی اقتباس کنند. نخست، تربیت با حال و منش: پیش از هر سخن و نصیحتی باید فضایل اخلاقی و مسئولیتپذیری را در منش و رفتار خود نهادینه کنند. کودکان و نوجوانان بیش از آنکه از سخن ما تأثیر گیرند، از حال و روش زندگی ما الگو میپذیرند.
دوم، ایجاد انگیزه درونی: به جای تأکید صرف بر پاداش و تنبیه دنیوی باید حس مسئولیت را با مفاهیمی والا مانند خدمت به خلق، عدالتطلبی، ساختن آینده بهتر و عمل به عنوان یک انسان شریف و مؤمن گره زد تا برای فرد معنادار و ارزشمند شود.
سوم، اعتماد و دادن فرصت تجربه: باید به نسل جوان اعتماد کرد و مسئولیتهای واقعی هرچند کوچک را متناسب با سن و توانایی به آنان سپرد. مشارکت در کارهای خانه، تصمیمگیریهای خانوادگی، فعالیتهای اجتماعی و مدنی مدرسه بستر عملی برای رشد حس مسئولیت است.
چهارم، گفتوگوی محترمانه و عقلانی: به جای تحکم و دستور یکطرفه باید با جوانان گفتوگو کرد، دلایل مسئولیتها را توضیح داد و به نظرات آنان احترام گذاشت. این کار حس مالکیت و تعلقخاطر آنان نسبت به جامعه و خانواده را افزایش میدهد.
پنجم، شناسایی و پرورش قابلیت و ظرفیت: همانگونه که امام(ع) مخاطبان خود را میشناختند و با هر کس به اندازه ظرفیتش سخن میگفتند، مربیان امروز نیز باید استعدادها و ظرفیتهای فردی هر نوجوان را شناسایی و آن را در مسیر مسئولیتپذیری اجتماعی هدایت کنند.
در نهایت، هدف این الگوی تربیتی، پرورش انسانی است که مسئولیت خویش در قبال خود، خانواده، جامعه و ارزشهای انسانی، الهی را نه از روی اجبار که از روی شناخت، عشق و تعهد درونی بپذیرد و در انجام آن استوار و صبور باشد.
امام حسین(ع) در برههای حساس از تاریخ اسلام زندگی میکردند که جامعه با تنشهای عمیق روبهرو بود. ایشان در مواجهه با تعارضهای اجتماعی از چه راهبردهایی استفاده میکردند و امروزه چگونه میتوان از این راهبردها در مدیریت اختلافات جامعه بهره برد؟
امام حسین(ع) در عصری زندگی میکردند که جامعه اسلامی با بحران مشروعیت سیاسی، انحراف از ارزشهای اصیل نبوی، تبعیض طبقاتی و از بین رفتن روحیه عدالتخواهی مواجه بود. در چنین فضای پرتنشی ایشان به عنوان یک رهبر دینی و اجتماعی راهبردهایی هوشمندانه، فعال و مبتنی بر اصول ثابت برای مواجهه با تعارضات به کار بردند که میتواند امروزه به عنوان الگویی برای مدیریت سازنده اختلافات در جامعه مورد توجه قرار گیرد.
راهبرد اول، حضور فعال و مسئولانه در متن جامعه و پرهیز از انزوا: نخستین و برجستهترین راهبرد امام، حضور دائم و مؤثر در بطن اجتماع بود. ایشان همانند برخی از ائمه پس از خود که به اجبار به مناطق دوردست تبعید شدند، در متن جامعه حضور داشتند و از موقعیت خود به عنوان نوه پیامبر(ص) برای تاثیرگذاری، پاسخگویی به شبهات، هدایت مردم و نظارت بر عملکرد حاکمان استفاده میکردند. این حضور فعال فرصتی برای گفتوگو، روشنگری و پیشگیری از تبدیل اختلافات به بحرانهای غیرقابل مدیریت فراهم میکرد.
راهبرد دوم، تمایز قائل شدن میان مردم و نظام حاکم و حفظ ارتباط با تودهها: امام حسین(ع) هوشمندانه میان بدنه جامعه (که بسیاری از آنان دچار جهل یا غفلت شده بودند) و نظام سیاسی فاسد و منحرف اموی تمایز قائل میشد. ایشان با وجود تقابل آشکار با حکومت، هرگز خود را از مردم جدا نکردند. مراجعات مستمر مردم به ایشان برای حل منازعات، اخذ فتوا و مشورت سیاسی، نشاندهنده اعتماد عمومی و نفوذ اجتماعی ایشان بود. این راهبرد پایگاه مردمی گستردهای ایجاد میکرد که در مواقع حساس، پشتوانه حرکت اصلاحی میشد.
راهبرد نهایی امام(ع) که در کربلا تجلی یافت، آمادگی برای پرداخت هزینه در راه دفاع از اصول غیرقابل مذاکره بود. هنگامی که امکان اصلاح مسالمتآمیز از بین رفت، ایشان با پذیرش آگاهانه خطر شهادت، درس بزرگ مسئولیتپذیری در قبال سرنوشت جامعه و ضرورت قیام در برابر ظلم را به تاریخ آموختند
راهبرد سوم، استفاده از روشهای مسالمتآمیز و کلامی تا حد امکان: امام(ع) تا آخرین فرصت ممکن، به دنبال ایجاد تغییر از طریق شیوههای غیرخشونتآمیز بود. نامهنگاریهای متعدد به بزرگان شهرها و والیان (مانند نامه به مردم کوفه و بصره)، سخنرانیهای عمومی برای افشای انحرافات، استدلالهای منطقی در مناظرات و حتی تلاش برای خروج مسالمتآمیز از مدینه و مکه همگی نشان از اولویت دادن به راهحلهای کلامی، عقلانی و مسالمتآمیز داشت. ایشان تنها زمانی به مقاومت نظامی روی آوردند که تمامی راههای گفتوگو و هشدار بسته شده و حفظ اصل دین در گرو ایستادگی بود.
راهبرد چهارم، شفافیت در مواضع و پرهیز از مصلحتاندیشیهای مخرب: امام(ع) در بیان مواضع خود کاملاً شفاف و صریح بودند. خط قرمزهای ایشان که همانا حفظ اسلام ناب و مبارزه با حکومت ظالم بود، برای همگان مشخص بود. این شفافیت باعث جذب حامیان آگاه و وفادار و نیز دفع کسانی که به دنبال ابهامزدایی و مصلحتگراییهای مذموم بودند، میشد. چنین رویکردی اعتماد و اطمینان را در شبکه پیرامونی تقویت میکرد.
راهبرد پنجم، آمادگی برای پذیرش پیامدهای نهایی در دفاع از اصول: راهبرد نهایی امام(ع) که در کربلا تجلی یافت، آمادگی برای پرداخت هزینه در راه دفاع از اصول غیرقابل مذاکره بود. هنگامی که امکان اصلاح مسالمتآمیز از بین رفت، ایشان با پذیرش آگاهانه خطر شهادت، درس بزرگ مسئولیتپذیری در قبال سرنوشت جامعه و ضرورت قیام در برابر ظلم را به تاریخ آموختند. این موضع نشاندهنده نهایت تعهد در مدیریت یک تعارض بنیادین است.
امروزه این راهبردها میتواند در سطوح مختلف مدیریت اجتماعی از خانواده تا کلان جامعه مورد استفاده قرار گیرد که در قالب چند محور بدان اشاره میشود. محور اول، تقویت نهادهای مدنی و حضور نخبگان در متن جامعه: به جای گوشهگیری و انتقاد از حاشیه، نخبگان و روشنفکران میتوانند با حضور مسئولانه در نهادهای اجتماعی، رسانهها و فضای عمومی به تبیین اختلافات و یافتن راهحلهای مشترک کمک کنند.
محور دوم، گفتوگوی ساختاریافته و مستمر: ایجاد نهادهای مختلف برای گفتوگوی مستقیم و محترمانه میان گروههای مختلف اجتماعی، سیاسی و قومی راهکاری مدرن برای اجرای همان اصل اولویت کلام بر خشونت است.
محور سوم، شفافسازی مواضع و کاهش فضاهای خاکستری ابهام: رهبران و جریانهای اجتماعی با شفافیت در اهداف و خطوط قرمز خود امکان اتحادهای استراتژیک واقعی و کاهش سوءتفاهمها را فراهم میکنند.
محور چهارم، تفکیک میان دشمن و مخالف یا نظام و مردم: این تفکیک هوشمندانه مانع از تبدیل اختلافات سیاسی به شکافهای عمیق و خصومتهای کور اجتماعی میشود و امکان جریان آزاد اندیشه و نقد سازنده را حفظ میکند.
محور پنجم، تقویت روحیه مسئولیتپذیری و پایبندی به اصول اخلاقی: الگوی امام حسین(ع) به جامعه میآموزد که در مدیریت تعارض، حفظ کرامت، صداقت و پایبندی به اصول انسانی-اخلاقی حتی در سختترین شرایط مهمتر از پیروزی موقت و مبتنی بر فرصتطلبی است.
در مجموع، سیره امام حسین(ع) در مدیریت تعارض ترکیبی هوشمندانه از انعطاف در روش (گفتوگو، حضور اجتماعی) و ثبات در اصول (عدالت، شفافیت، مسئولیت) است که میتواند چراغ راهی برای مدیریت اختلافات در جوامع پیچیده امروزی باشد.