کارشناس مهدویت در این گفتوگو تأکید کرد: شناخت امام زمان (عج) تنها دانستن نام و نسب نیست، بلکه درک جایگاه ایشان به عنوان واسطه فیض الهی و نقشه عملی برای انتظار سازنده است.
درروزگاری که غیبت امام عصر (عج) به درازا کشیده و برخی در میان انبوه دغدغههای روزمره، یاد آن آفتاب پشت ابر را کمرنگ میبینند،و در این عصرکه شبههها پیچیده و راههای انحرافی رنگارنگ شدهاند پاسخ به پرسشهای بنیادین درباره امام غایب از دیدگان، اما حاضر در جانها، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
در این گفتوگو با حجتالاسلام جواد نصراللهپور، کارشناس مهدویت و عضو انجمن علمی مهدویت حوزهعلمیه قم، به این پرسشها با استناد به آیات قرآن، روایات اهلبیت (ع) و تحلیلهای کاربردی پرداخته شده است. امید است این گفتوگو چراغ راهی برای زنده نگه داشتن یاد و انتظار آن حضرت در دلهای مشتاقان باشد.
بسمالله الرحمن الرحیم؛ در مورد شناخت امام زمان(عج) که پیغمبر فرمودند: «اگر بمیری و امام زمانت را نشناسی، به مرگ جاهلیت [یعنی کافر] از دنیا رفتی»، میتواند از طرق مختلفی باشد.
منبع اول: آیات قرآن
اولین راه برای شناخت امام زمان علیهالسلام، قرآن است. آقای سعید ابو معاش از نویسندگان عرب، کتابی نوشته به نام «الامام المهدی فی القرآن والسنه». در این کتاب، بیش از پانصد آیه قرآن را جمعآوری کرده و ذیل هر آیه، روایات متعددی را آورده که ثابت میکند، آن آیه مربوط به امام زمان علیهالسلام است. مثل آیه ۳۳ سوره توبه که مثلاً آنجا امام صادق علیهالسلام فرمودند که تأویل این آیه فقط در زمان ظهور فرزندم مهدی علیهالسلام، در آن زمان محقق و عملی خواهد شد.
مثل آیه ۵۵ سوره نور که این هم مشابه آیه سیوسه سوره توبه در مورد حکومت امام زمان علیهالسلام و ویژگیهای حکومت حضرت است. امام صادق علیهالسلام فرمودند تحقق این ویژگیها در زمان ظهور حضرت مهدی علیهالسلام خواهد بود. مثل آیه مثلاً ۸۶ سوره هود که فرمود: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ ان کنتم مومنین»؛ امام صادق علیهالسلام فرمودند: «بَقِیَّةُ اللَّهِ» یعنی ذخیرهٔ خدا و مصداق آن حضرت مهدی علیهالسلام است.
و همینطور آیات دیگر؛ مثل آیه ۱۴۸ سوره بقره که فرمود:
«أَیْنَ مَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعًاۚ»
خدا همه شما را هر جا که باشید [به صحرای محشر] می آورد؛ مسلماً خدا بر هر کاری تواناست.
امام باقر علیهالسلام فرمودند که منظور، سیصدوسیزده نفر یاران حضرت مهدی علیهالسلام هستند که خدا آنها را در یک زمان خاص، در آن صبح جمعه، در در کنار کعبه، در آن لحظه ظهور، در کنار امام زمان علیهالسلام جمع میکند.
منبع دوم: روایات معصومین علیهمالسلام
مرحوم آیتاللهالعظمی صافی گلپایگانی رحمتالله علیه در کتاب «منتخبالاثر»، تقریباً دو هزار حدیث از چهارده معصوم در مورد حضرت مهدی علیهالسلام جمعآوری کردند. این روایات، پیشگوییهای اهلبیت علیهم السلام درباره امام زمان علیهمالسلام است و در مورد موضوعات مختلف نکاتی را بیان کردهاند. بهعنوان مثال:
* یک سری روایات در مورد «شرایط ظهور» (یعنی زمینهها، بسترها و مقدمات ظهور امام زمان علیهالسلام) است.
* یک سری روایات در مورد «انتظار» است؛ اهمیت انتظار، معنای انتظار و مفهوم انتظار.
* روایاتی در مورد «وظایف منتظران» وجود دارد.
* روایاتی در مورد «ویژگیهای یاران امام زمان» علیهالسلام است.
* روایاتی در مورد «ویژگیهای حکومت امام زمان» علیهالسلام آمده است.
* همچنین در رابطه با معنای غیبت، علل غیبت امام زمان و موضوعات فراوان دیگری درباره حضرت مهدی علیهالسلام در احادیث سخن گفته شده است.
مطالعه احادیث اهلبیت علیهمالسلام قطعاً معرفت و شناخت ما را نسبت به حضرت افزایش میدهد. مهمترین این روایات، قطعاً همانهایی هستند که وظیفه ما را بهعنوان یک انسان منتظر تبیین میکنند و راهکار به ما میدهند که چه کار کنیم تا ظهور امام زمان علیهالسلام را جلو بیندازیم؟
منبع سوم: آثار علمی و تخصصی مهدوی
راه سوم برای شناخت امام زمان نیز، مطالعه کتابهایی است که علما و اندیشمندان شیعه نوشتهاند.
کتابهای فراوانی در این زمینه تألیف شده است:
- علامه مجلسی رحمتالله علیه در کتاب عظیم بحارالانوار، سه جلد از آن ۱۱۰ جلدی را به احادیث مربوط به حضرت مهدی علیهالسلام اختصاص داده است (جلد پنجاهویک، پنجاهودو و پنجاهوسه).
- مرحوم علامه محدث نوری نیز کتاب نجم الثاقب را در رابطه با حضرت نوشتند.
- آیتاللهالعظمی صافی گلپایگانی همه روایات اهلبیت را در منتخبالاثر جمعآوری کردند.
همچنین در دوران ما، با تأسیس مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم توسط استاد قرائتی حفظهالله تعالی، تاکنون حدود پانصد نفر از طلاب و روحانیون در مقطع سطح سه و چهار (معادل کارشناسی ارشد و دکتری) درس مهدویت خواندهاند. امروز الحمدلله متخصصان مهدویت در کشور زیاد هستند و آنان هزاران جلد کتاب و صدها پایاننامه تخصصی با موضوعات مختلف درباره حضرت نوشتهاند. افراد میتوانند به این کتابها مراجعه کنند و معرفت خود را نسبت به حضرت افزایش دهند.
تجربههای عملی و ارتباط با اساتید
بهعنوان نمونه، بنده نیز با کمک استاد جعفری، استاد ملایی و استاد فلاح (سهتن از اساتید مهدویت) اخیراً کتابی تألیف کردهایم با نام «ایران منتظر» که توسط نشر بینالملل چاپ شده است. این کتاب در قالب پانزده درس، یک درسنامه تخصصی مهدویت بر اساس اندیشههای امام خمینی و امام خامنهای است. علاقهمندان میتوانند با جستجوی نام کتاب در فضای مجازی، آن را تهیه کنند. این اثر برای کسانی که به دنبال افزایش معرفت نسبت به امام زمان علیهالسلام هستند، مفید است.
البته پیش از این نیز درسنامههای ارزشمندی در زمینه مهدویت چاپ شده است که یکی از بهترینها، درسنامه دو جلدی «نگین آفرینش» است که توسط سهتن از اساتید برجسته مهدویت (استاد بالادستیان، استاد حائریپور و استاد یوسفیان) تألیف شده است. این کتاب بسیار جامع بوده و مباحث مختلف مهدویت را بهطور تحلیلی ارائه میدهد.
منبع چهارم؛ مراجعه به اساتید و برنامههای حضوری
راه چهارمی که برای شناخت امام زمان علیهالسلام پیشنهاد میشود، مراجعه مستقیم به اساتید مهدویت، سخنرانان متخصص و شرکت در جلسات آموزشی است. میتوان از این اساتید دعوت کرد تا در مساجد، حسینیهها، پایگاههای بسیج و دیگر مراکز فرهنگی به بیان و تحلیل مباحث مرتبط با حضرت مهدی علیهالسلام بپردازند. خوشبختانه این فعالیتها امروزه در کشور بهصورت گسترده در حال انجام است. حضور این اساتید، علاوه بر ارائه مطالب تحقیقی، فرصتی برای پاسخگویی حضوری به سؤالات جوانان و عموم مردم فراهم میکند و سبب تعمیق شناخت میشود.
این راهها مکمل یکدیگرند و میتوانند شناختی جامع، عمیق و عملگرا را برای منتظران راستین فراهم کنند.
معنای معرفت امام زمان علیهالسلام: شناخت «چه کسی» و «چگونه بودن»
وقتی میگوییم به امام زمان علیهالسلام معرفت پیدا کنیم، معنایش این است که بدانیم ایشان کیست و چگونه شخصیتی دارد. این معرفت تنها به دانستن نام و نسب محدود نمیشود، بلکه شامل درک عمیق صفات، اهداف و سبک زندگی ایشان نیز میشود.
یکی از محورهای اصلی این شناخت، بررسی ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی امام است.
از طریق آیات، روایات و منابع معتبر میتوانیم این ویژگیها را بشناسیم. بهعنوان مثال:
عدالت گستری:
امام زمان علیهالسلام عادلی است که عدالت را در تمام ابعاد فردی و اجتماعی حاکم میکند.
سادهزیستی و زهد:
با وجود اینکه در دوران حکومت ایشان، مشکلات اقتصادی جهان بهطور کامل رفع میشود ـ تا جایی که به فرموده امام صادق علیهالسلام: «اگر تمام دنیا را بگردید، فقیری یافت نمیشود» ـ اما خود حضرت سبک زندگی بسیار سادهای دارد.
طبق روایات، ایشان لباس نرم و نازک نمیپوشند، بلکه لباسی خشن میپوشند؛ غذای چرب و لذیذ نمیخورند، بلکه غذاهای خشک و ساده میخورند و همچون فقیرترین مردم، زاهدانه زندگی میکنند.
پس معرفت امام، یعنی شناخت این الگوی کامل انسانی و درک این حقیقت که ایشان نهتنها جهان را از ظلم و فقر میرهاند، بلکه خود پیشگام در سادهزیستی و دوری از تجمل است.
این شناخت، سرمشقی عملی برای منتظران است تا سبک زندگی خود را با آموزههای حضرت هماهنگ کنند.
ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی امام زمان علیهالسلام: ترکیبی از صلابت و رحمت
یکی دیگر از جنبههای مهم معرفت امام زمان علیهالسلام، شناخت خصلتهای اخلاقی و سبک حکمرانی ایشان است. در روایات آمده است که حضرت:
سختگیر با قدرتمندان و کارگزاران حکومت:
با والیان و حاکمان مناطق مختلف سختگیر و جدی است و بر عملکرد آنان نظارتی دقیق دارد تا مبادا حقکشی کنند یا از مسیر عدالت منحرف شوند. این صلابت، تضمینکننده سلامت و کارآمدی حکومت جهانی عدل است.
مهربان و رحیم با مستضعفان و محرومان:
در مقابل، با مساکین، فقرا و نیازمندان با مهربانی، ملاطفت و محبت فراوان رفتار میکند. این رحمت گسترده، امید را به دلهای شکسته و اقشار فرودست جامعه بازمیگرداند.
پس یکی از جلوههای معرفت امام، درک همین تعادل بینظیر میان «عدالتِ سختگیرانه با کارگزاران» و «مهربانیِ بیحد با محرومان» است.
خلاصهای از ویژگیهای شخصیتی و آثار حکومت حضرت:
برقراری عدالت جهانی و ریشهکن کردن ظلم و ستم.
برپایی حکومت جهانی اسلام تحت لوای توحید و معنویت.
آوردن امنیت، رفاه، آزادی حقیقی و معنویت برای همه ابناء بشر.
احیای حق و گرفتن انتقام خون همه شهیدان راه حق، از انبیا و اولیا تا مظلومان تاریخ.
ویژگیهای شخصی و سبک زندگی حضرت:
از نظر شخصی، زندگی امام زمان علیهالسلام همراه با:
* تقوای عمیق
* زهد و سادهزیستی الگوساز
* مهربانی و محبت به انسانها میباشد. این ترکیبِ صلابت در حقگویی و مدیریت با رحمت نسبت به مردم و سادهزیستی شخصی، تصویر کاملی از رهبری الهی و الگوی بیبدیل برای منتظران ترسیم میکند.
جلوههای مختلف معرفت امام زمان علیهالسلام
معرفت امام زمان علیهالسلام ابعاد مختلفی دارد که شما به خوبی به آنها اشاره کردید. میتوان این معرفت را در چند جلوه اصلی دستهبندی کرد:
۱. شناخت ویژگیهای شخصی و اخلاقی امام
این بعد، به شناخت سجایای اخلاقی، سبک زندگی و خصلتهای فردی حضرت میپردازد (مانند عدالت، سادهزیستی، صلابت در برابر ستمگران و رحمت نسبت به مستضعفان).
۲. شناخت ویژگیهای ظهور و حکومت امام
این بعد شامل شناخت موارد زیر است:
- علائم و شرایط ظهور
- مقدمات و بسترهای لازم برای ظهور
- ویژگیهای حکومت جهانی حضرت(مانند عدالت فراگیر، امنیت، رفاه و معنویت)
۳. شناخت ویژگیهای یاران امام و الگوبرداری از آنان
این بعد از معرفت، عملی و کاربردی است و به ما میگوید برای شایستگیِ همراهی حضرت، باید چه ویژگیهایی را در خود پرورش دهیم. بر اساس روایات، یاران امام زمان علیهالسلام دارای این صفات هستند:
- شجاع و نترس: مانند شیر در روزهای نبرد در برابر دشمنان حق.
- عارف و عابد: شبزندهدار و عاشق عبادت و مناجات تا صبح.
- عالم و آگاه: به دور از جهل، دارای معرفت عمیق نسبت به خدا و امام زمان خود.
- باتقوا و عادل: پایبند به احکام الهی و اهل عدالت.
- موحد و خداباور: دارای توحیدی ناب و خالص.
- مطیع محض: پیرو بیچون و چرای امام زمان و فرمانبردار او هستند.
- مهربان و انساندوست.
معرفت واقعی امام زمان علیهالسلام، شناختی جامع و چندبعدی است که تنها با دانستن نام و نسب پایان نمییابد، بلکه شناخت شخصیت امام، آرمانهای ظهور او و همچنین شناخت و الگوبرداری از یارانش را در بر میگیرد. هدف نهایی این شناخت، همراهی عملی با حضرت است؛ یعنی پرورش این صفات در خود و تبدیل شدن به عناصری آماده و شایسته برای یاری او در هنگام ظهور است.
یکی از جلوههای شناخت امام زمان این است که ما در واقع «جایگاه امام زمان» را در این عالم هستی بدانیم؛ اینکه امام در واقع واسطه فیض خداست، بدانیم که امام مجرای لطف خداست. هر فیضی، هر لطفی، هر نعمتی که خدا برای بندگانش میدهد، به برکت امام زمان علیهالسلام است. این جایگاه امام است.
یعنی مطابق روایات اهلبیت علیهمالسلام، مثلاً در دعای ندبه ما میگوییم: «أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ؟» کجاست آن کسی که ارتباطدهنده بین زمین و آسمان است؟
یعنی واسطه بین خدا و بندههایش است. یعنی خدا هر نعمتی که میخواهد بدهد، به برکت او میدهد. این جایگاه را باید بدانیم. در دعای عدیله (اول مفاتیحالجنان) است، میگوییم:
«ثُمَّ اَلْحُجَّةُ اَلْخَلَفُ اَلْقَائِمُ اَلْمُنْتَظَرُ اَلْمَهْدِیُّ اَلْمُرْجَی اَلَّذِی بِبَقَائِهِ بَقِیَتِ اَلدُّنْیَا ، بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَیٰ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءِ»: به برکت او روزی مخلوقات داده میشود و به وجود او زمین و آسمان پابرجاست.
اگر عالم پابرجاست، به برکت امام زمان علیهالسلام است. خدا به همه مخلوقات اگر رزق و روزی میدهد، به برکت امام زمان علیهالسلام میدهد. و به وجود اوست که آسمان روی زمین خراب نمیشود و پابرجاست.
پیغمبر فرمودند: «لَوْلَا الْحُجَّةُ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا»؛ اگر حجت خدا روی زمین نباشد، زمین دهان باز میکند و اهلش را در خود فرو خواهد بُرد.
شناخت امام زمان یک جلوهاش هم این است که این جایگاه امام زمان را در این عالم هستی ما بدانیم و بشناسیم. این جایگاه، جایگاه مهمی است. خوب، این هم پس یک جلوه از جلوههای شناخت و معرفت امام زمان است. ما شیعیان اعتقاد داریم که هر نعمتی هم خدا به ما میدهد، به برکت امام زمان علیهالسلام است. حتی اگر نماز و روزه ما قبول شود، با دعای امام زمان است. دعای ما مستجاب شود، با آمین امام زمان است.
جلوههای نهایی شناخت امام زمان (ع): جایگاه حجت الهی و عمل در عصر غیبت
یکی دیگر از جلوههای معرفت امام زمان علیهالسلام، درک جایگاه ایشان به عنوان حجت و واسطه فیض الهی است. این مفهوم در متون دینی ما به وضوح بیان شده است. همانطور که در زیارت جامعه کبیره میگوییم:
«بِمُوَالاَتِکُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ»
یعنی: به واسطه ولایت و محبت شما اهلبیت است که خداوند عبادات و واجبات ما را میپذیرد. «بِمُوَالاَتِکُمْ أُعْطِینَا دِینَنَا»؛ یعنی: به برکت ولایت شماست که معالم دین و احکام الهی به ما عطا شد.
پس این جایگاه امام زمان ( ع)، یک جلوه بنیادین از معرفت است: شناخت اینکه پذیرش اعمال و آموزش دین، به برکت وجود و ولایت امام معصوم (و در رأس آنان امام زمان عج) صورت میگیرد.
جلوه نهایی: تجلی معرفت در عمل (وظیفهشناسی در عصر غیبت)
یکی از مهمترین جلوههای معرفت امام زمان علیهالسلام، تشخیص وظیفه عملی خود در دوران غیبت کبری است. این است که وظیفه خود را تشخیص دهیم، معرفت باید در عمل نمود پیدا کند. مهمترین وظیفه ما در این عصر، این است که بدانیم:
امام زمان علیهالسلام تکلیف کردهاند که در دوران غیبت، به فقهای عادل، باتقوا و آگاه مراجعه کنیم و از آنان اطاعت نماییم. بنابراین، معرفت واقعی به حضرت، تبعیت و اطاعت از ولیفقیه عادلِ زمان (به عنوان نایب عام امام) را ایجاب میکند. این اطاعت، یعنی پارکاب او بودن و یار و یاور او بودن در مسائل فردی، اجتماعی، سیاسی و حکومتی.
معرفت امام زمان علیهالسلام تنها یک شناخت ذهنی و تاریخی نیست؛ بلکه شناختی «وجودی» و «عملگرا» است که باید در همه عرصههای زندگی فردی و اجتماعی ما تجلی یابد. این معرفت در نهایت خود را در پایبندی به دین، اطاعت از رهبری شرعی و زمینهسازی برای ظهورنشان میدهد.
پیامبر اکرم (ص) درباره اهمیت مسئله انتظار فرمودند: «أفضَلُ الأعمَالِ انتظارُ الفَرَج»؛ انتظار فرج، برترین اعمال است. در جای دیگری نیز رسول خدا (ص) فرمودند: «أفضَلُ جِهادِ أُمّتی انتظارُ الفَرَج» که نشان میدهد انتظار فرج نه تنها یک عمل، بلکه جهادی والا و عملی ویژه است.
شهید آوینی جملهای دارد که اشاره میکند: «امام خمینی (ره) به ما آموخت که انتظار در جهاد، مبارزه و مقاومت معنا میشود». همچنین باید گفت که این دو مفهوم انتظار و امیدوار بودن در هم تنیدهاند و جداییناپذیرند. انتظار، ویژگیهایی دارد که خودبهخود زمینه امید را فراهم میسازد. در واقع، انتظار بستری برای امیدواری است؛ دریچهای به سوی امید و آرامش.
زیرا انسان منتظر که تلاش خود را کرده، معرفت نسبت به امام زمان (عج) یافته و آن جامعه آرمانی مهدوی و مدینه فاضلهای را که اهلبیت (ع) ترسیم کردهاند باور کرده است، خودبهخود برای رسیدن به آن عصر طلایی ظهور تلاش خواهد کرد. او از وظیفه خود یعنی «انتظار» آگاه است و میداند که انتظار تنها به گریه و احساسات، زیارت جمکران یا خواندن دعای عهد محدود نمیشود. انتظار، عمل است.
بیگمان انتظار، اقدام است، حرکت است، جهاد است و سرشار از پویایی و نشاط است. آنکه به این مرحله از معرفت و انتظار امام زمان (عج) دست یابد، بیدرنگ شبانهروز در تلاش خواهد بود، خود را برای ظهور آماده خواهد کرد و در همه عرصههای فردی، اجتماعی و خانوادگی چنان رفتار خواهد نمود که رضایت مولای خویش را فراهم آورد؛ و با امید و انگیزهای شکوفا به سوی آن جامعه متعالی و نورانی عصر ظهور گام برخواهد داشت.
پس معنای انتظار روشن است: انتظار بهمعنای زمینهسازی است، بهمعنای آمادهکردن مقدمات برای کاری بزرگ. هرچند در لغت، انتظار به «چشمبهراهی» ترجمه میشود، اما انتظار فرجِ حضرت مهدی (عج) فراتر از آن است؛ یعنی آمادهسازی شرایط و بسترسازی برای ظهور.
اهمیت این مسئله تا بدانجاست که امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «المنتَظِرُ لأمرِنا کالمُتشَحِّطِ بِدَمِه فی سبیلِ اللهِ»؛ کسی که منتظر امر ما باشد، همچون کسی است که در راه خدا در خون خود غلتیده باشد.
از این روایت به وضوح درمییابیم که انتظار، تنها احساسات، گریه یا زیارت نیست؛ بلکه کاری بزرگ، عملی جهادی و حرکتی آگاهانه و مسئولانه است.
انتظار بر اساس هدف آن معنا مییابد. اگر منتظر روییدن گندمی در زمین باشید، معنای انتظار این است که زمین را آماده کنید، بذر بکارید، آبیاری و مراقبت کنید؛ این میشود انتظار برای برداشت گندم. یا اگر منتظر ساخته شدن خانهای باشید، تنها با دعا کردن خانهای بنا نخواهد شد؛ بلکه باید زمین فراهم کنید، مصالح تهیه کنید، معمار و کارگر به کار بگیرید، هزینه و وقت بگذارید و زحمت بکشید تا خانه ساخته شود.
به همین ترتیب، هنگامی که منتظر برپایی حکومت جهانی عدالتمحور حضرت مهدی(عج) هستید حکومتی که امنیت، رفاه، آزادی، عدالت و معنویت را برای همه انسانها به ارمغان میآورد و ریشه ظلم و فساد و تبعیض را میکَنَد، تلاش شما نیز باید در همین راستا باشد.
یعنی باید:
- سربازانی در تراز آن حکومت جهانی عدالتمحور تربیت کنید؛
- خود را چنان پرورش دهید که شایستگی حضور در آن حکومت توحیدی را داشته باشید؛
- همسری انتخاب کنید که بتواند مادر فرزندانی سرباز برای امام زمان(عج) باشد؛
- و یا به عنوان یک دختر، با همسری منتظر ازدواج کنید تا با هم نسلی منتظر و یارانی آماده برای حضرت پرورش دهید.
این است معنای انتظار فعال و سازنده: نه تنها چشمداشتن، که اقدام کردن و بسترسازی برای تحقق آن آرمان بزرگ است.
انتظار فرج، یک «نقشه جامع عملیاتی» است که برای هر فرد و هر قشر، وظیفهای متناسب با جایگاه و تواناییهایش تعریف میکند. این انتظار، حیات و حرکت همه جامعه را در مسیر یک آرمان جهانی هماهنگ میسازد.
انتظار در نیروی نظامی به معنای تقویت بنیه دفاعی، کسب دانش و فناوری روز، تربیت نیروهای متعهد و بصیر، و آمادگی کامل برای دفاع از حریم امامت و یاری رساندن به اهداف جهانی امام عصر (عج) در مقابله با استکبار جهانی است.
انتظار در معلم به معنای تربیت نسلی آگاه، مؤمن، مسئولیتپذیر و کارآمد است؛ نسلی که در علم و تقوا و عمل، شایستگی خدمت در حکومت جهانی عدل را داشته باشد.
انتظار در مغازهدار و کشاورز به معنای رعایت امانت، حفظ حلال و حرام، پرهیز از کمفروشی و گرانفروشی، و ادای حقوق مالی مانند خمس و زکات است. این همان اقتصاد منتظرانه است که بسترهای سلامت اجتماعی و قسط اقتصادی را فراهم میآورد.
و در نگاهی کلان، انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) نمونهای عینی و بینظیر از تجلی همین انتظار فعال و جهادی بود. ایشان با تکیه بر وعدههای الهی و سنتهای ربانی، باوری عمیق به ظهور منجی داشتند و نهضت خود را گامی در مسیر زمینهسازی برای آن آرمان بزرگ جهانی قلمداد کردند. بنابراین، انقلاب تنها یک حرکت سیاسی نبود، بلکه یک عمل جهادی در مسیر انتظار بود که نشان داد انتظار واقعی میتواند تاریخساز باشد و جغرافیای قدرت در جهان را در جهت اهداف توحیدی تغییر دهد.
این نگاه، انتظار را از یک حالت انفعالی و احساسی به یک گفتمان فعال، مسئولیتساز و تمدنساز ارتقا میدهد که هر فرد در هر جایگاه، سهم و وظیفهای در آن دارد.
بیشک افق دید امام خمینی(ره) تنها به عبادتهای فردی محدود نبود. ایشان بهعنوان یک انسان منتظر، افقی بینالمللی و جهانی داشتند و حرکت انتظار را در میدانی فراخ و در تقابل با جریان شیطانی صهیونیسم بینالملل و فراماسونری به اجرا درآوردند.
امام پرچمی بلند کردند به نام امام زمان(عج) و قیامی مهدوی و امامی را پایهریزی نمودند. آنان گامی بلند به سوی ظهور برداشتند و انقلابی را بنیان نهادند که آرمانهای آن، زمینهسازی برای حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) است.
کینهها، دشمنیها، فشارها، تحریمها، تهدیدها، اغتشاشها، فتنهها و جنگهایی که در این چهلوهفت سال از سوی شیاطین عالم علیه انقلاب اسلامی صورت گرفته از جنگ تحمیلی تا جنگهای اخیر همه نشاندهندهی احساس خطر دشمنان از این انقلاب است. انقلابی که با پرچم «یا صاحبالزمان» و به رهبری نایب امام زمان(عج) به پیروزی رسید و امروز به دنبال تربیت میلیونها جوان برای یاری امام عصر(عج) و تحقق عدالت جهانی است و در عرصههای گوناگون به موفقیتهای بزرگی دست یافته است.
دشمنی جهانی با انقلاب؛ نشانهای از حرکت در مسیر انتظار حقیقی
دشمن صریحاً در پی آن است که هم ظهور امام زمان(عج) را به تأخیر اندازد و هم این نظام اسلامی را از رسیدن به آرمانهایش بازدارد. در مقابل، رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید فرمودهاند: «انتظار، یعنی تمام تلاش خود را در جهت مخالف خواست دشمن به کار گیریم تا مقدمات ظهور امام عصر(عج) فراهم شود.»
ایشان همچنین تصریح کردهاند که باید مهدویت را بهشکلی عقلانی، عملی و مبتنی بر آموزههای اصیل اهلبیت(ع) پیش ببریم و از هرگونه عوامفریبی، خرافهپردازی و رویابافی پرهیز کنیم. تنها با مراجعه به قرآن، روایات معتبر و عالمان راستین دین میتوان معرفتی اصیل یافت و گامی عملی در مسیر زمینهسازی برداشت.
همین گام بلند انقلاب اسلامی است که خشم و حملات بیامان نظام سلطه را برانگیخته است. کینهها، دشمنیها، تحریمهای چهلوپنجساله، تهدیدها، فتنهها و جنگهایی چون دفاع مقدس و جنگهای اخیر، همگی واکنش نظام استکبار جهانی در برابر انقلابی است که پرچم «یا صاحبالزمان» را برافراشته و آشکارا به تربیت میلیونها انسان برای یاری امام زمان(عج) و زمینهسازی ظهور همت گمارده است. این حجم از خصومت، خود گواهی روشن بر اصالت و صحت مسیر این انقلاب مهدوی است.
رجعت؛ باوری ویژه و عدالتگستر شیعی
رجعت از اعتقادات اختصاصی شیعه است. رجعت به معنای بازگشت است: شیعه معتقد است گروهی از بهترینهای هر امت، از زمان حضرت آدم(ع) تاکنون، به این دنیا بازمیگردند. آنان که بهترینِ خوبان هستند، میآیند تا نتیجه مجاهدتها، شهادتها و زحمات خود را در همین دنیا ببینند و شاهد تحقق آرمانهای همه انبیا و اولیا و وعدههای کتابهای آسمانی به دست امام زمان(عج) باشند.
در مقابل، بدترینِ بدان هر امت نیز بازمیگردند تا نتیجه جنایات و مفاسد خود را مشاهده کنند؛ از جمله کسانی که با اعمال خود، ظهور منجی الهی را به تأخیر انداختند. این بازگشت، جلوهای از عدالت الهی است که پاداش و پادافرات را در همین دنیا نیز به نمایش میگذارد.
بر اساس روایات معتبر، امام حسین(ع) در شب و صبح عاشورا به یاران خود فرمودند: «ما به شما وعده میدهیم که در آخرالزمان، فرزندم مهدی(عج) ظهور خواهد کرد. در زمان ظهور او، من و شما یاران کربلایی، همه به این دنیا بازخواهیم گشت تا در برپایی عدالت در سراسر عالم، به یاری او بشتابیم.» این سخن، پیوندی ناگسستنی میان عاشورا و ظهور را ترسیم میکند و نشان میدهد که خون شهیدان، در حکومت جهانی عدل، به ثمر خواهد نشست.
رجعت، استمرار امامت و رجوع به فقها برای تشخیص حق از باطل
در ادامه مسئله رجعت، بر اساس روایات معتبر، نخستین امامی که پس از دوران ظهور و اتمام حکومت حضرت مهدی(عج) به این دنیا رجعت میکند، حضرت امام حسین(ع) است و حکومت عدل الهی را ادامه میدهد. سپس، به ترتیب، همه امامان معصوم(ع) رجعت میکنند و در نهایت، این چرخه با رجعت دوباره حضرت مهدی(عج) به پایان میرسد و پس از آن، قیامت برپا خواهد شد. این باور که از آموزههای متمایز شیعه است، با استناد به آیات قرآن، روایات فراوان و استدلالهای عقلی قابل اثبات است و در بسیاری از کتابهای تخصصی مورد بحث قرار گرفته است.
راهنمای تشخیص حق از باطل در جامعه امروز
اما در پاسخ به این پرسش که راه تشخیص حق و باطل در حوادث روزگار چیست؟، باید گفت چند راهنما وجود دارد:
۱. قرآن
۲. روایات اهلبیت(علیهمالسلام)
با این حال، مشکل آنجاست که همه مؤمنان تسلط کافی بر متون دینی و توانایی استنباط احکام از قرآن و حدیث را ندارند. از این رو، اهلبیت(علیهمالسلام) ما را به عالمان و فقهای دینی ارجاع دادهاند. همانگونه که حضرت مهدی(عج) در توقیع شریف خود فرمودند:
«وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللهِ»
(و اما رویدادهای تازهای که پیش میآید، پس در آنها به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا هستم.)
بنابراین، در عصر غیبت، مراجعه به فقهای آگاه و عادل که نمایندگان واقعی امام زمان(عج) هستند، راه مطمئن تشخیص حق از باطل، و عمل به تکلیف در حوادث پیچیده دنیای امروز است.
تداوم ولایت فقیه، پاسداری از خط امامت در عصر غیبت
بر اساس تأکید امام زمان(عج) که فرمودند در رویدادها و مشکلات دوران غیبت، باید به راویان حدیث و فقهای دین مراجعه کرد ـ زیرا آنان حجت من بر شمایند ـ شیعیان در طول تاریخ غیبت کبری، همواره با تمسک به این رهنمود، مسیر هدایت را پیمودهاند.
پس از آغاز غیبت کبری، اولین فقیهی که جامعه شیعه به او روی آورد، ابن قولویه قمی بود که به عنوان ولی فقیه و رهبری منصوب از ناحیه امام زمان(عج)، زعامت شیعیان را عهدهدار شد. پس از وی، فقهای بزرگی همچون شیخ مفید، سید بن طاووس، سید رضی و سید مرتضی و دیگران، یکی پس از دیگری مسئولیت رهبری و ولایت بر جامعه شیعه را بر عهده گرفتند.
این سلسله تا امروز ادامه یافته و بر اساس منابع تاریخی و فقهی، تقریباً شصت و سه نفر از فقهای عادل و آگاه، این مسئولیت خطیر را عهدهدار شدهاند. در زمان حاضر، «مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای (مد ظله العالی)» به عنوان شصت و سومین نفر در این زنجیره ولایت، رهبری و حاکمیت بر جامعه شیعه را بر عهده دارند. شیعیان جهان، با پیروی از این ولی فقیه زمان ـ که نایب امام عصر(عج) است گوش به فرمان ولایت بوده و در مسیر تحقق آرمانهای اسلامی و مهدوی گام برمیدارند. این تداوم تاریخی، تجسم عینی عمل به فرمان امام زمان(عج) و پاسداری از خط امامت در دوران غیبت است.