حجتالاسلام عبدالله رضایی درباره ترویج مهدویت در فضای مجازی گفت: اصلیترین وظیفه رسانههای مهدوی، ایجاد سرمایه اجتماعی برای شناخت امام زمان(عج) و زمینهسازی ظهور است و این امر مستلزم اعتمادسازی و پرهیز از روایتهای یکسویه و رسمیزده در محتواست.
ایکنا به منظور بررسی فرصتها و تهدیدهای فضای مجازی در زمینه ترویج مفهوم مهدویت به ویژه در عصر امروز با حجتالاسلام عبدالله رضایی انالوچه، فعال فرهنگ و رسانه گفتوگو کرده است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم.
فضای مجازی چه تأثیری بر گسترش معارف مهدوی داشته است؟ به عبارت دیگر، آیا بهرهگیری از فضای مجازی بیشتر در راستای ترویج مهدویت بوده یا در جهت مهدویتستیزی؟
ابتدا باید دید مأموریت یک رسانه مهدوی چیست. اگر بزرگترین مأموریت آن را ایجاد سرمایه اجتماعی برای شناخت و حرکت در مسیر زمینهسازی ظهور بدانیم، در این صورت سرمایه اجتماعی در عالیترین سطح باید توسط رسانهها، اعم از دیجیتال و حرفهای، از جمله رسانههای ملی بهویژه در کشورهای اسلامی و مشخصاً کشور شیعی ایران که در صدر قرار دارد، در راستای اعتمادسازی بین خود رسانه و مخاطبانش برای امید به منجی و زمینهسازی ظهور شکل گیرد.
بنابراین، اگر پیشنیاز اثرگذاری را در نظر بگیریم، وظیفه رسانههای دیجیتال پرهیز از روایتهای یکسویه و رسمیزده درباره مسائل کوتاهمدت است. باید به بحث مهدویت نگاهی راهبردی داشته باشیم. اگر رسانههای دیجیتال از عمق مهدویت سخن بگویند و صرفاً برای اهداف خاص برنامهریزی نکنند، یعنی استفادهای نامناسب از مفاهیم مهدوی صرفاً برای پر کردن فضای رسانه یا طرح بحثی فقط در مناسبتها مانند نیمه شعبان صورت نگیرد، آنگاه میتوانند اثربخش باشند.
اگر محتوا در قالبهای خشک و صرفاً بهمنظور بزرگداشتهای مناسبتمحور ارائه شود، از جانمایه مهدویت که روح زندگی و انرژی فوقالعادهای برای حرکت انسان عادل و هماهنگ با زمانه است، عقب خواهیم ماند. از این رو، باید به روایتهای یکسویه، عدم شفافیت در برابر برخی خطاها یا اشکالات توجه کرد. باید بپذیریم که در این مسیر کارهای بزرگی انجام دادهایم، ولی ممکن است برخی اقدامات ما نیز نادرست بوده باشد. باید با صداقتی که مردم بهعنوان کارگزاران منتظر از ما انتظار دارند، پیام خود را در هر رسانهای – دیجیتال یا غیردیجیتال – ارائه دهیم تا پذیرفته شود و سرمایه اجتماعی لازم برای زمینهسازی ظهور ایجاد شود.
چگونه میتوان از ابزارهایی مانند شبکههای اجتماعی، پادکستها، بازیهای رایانهای یا واقعیت مجازی برای انتقال عمیقتر مفاهیم مهدوی به نسل جوان استفاده کرد؟
اگر یک رسانه مسئول یا تولیدکننده محتوای رسانهای، ابعاد یک رسانه دینی، مانند صداقت، صراحت و عدم سوگیری برای اهداف خاص را رعایت کند و واقعیتها را آنگونه که هست به مردم نشان دهد، بیتردید بر دل آنها خواهد نشست. بنابراین، نخست آنکه محتوای پیام نباید از اصالتها دور شود؛ یعنی بیش از آنکه دیدگاه خود را بیان کنیم، باید روایتهای اصلی را بازگو کنیم. اگر از عمق جان، صادقانه و مبتنی بر روایتهای اصیل اهلبیت(ع) و احادیث مهدوی عمل کنیم، بسیاری از شبهات پاسخ داده خواهد شد. اگر جوانی، پاسخ صادقانه پرسش خود را از خلال مباحث رسانههای دیجیتال دریافت کند، جذب خواهد شد.
از اینرو، افزون بر صداقت، اصالت پیام نیز اهمیت دارد؛ یعنی ارتقای کیفیت پیامهای حوزه مهدویت و برداشت درست مبتنی بر تفاسیر صحیح از روایات و احادیث. بسیاری از مباحث مهدویت که مورد علاقه عموم است، مانند علائم ظهور ذائقهسازی شدهاند. باید از این علاقه بهره بگیریم، اما آن را به سمت مباحث اصلی و وظایف یک زمینهساز ظهور هدایت کنیم. در حقیقت، هر ظرفیت مردمی نسبت به مهدویت باید در جهت مبانی اصلی آن سامان یابد.
جنبه دیگر، تکنیکهای رسانهای است که جذابیتهای خاص خود را دارد. اگر از منظر رسانه اسلامی، بهگونهای کوتاه، صادقانه و با بهرهگیری از روایتها و منابع اصیل سخن گفته شود و سخن دل مردم را با زبان روایات و احادیث اهلبیت(ع) بیان شود، بهترین خدمت به مهدویت انجام شده است.
بزرگترین چالش و آسیب فضای مجازی برای باورها و مفاهیم اصیل مهدویت را چه میدانید؟
گاهی با نگاهی به تاریخ مشاهده میکنیم که بسیاری از افراد، به مفاهیم مهدوی پناه میآورند و سپس آن مفاهیم را متناسب با نحله و فرقه خود تبلیغ میکنند. استفاده ناصحیح و سوگیرانه از منابع مهدوی، یکی از مهمترین آسیبهایی است که در رسانههای متصل به منابع غیرموثق شاهد آن هستیم و این مسئلهای بسیار حائز اهمیت است؛ از این رو، اصلی که پیشتر درباره اصالت منابع اشاره شد، در اینجا نیز پاسخگو است و باید به منابع اصیل متصل باشیم و این نکته بسیار مهمی است.
بحث دیگر این است که جذابیت پیام در رسانه، چه در بستر دینی و چه غیردینی، اصول خاص خود را دارد؛ باید مختصر و کوتاه سخن گفت. هنگامی که در مباحث مهدوی یا دینی شاهد استفاده از قالبهای بسیار ساده، اما طولانی هستیم، اثرگذاری لازم را نخواهند داشت. آسیبهای این شیوه نیز همانطور که پیشتر اشاره شد، قابل تأمل است.
به عنوان کارشناس این حوزه، رسالت اصلی رسانههای دیجیتال معتقد به مهدویت را چه میدانید؟ آیا صرفاً اطلاعرسانی است یا نقش عمیقتری دارند؟
تمام کارکردهای یک رسانه، اعم از آموزش، اطلاعرسانی و حتی سرگرمی که امروزه بخشی از اوقات مردم را به خود اختصاص میدهد، باید هدفمند و همهجانبه مورد استفاده قرار گیرد. رویکرد مهدوی میتواند سبب نشاط اجتماعی شود، امیدآفرینی کند و کاربردهایی بسیار جذاب داشته باشد. در مباحث دینی، اگر موضوعاتی مانند تاریخ اسلام یا مباحث اختیاری را در نظر بگیریم، یکی از جذابترین آنها، مباحث مهدویت است؛ اما ما هنوز نتوانستهایم از این انرژی بیکران بهخوبی بهرهبرداری کنیم؛ بنابراین ظرفیتهای بسیار بزرگی وجود دارد که نتوانستهایم آنها را به زبان مناسب رسانه بیان کنیم. برای مثال، هنوز موفق به تولید یک فیلم سینمایی مهدوی کامل یا یک سریال در این حوزه نشدهایم، در حالی که یکی از پایههای انقلاب اسلامی همین بحث مهدویت است.
در رسانههای دیجیتال نیز باید با توجه به اقتضائات خود، یعنی ایجاز، گیرایی، صداقت، صراحت و دیگر ویژگیهای فضای مجازی که مستلزم بیان مستقیم و بیپرده اصل مطلب است و همچنین با در نظر گرفتن مخاطب در پیام، عمل کرد. باید ببینیم دغدغه مردم چیست، دغدغه مردم عدالت است، مبارزه با فساد است. جان مردم زمانی شکوفا میشود که کسی درباره عدالت سخن بگوید و عدالت اساس بحث مهدویت است. اگر موضوعات به درستی به کار گرفته شوند و تکنیکهای رسانهای مورد استفاده قرار گیرند، مهدویت میتواند به یکی از بزرگترین دغدغههای اهالی رسانه و مخاطبان تبدیل شود.
در مورد تکنیکهایی که برای جذب و مشارکت نسل جوان در گفتمان مهدویت از طریق رسانههای دیجیتال و فضای مجازی اشاره کردید، چه نکاتی را باید رعایت کرد؟
رسانه باید با مردم و همراه آنها باشد. اگر بخواهد با قالبهای کاملاً اداری یا با ذهنیتی از پیشتعیینشده پیش برود، نخواهد توانست سخن مردم را بازتاب دهد. فاصلهای که برخی از رسانههای ما با پرسشهای واقعی مردم گرفتهاند، خود باعث دوری شده است. بنابراین، نخست باید همزادپنداری با خواستهها و پرسشهای مردم ایجاد کرد و حتی پرسش را مبارک دانست. حتی شکلگیری شبهه و ایجاد سؤال در ذهن جوان را باید مبارک شمرد و از آن استقبال کرد و گفت؛ تو ابراهیموار در مسیر جستوجوی حقیقت در حرکت هستی.
بنابراین اگر شبههای، چه در حوزه مهدویت و چه خارج از آن، در ذهن جوان شکل میگیرد، باید بتواند آن را آزادانه بیان کند و با منابعی که قادر به ارائه پاسخ مناسب هستند ارتباط برقرار کند. تسهیل این ارتباط هم از نظر ثبت پرسشهای جوانان و مردم و هم از نظر پاسخگویی متخصصان باید توسط رسانه انجام پذیرد.
ایکنا- ضعف تولید محتوا در فضای مجازی را در رابطه با مهدویت و مقابله با آسیبها و شبهات موجود چقدر جدی میبینید؟
یکی از مسائل مهم این است که بسیاری از فعالان حوزه دین، در پلتفرمهایی مانند ایتا، اینستاگرام، ایکس(توییتر) و دیگر بسترها که فرصتهای بسیار مناسبی برای ارائه مباحث مهدویت و پاسخ به سؤالات و شبهات هستند، بهویژه با استفاده از تکنیکهای تصویری و قالبهای جذاب، حضور کمرنگی دارند. حضور متخصصان و افرادی که میتوانند کار رسانهای عمیق و عالمانه انجام دهند، در این فضاها برای پاسخگویی و ایجاد ارتباط بسیار محدود است. گام اول که همان برقراری ارتباط مؤثر است، بهخوبی برداشته نشده است. رسانه ملی ما ممکن است عمدتاً برای مخاطبان وفادار و پایهای برنامهسازی کند، در حالی که باید برای اقشار میانی و افرادی که سؤال دارند و به دنبال پاسخ هستند نیز تولید محتوا کند. رسانههای دیجیتال ما نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
بنابراین، حضور فعال در پلتفرمهایی که مباحث دینی در آنها کمتر مطرح میشود، باید به عنوان یک اصل اولیه در نظر گرفته شود و سپس الزامات و ویژگیهای هر رسانه رعایت شود. وقتی فضای مجازی تا این حد با محتوای غیرمناسب آمیخته است، نباید بحث را با حاشیهها آغاز کنیم؛ بلکه باید با صداقت کامل، پرسشهای اساسی را مطرح کرده و پاسخهای مستدل و قوی ارائه دهیم. همچنین باید بتوانیم چارچوبهایی ایجاد کنیم که رسانههای دیجیتال به عنوان دروازهای برای ارتباط با مراکز تخصصی پاسخگویی عمل کنند. نباید پرسش و پاسخ صرفاً در خود رسانه دیجیتال محدود بماند؛ این رسانهها باید پلی باشند برای اتصال جوانان به مراکز علمی و دانشگاهی تا امکان پرسشگری مستمر فراهم شود. این نقش ارتباطی و پلسازی رسانهها به نظر من از اهمیت بالایی برخوردار است.
امروزه که ابزارهایی مانند هوش مصنوعی، متاورس و سایر فناوریهای نوین در دسترس هستند، باید از این ظرفیتها بهره برد. در این حوزه بسیار ضعیف عمل کردهایم و نیازمند حرکتی جدی هستیم. هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنی نیست: اگر سؤال دقیقی از آن پرسیده شود، پاسخ مناسبی ارائه میدهد؛ اما هوش مصنوعی ذاتاً میتواند سوگیریهایی داشته باشد. اگر به الگوریتمهای کلان آن بنگریم، در واقع نوعی جهتدهی ذهنی انجام میدهد که خود کاربر نیز در آن نقش دارد. بنابراین، اولاً باید شناخت کافی از هوش مصنوعی به دست آوریم و دوماً فرهنگ استفاده درست از آن به ویژه برای طرح پرسشهای دقیق و هدفمند را در بین جوانان و مخاطبان، بهویژه در حوزه رسانه، نهادینه کنیم. این نیز اقدام بسیار مهمی است.
به شبهات، خطر تحریف یا سکولاریزه کردن مفاهیم مهدویت در فضای دیجیتال اشاره کردید. این خطر را چقدر جدی میبینید و راه مقابله با آن چیست؟
در حقیقت، نبرد شیطان با فطرت پاک انسانی که به بهترین صفات انسان پیوند خورده است، از آغاز وجود داشته و امروز نیز در فضای دیجیتال که بستری نفسانیتر دارد و انواع دعوتهای به دنیاطلبی و مظاهر نامطلوب، حتی به ظاهر دینی در آن گسترش یافته، ادامه دارد. بنابراین، جریان مقابل با قدرت پیش رفته و ما حتی در مورد محیط این پلتفرمها و زیستبوم آنها با چالش مواجه هستیم. اما نکته کلیدی این است؛ اگر با همان خلوص و پاکی، جوان سؤال خود را صادقانه بیان کند و ما نیز صادقانه پاسخ دهیم، میتوانیم بسیاری از معضلات فعلی در حوزه شبهات را رفع کنیم. نباید نسبت به این موضوع سختگیری غیرمنطقی کنیم؛ اگر فضای گفتوگو را باز بگذاریم و در عین حال خودمان نیز حضور فعال و مدیریتشده داشته باشیم، نه رها کردن کامل فضا، بلکه هدایت آن، میتوانیم موفق شویم. توصیه من این است، از آنجا که جلوگیری از برخی فناوریها ممکن است مجدداً علیه ما استفاده شود، بهتر است نوگرایی جوانان را به فال نیک بگیریم و خودمان همچون یک معلم، دوست و همراه، در کنارشان باشیم. این عدم همراهی و عدم تسلط به عنوان راهنمایان جوانان، خود بزرگترین معضل است و اگر این مسئله حل شود، به نظر من بسیاری از مشکلات ما برطرف خواهد شد.
نکتهای در پایان دارید که بیان آن را لازم میدانید؟
همین که جوانان پرسشگر باشند، چه با روحانی، چه معلم و چه هر فرد آگاه دیگری، به یک منبع اکتفا نکنند و حتماً پرسش خود را از منابع معتبر، چه در فضای دیجیتال و چه در محیطهای دیگر مطرح کنند و همواره برای یافتن پاسخ پیگیر بمانند و در جهت شناخت و درک عمیقتر گام بردارند، تا بتوانند همچون ابراهیم(ع) از میان شبهاتی که امروز همهجا را فرا گرفته عبور کنند، بحث بسیار مهمی است. اینکه بتوانیم نسل جدیدی پرسشگر، بهویژه در فضای مجازی، اما با تکیه بر منابع موثق پرورش دهیم، امری حیاتی است.